تبلیغات
golyasc60 - دستور جلسه هفتگی
 
golyasc60
درمان اعتیاد و درمان چاقی و رسیدن به تناسب اندام با روش DST
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علی کریمی
مطالب اخیر
شنبه 4 دی 1395 :: نویسنده : علی کریمی
این جلسه یازدهمین جلسه از دوره پنجاه وهفتم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه کمک کنگره به من و خدمت من به کنگره در روز چهارشنبه مورخ 95/10/1 به استادی و نگهبانی مهندس و دبیری خانم فاطمه راس ساعت 11:30 آغاز به کار نمود.
 

سلام دوستان حسین هستم یک مسافر
در کنگره 60 بر مبنای شرایطی که پیش می آید، دستورجلسات تعیین می گردد، یعنی هر کاری که در کنگره انجام می‌دهیم، اول تفکر می‌کنیم که آیا این موضوع مورد نیاز ما هست و به درد ما می‌خورد؟ همه دستور جلسات بر مبنای دلایل مستحکمی است و تمام گروههای در طول یک هفته راجع به آن صحبت می‌کنند.

سلام دوستان حسین هستم یک مسافر
در کنگره 60 بر مبنای شرایطی که پیش می آید، دستورجلسات تعیین می گردد، یعنی هر کاری که در کنگره انجام می‌دهیم، اول تفکر می‌کنیم که آیا این موضوع مورد نیاز ما هست و به درد ما می‌خورد؟ همه دستور جلسات بر مبنای دلایل مستحکمی است و تمام گروههای در طول یک هفته راجع به آن صحبت می‌کنند.
نکته مهمی که در این دستور جلسات هست و در هیچ انجیویی فکر نمی‌کنم وجود داشته باشد، این است که برنامه آموزشی کنگره 60 در اول مهر انتخاب می‌شود، یعنی مثل سال تحصیلی می‌ماند. البته یکسری مواقع مثل جشن همسفر که در ماه محرم و صفر افتاده بود، جایگزین شد تا بتوانیم مسائل شاد را در ایام غمناک مطرح نکنیم.
دستور جلسه این هفته خدمت ما به کنگره و خدمت کنگره به ماست، این دستور جلسه برای این مطرح شد که هرکدام از ماها ببینیم که جایگاهمان کجا قرار دارد. به قول فوتبالیست ها ببینیم که چند چندیم. به اعتقاد من تعلیم و تربیتی که به ما داده‌شده است، مقداری مشکل دارد و مشکل این است که به ما یکسری چیزها را یاد داده اند، ولی اندازه های آنان را یاد نداده اند. به ما گفته اند که محبت خوب است، ولی اندازه محبت چقدر است. گفته اند که اعتماد به دیگران خوب است، اندازه اش چقدر است؟ اعتماد به اعضای خانواده، مادر به دختر، خواهر به برادر، پدر به پسر، خوب است، ولی اندازه اش چقدر است؟ اعتماد به اعضای فامیل مهم است، ولی اندازه اش چقدر است؟ عشق اندازه اش چقدر است؟ گذشت اندازه اش چقدر است؟ اگر خوب نگاه کنیم، می بینیم که به ما آموزش داده اند، ولی اندازه هایش را به ما آموزش نداده اند.
بر اثر این عدم آموزش، دوستی ها تبدیل به دشمنی می‌شود، فامیلی ها تبدیل به بیگانگی می‌شود، محبت تبدیل به کینه و تنفر می‌شود، چون ما اندازه هایش را نمی دانیم.
مثلاً به یکی از اعضای خانواده اعتماد می‌کنید و زمینی که از پدرتان به شما ارث رسیده، به یکی از برادران اختیار می‌دهیم که بین شما خواهر برادرها تقسیم کند، اول خوب است، ولی زمان که می‌گذرد، امر به او مشتبه می‌شود که همه این‌ها برای من است، چون من بزرگ‌تر هستم، چون این کار به من داده‌شده، کم‌کم باورش می‌شود که تمام این زمین‌ها متعلق به خودش است و بعد مقابل خانواده می‌ایستد و تازه دعوا و دادگاه و گرفتن وکیل شروع می‌شود.
