تبلیغات
golyasc60 - متن کامل سی دی آموزشی "راه مستقیم" جناب مهندس دژاکام
 
golyasc60
درمان اعتیاد و درمان چاقی و رسیدن به تناسب اندام با روش DST
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علی کریمی
مطالب اخیر

به نام قدرت مطلق 

مبحثی که می خوانم و در موردش صحبت می کنم، مربوط به تاریخ 24/9/73 می باشد.
*استاد:البتّه ما متّفقاً نظرمان براین است که بالا بردن درک و فهم انسانها، جهت شناخت قدرت های الهی و همین طور به هدف رسیدن می باشد. همان گونه که می دانید ، علم بی پایان و زندگی هم در هر بعدی که باشد، حیات از نقطه ای که به انتها می رسد، دوباره آغاز می گردد. آنچه تصفیه می شود، از مرکز خارج و جذب بعد قطب دیگری می گردد. آن گاه هریک از آنها می توانند پیام آور و یا مرشد باشند.
و امّا صراط مستقیم؛ همیشه هست. مهم آن است که ناپیداها را دریابیم و به آن عمل نمائیم. باخواست و توان شخصی می توان هر مشکلی را که لاینحل به نظر می آید ، حل نمود و به آنها فائق گشت.
مسئله ای که در اینجا مطرح می شود، من یک کلمه را می گیرم و بحث را روی آن ادامه می دهم. " صراط مستقیم " بیشترین صحبتی را که در مراحل عبادی، انسانها انجام می دهند، همین کلمه صراط مستقیم است.
ما تقریباً یک ونیم میلیارد مسلمان داریم که به روایتی 17 بار در روز و به روایتی دیگر 32 بار در روز جملهء" ما را به راه راست هدایت کن" را می گویند. و تخمینی شاید در روز نزدیک 10 الی 20 میلیارد مرتبه بیان می شود که "خداوندا مرا به صراط مستقیم هدایت کن."یا اگر در کتاب نگاه کنیم، با سورهء حمد(سپاسگزاری)شروع می شود که می گوئیم: حمد وسپاس پروردگار عالمیان. و بعد از چند پاراگراف می رسیم به، هدایت کن ما را به صراط مستقیم و.... حالا این صراط مستقیم چیست؟!
هر راه باید یک مبدا داشته باشد، طبق گفته های خودمان، مبدا صراط مستقیم کجاست؟ مقصد آن کجاست؟ و هدف از صراط مستقیم چیست؟ و در پاراگرافی که خواندم، استاد هم می گوید: همهء مطالب جهت بالا بردن درک و فهم انسانهاست. قدرت های الهی برای بالا بردن فهم و شعور انسانهاست نه برای نابودی.
حالا این صراط مستقیم که به زبان های محتلف بیان می شود، کجاست؟ ما اگر ندانیم مبدا آن کجاست، چطوری می توانیم وارد آن شویم؟! مانند اتوبان است، اوّل که وارد می شوید، بعد گاردریل دارد و الی آخر.
چرا گفته شده راه مستقیم؟ چون کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه، خط مستقیم است. مثلاً از اینجا( سهروردی)تا راه آهن بخواهیم برویم، کوتاه ترین مسیرمان همان راه مستقیم است، اگر بتوانیم وصل کنیم. صراط مستقیم، کوتاه ترین مسیر است و هیچ راه میان بری ندارد. بهترین و کوتاه ترین راه رسیدن به هدف، صراط مستقیم است، و این را ما گاهی اوقات درک نمی کنیم. و می گوئیم نمی شود و می توانیم میانبر و زیر آبی بزنیم و.... برای درمان اعتیاد، از زمان پیدایش بشر می خواستند میانبر بزنند و زمان آن را کم کنند ،هرچه بیشتر تلاش کردند، بیشتر عقب ماندند، چون صراط مستقیم را پیدا نکرده بودند. یعنی کوتاه ترین راهی که یک مصرف کننده بتواند به درمان برسد کمتر از 10 ماه نیست. اگر بخواهید، این زمان را کمتر کنید، نمی شود و روز به روز فاصله بیشتر می شود. یا کوتاه ترین زمان برای به دنیا آمدن بچّه 9ماه یا 7ماه(در شرایط خاص) است. و اگر بخواهید کمترش کنید، نوزاد کامل نمی شود. و به دنیا نمی آید. و..... مبدا صراط مستقیم همین جایی است، که ما هستیم و مقصدش بهشت است و هدف آن قرار گرفتن در آرامش و آسایش و نعمت و...... و سایر ویژگی هایی که در بهشت وجود دارد، می باشد. این تعریف صراط مستقیم است. برای ورود به صراط مستقیم باید بدانیم مبدا کجاست؟ یعنی در چه نقطه ای قرار داریم؟( مثل درمان اعتیاد) می خواهیم، برویم تبریز، مهم است بدانیم کجا قرار داریم و....گاهی اوقات می گوئیم که برای وارد شدن به صراط مستقیم فقط یک سری آئین ها را انجام می دهیم، نماز می خوانیم، روزه می گیریم و... در صراط مستقیم قرار می گیریم. قطعاً اینها جزء صراط مستقیم هست، امّا می خواهیم ببینیم که همین واجبات کافی اند؟ صراط مستقیم یک ویژگی دارد، اینکه عریض است. آن قدر که تمام مخلوقات الهی در آن جای می گیرند. مثل اتوبان نیست که وقتی شلوغ شود، ترافیک ایجاد کند. بخواهید وارد صراط مستقیم شوید، یک سری ویژگی هایی دارد. در آن مواد مخدر و الکل نیست، چون طبق کتاب از تو می پرسند، از " خمر و قمار! خمر یعنی پرده، حجاب و پوشش. پس چیزی که روی اندیشه و فکر انسان پرده، حجاب و یا پوشش ایجاد کند، می شود خمر. که می تواند مواد مخدر باشد و می تواند حتّی افکاری از درون و حتّی افکار منفی باشد . مواد مخدر روی افکار و اندیشه پرده می کشد. نمی توانیم بگوئیم که حشیش جزء خمر است امّا تریاک نیست. استفاده از مواد یک عمل شیطانی است. و صراط مستقیم جای این کارها نیست. مثل های بعدی در صراط مستقیم، کسی جیب کسی را نمی زند، کسی مال دیگری را نمی دزدد، رشوه نمی گیرد، حق را ناحق نمی کند، کسی تجاوز نمی کند، کسی دیگری را به گناه حکم نمی کند، یا تشویق نمی کند، در کتاب داریم که خداوند هیچ کس را به گناه امر نمی کند، البّته در شرایط خاص مثل جنگ و قتل و تجاوز و.... استثناء وجود دارد. امّا در صراط مستقیم از این مسائل خبری نیست. کسی غیبت نمی کند، قضاوت و تجسس نمی کند و.... اگر می خواهید مبدأ را مشخص کنید و وارد صراط مستقیم شوید، باید اینها را بدانید. در صراط مستقیم کسی کم فروشی نمی کند" ویل للمطففین" وای بر کم فروشان. اگر به جای 20 تن سیمان، 18 تن فروختی، در صراط مستقیم نیستی.
آقای اشکذری یک کاپشن خریده بود. پرسیدم، چند خریدی؟ گفت: 400 هزار تومان. گفتم خیلی جنسش خوب است، گفت: بله خارجی است، گفتم: نه! ایرانی است. گفت: کلی مارک داردو.... گفتم: 95 درصد پوشاکی که استفاده می شود ساخت کشور خودمان است. حتّی اینجا دوخته می شود و می رود به جزیره ء قشم و کیش و.... برمی گردد تهران به عنوان جنس خارجی! گفتم، یکی هم برای من بگیر. بعد آمد و گفت که تمام شده، خلاصه آدرس تولیدی را پیدا می کند و 160 هزار تومان قیمتش بود. یعنی روی کاپشن 220 هزار تومان سود می برد. قدیم می گفتند: کاسبی می کنید، هر تومان 10 شاهی( یک ریال) یعنی 100 تومان ، پنج تومان سود! این گرانفروشی است و در صراط مستقیم نیست. حتّی اگر بگویی من نماز می خوانم و حج رفتم و... پس صراط مستقیم جایی است که این گونه مسائل انجام نمی شود . بنابراین ما که هر روز می گوئیم، ما را به صراط مستقیم هدایت کن، آیا آمادگی اش را داریم؟ ! شرایط را داریم؟ ! مانند مثالی که در وادی نوشته بودم، که راهنمای سمت راست را می زنید ولی به چپ می پیچید. پس مبدا قرار گرفتن در صراط مستقیم، تزکیه و تصفیه و پالایش شدن است. یعنی در هر دین و آئینی که هستید، باید ضد ارزشها را از خود دور کنید. پس علاوه بر واجبات، انجام ندادن ضد ارزشها هم هست که بسیار مهم است. باید یک سری مطالب را بدانیم