ولی اگر روز اول اندازه را به او داده بودند و گفته بودند که وکیل هستی این کار را انجام بدهی، ولی این قرارداد را باید بنویسی که تو وکیل ما هستی و باید به دنبال کارها بروی و بعد تقسیم کنی و این‌قدر سهم توست و این‌قدر سهم ماست. اگر چنین حرکتی انجام می‌شد، برادری و خواهری سر جای خودش می‌ماند.
می‌گویند استاد بد، شاگردش را دزد می‌کند. اگر آنجا قرارداد را بنویسیم و مستحکم باشد، آن شخص هم می‌بیند که راه دعوایی وجود ندارد و نمی‌تواند پول را بالا بکشد، خانواده هم جای خودش می‌ماند. یک طرف 2 میلیارد پول است و یک طرف خواهر و برادری، کدام بیشتر می‌چربد؟
ما محبت را می‌کنیم، ولی آنقدر بی‌اندازه محبت می‌کنیم که حال طرف به هم می‌خورد. اندازه همه چیز را باید بدانیم. حتی یک زن و شوهر باید اندازه محبت و روابطشان را بدانند. نه خیلی محبت زیادی و نه خیلی محبت کم. تعادل را باید پیدا کنند تا زندگی بقاء داشته باشد.
ما چرا این دستور جلسه را گذاشتیم؟ برای اینکه به هر نفر تفهیم کنیم که جایگاه تو در کنگره 60 کجاست. چون ما عادت کرده ایم که در کل سیستم بگیریم.
همه می گوئیم حقیقت آن چیزی است که به نفع ماست، آن چیزی که به نفع ماست، حق ماست و حقیقت و درستی است. آن چیزی که به ضرر ما باشد، بی عدالتی، ناحق و کژی است.
شخص وارد کنگره می‌شود و بعد از یک ماه می‌گوید که من انتقاد دارد، من پیشنهاد دارم. کولی را در ده را نمی‌دادند، سراغ خانه کدخدا را می‌گیرد.
وارد کنگره شده، مشاوره رایگان، راهنما رایگان، کلاسها رایگان، همه چیز رایگان است. بعد می‌گوید که من انتقاد هم دارم.
یعنی تمام این خدماتی که انجام می‌دهد را متوجه نمی‌شود، ولی هرچه بیشتر بداند، انتقادش کمتر می‌شود. چون ناآگاه بوده و در بیرون اینطور پرورش پیداکرده که همه جا دنبال انتقاد باشد. همه سعی می‌کنیم که از هم مچ‌گیری کنیم.
هر کس مسئولیتی دارد، وقتی رئیس اداره جدید جایگزین می‌شود، رئیس قبلی را دزد قلمداد می‌کند و کلی بدوبیراه به شخص قبلی می‌گوید و این خیلی زشت است.
ما یکسری افراد حقیقی داریم و یکسری افراد حقوقی. این‌ها فرق می‌کنند. ما باید جایگاهها را احترام قائل شویم. یک وزیر جایگاهش خیلی بالاست، باید انسانها آنقدر قدشان بلند شود و آنقدر بزرگ باشند تا برسند به جایگاه وزیری.
یک موقعی ممکن است ما چنین کسی را نداشته باشیم، آنقدر جایگاه وزیری را پایین بیاوریم تا همه هم قد این جایگاه بشوند. ما این را نمی‌خواهیم.
ما می‌خواهیم جایگاه کمک راهنمائی قوی و رفیع باشد. جایگاه مرزبانی، جایگاه بزرگ‌ترها، جایگاه پیشکسوت‌ها قوی باشد، باید احترام بزرگ‌ترها در تمام سطوح حفظ شود. ادبیاتی که صحبت می‌کنیم باید پخته باشد. تازه وارد بلد نیست، ولی به مرور یاد می‌گیرد. وقتی یاد می‌گیرد، می‌بیند که خودش مملو از عیب و ایراد است و خیال می‌کند که همه چیز را او تشخیص می‌دهد، دیگران تشخیص نمی‌دهد. مثلاً می‌گوید سبد مالی را بگذاریم اول جلسه، یا آخر جلسه، یا نوشتارها را هر روز نخوانید، یا می‌گوید هر روز سلام نکنیم، نمی‌داند که این سلام دادن یعنی هشدار دادن. سلام کردن یعنی معرفی خودتان، یعنی همه می‌دانند که من اسمم حسین است، وقتی پاسخ سلام تو را می‌دهند، اختلاف فکری درونیشان معطوف به جلسه می‌شود. یا وقتی با کناردستی خودش صحبت می‌کند، ارتباطش قطع می‌شود و وارد جلسه می‌شود. سلام کردن ما دقیقاً کاری را انجام می‌دهد که روحانیون در مراسم صلوات می‌فرستند. روحانیون برای جلب توجه و بجای خود دادن، با درخواست صلوات همه را در جای خود می‌آورند. ولی ما کوتاه‌تر این کار را انجام می‌دهیم. من با روحانیون در سازمان تبلیغات اسلامی و با مسئولین آموزشی روحانیون، خیلی در مورد این قضیه صحبت کردیم که با این کار چطور ارتباط برقرار می‌شود.
 
 
اینجا بما می‌گوید که کنگره 60 به ما چه داده و من به کنگره 60 چه داده ام؟ جمله معروف از آقای کندی که می‌گفت: این‌قدر نگوئید که آمریکا به من چه داده، شما به آمریکا چه داده اید؟
این‌قدر نگوئیم جمهوری اسلامی به ما چه داده؟ ما به جمهوری اسلامی چه داده ایم؟ این‌قدر نگوییم کنگره به ما چه داده است؟ بگوییم ما به کنگره چه داده ایم؟
کنگره که از بودجه مملکتی استفاده نمی‌کند، از خیرین هم استفاده نمی‌کند، از کشورهای خارجی هم پول دریافت نمی‌کند، یک سیستم کاملاً خودجوش، هم از نظر علمی، معنوی و هم مالی.
این است که این دستور جلسه ما را در مقابل این سوال قرار می‌دهد. وقتی به حالتی می‌رسید که به علت عدم آگاهی، خودتان را طلبکار می‌دانید، این دستور جلسه می‌گوید که حساب‌وکتاب کنیم، ببینیم چند چند هستیم؟ طلبت چقدر است؟ بستکاریت چقدر است؟ می‌خواهد به ما جایگاه را نشان بدهد. می‌خواهد کاری کند که ما تشکر و شکرگزاری را یاد بگیریم.
خود من که بنیان کنگره 60 هستم، وقتی می‌خواهم ببینم که کنگره به من چه داده و من به کنگره چه داده ام، نمی‌توانم چنین رابطه‌ای برقرار کنم، چون کنگره خیلی بیشتر به من داده، چون اگر من یکی به کنگره داده ام، کنگره به من صد تا داده. من تعارف نمی‌کنم، شکسته نفسی هم نمی‌کنم. تکلیف من این است.
هیچ وقتی در جایگاهی که هستیم، جایگاهمان را فراموش نکنیم. این دستور جلسه می‌خواهد بگوید که همیشه یک نگاهی به عقب داشته باشیم. همیشه پشت سرت را نگاه کن. مثل داستان سلطان محمود و ایاز که همیشه ایاز به او می‌گفت که جایگاه من چه بوده و من در چه جایگاهی قرار داشتم و الآن در چه جایگاهی قرار دارم.
کنگره 60 آموزش‌هایش را خیلی خوب داده است و من از این قضیه راضی هستم.
به قول آقای ویلیام وایت، پارامترهای گوناگونی که تئوریسین‌های جهان حتی به مقداری از آن آگاه نیستند، کنگره 60 اجراء می‌کند. کنگره 60 ریکاوری بلند مدت با درمان داروئی کنار هم قرارگرفته‌اند.
آن‌هایی که ریکاوری می‌کنند، درمان را قبول ندارند، آن‌هایی که درمان می‌کنند، ریکاوری را قبول ندارند. ریکاوری یعنی بازیابی سلامت. در اتاق عمل یک قسمتی به‌عنوان ریکاوری وجود دارد، آنجا نگهداری می‌شوید تا شرایط عادی شود و بعد از اتاق بیرون می آئید. ما همانطور که درمان انجام می‌دهیم، بازیابی سلامت هم می‌کنیم و جهان‌بینی را هم آموزش می‌دهیم، نیروها را هم از خودمان پرورش می‌دهیم. گروه موسیقی و ورزش هم داریم. کارهایی می‌کنیم که برای خیلی از کشورها به‌صورت رویاست. ما همه این‌ها را به خاطر آموزش‌ها دریافت کرده ایم.
اکثر افراد آموزش‌های کنگره را گرفته اند. آن‌هایی که آموزش‌ها را نمی‌گیرند، خیلی نادر هستند. همه بچه های کنگره 60 که یک یا دو سال می آیند، آموزش‌ها را می‌گیرند. آموزش‌ها را گرفته اند که ما الآن از نظر مالی مشکلی نداریم. با تمام تفاسیر چون این آموزش‌ها را دیده اند و گرفته اند، ما از نظر مالی مشکلی نداریم. چون خود افراد می‌دانند که اگر پولی به کنگره 60 می‌دهند، پولشان حفظ می‌شود. چون این آموزش‌ها را دیده اند، ما نیاز به کمک‌های مالی بیرون از کنگره نداریم. چون این آموزش‌ها را دیده ایم، به این قدرت رسیده ایم که یکجا را رهن کنیم و 400 میلیون تومان پول رهن شعبه را بدهیم.
برای شعبه شمس، لوئی پاستور و استاد معین، هرکدام 300 تا 400 میلیون تومان پول رهن داده ایم. قبلاً به دنبال مکان می‌گشتیم و تحت اختیار آن‌ها، چون این آموزش‌ها را دیدیم، همه بچه ها پیش قدم شدند و کنگره را یاری رساندند.
من در کنگره شمس گفتم، شما با یک مقدار حرکت توانستید اینجا را با 400 میلیون رهن کنید، مطمئن هستم باکمی همت، می‌توانید چنین جایی را خریداری کنید. این‌ها بخاطر نوع دستور جلسات است.
لغت انسان و انس، از نسیان می آید، یعنی از فراموشی. لغتی که خداوند روی انسان گذاشته، یعنی انسان موجودی است که فراموش‌کار است. این فراموشی جهات متعدد دارد، یکی از روز الست فراموش کرده، یکی اینکه از همین الآن فراموش می‌کند.
این دستور جلساتی که ما می‌گذاریم، آنچه را که ما فراموش کرده ایم، یادمان می‌اندازد. دستور جلسه یادمان می‌اندازد که ما برای کنگره چه کردیم و کنگره برای ما چه کرد، یک روز هم به یاد ما می‌اندازد که فضولی چیست؟ یک روز به ما می‌فهماند که یک همسفری هم وجود دارد که برای سلامتی تو تلاش می‌کند و این شخص دارای ارزش است و باید به او احترام بگذاری، کسی است که به تو خدمت می‌کند، یار توست، سیستم خانواده را می‌چرخاند و این شخص قابل احترام است و باید به او فکر کنی. ما این‌ها را یاد می‌دهیم و تکرار می‌کنیم. ما تکرار می‌کنیم که فرابگیریم.
 
 
 
بنابراین من عرض کردم که کمک‌های زیادی کنگره به من کرد و من خودم واقعاً نتوانستم آن میزانی که کنگره به من کمک کرده، به کنگره خدمت کنم. کنگره باز هم به شخص من که بنیان آن هستم، بیشتر کمک کرده. ما باید شاکر و سپاسگزار باشیم و در جهت بهبود وضع کنگره گامهای موثری برداریم. نگوییم که از ما گذشت. ملک که برای من نیست، اموال کنگره عین اموال وقفی است، اموال کنگره مثل مسجد است، همه تحت قوانین وقف است. ما کاری انجام می‌دهیم که دیگران هم از این وضعیت استفاده کنند. امیدوارم که قدر این موضوع را بدانیم.
مطلب بعدی؛
ـ بعضی قضایا به مرور زمان عوض می‌شود. آن چیزی که عوض‌شده و تغییر کرده، اینکه وقتی سبد پول را به چرخش درمی‌آورند، پول را باید دبیر بشمارد و دبیر تحویل مرزبانان بدهد. قدیم قانون این‌گونه بوده است. سبدها جمع می‌شود، دبیر پولها را جمع می‌کند و می‌شمارد و در کاغذ می‌نویسد و با پولها تحویل مرزبانان می‌دهد. مرزبانان هم اگر خواستند می‌شمارند. پول را در تمام خزانه‌ها و کنگره 60 دبیر شمارش کند. از قدیم این‌گونه بوده، چه مسافران آقا، چه خانواده، چه پارک و ...
امیدوارم این قانون را هم که عوض‌شده، اجراء کنیم. این پول باید در مقابل اعضاء شمارش بشود.
ـ مطلب دیگر این است که ما دریافت پول نقدی نداریم. اگر نذری می‌خواهید بدهید، داخل سبد بیندازید. ما نباید پرداخت نقدی داشته باشیم. اگر کسی می‌خواهد پولی بدهد، اگر کم است، داخل سبد بریزد.
البته نذر را به کنگره ندهید، کنگره 60 جایگاه نذری نیست، نذر را به کمیته امداد و امامزاده بدهید. پس چیزی که به‌عنوان صدقه، خمس، زکات است، برای سازمانهای مربوطه است و به ما تعلق نمی‌گیرد. چون این‌ها اعتقادات مردم است و ما با اعتقادات مردم نمی توانیم بازی کنیم. اگر می‌خواهی به‌حساب زمین بدهی، داخل سبد بریز.
آقای حشمت در پارک طالقانی، هر روز سوسیس و تخم‌مرغ درست می‌کرد و از جیب خودش هزینه را پرداخت می‌کرد، گفتم برای چه مجانی درست می‌کنی، گفت که من برای خیرات پدرم این کار را می‌کنم، گفتم: مطمئن باش جایگاه پدرت با این خیرات‌ها تغییر نمی‌کند.
اگر پول می خواهید پرداخت کنید، در بانک واریز کنید و قبضش را تحویل بدهید.
از اینکه به حرفهای من گوش کردید، سپاسگزارم.
 
نام فایلتاریخمدت زمانحجم (MB)لینک
فایل صوتی سخنان مهندس95/10/0100:34:1915.7دانلود
فایل صوتی رهایی ها95/10/0101:29:1331.1دانلود
 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 17 شهریور 1396 03:02 ب.ظ
It's genuinely very complicated in this active life to listen news
on TV, thus I only use the web for that purpose, and take the hottest information.
یکشنبه 18 تیر 1396 09:44 ق.ظ
I am so happy to read this. This is the type of manual that needs to
be given and not the random misinformation that
is at the other blogs. Appreciate your sharing this greatest doc.
شنبه 4 دی 1395 09:15 ب.ظ
با سلام و خسته خدمت شما خدا قوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :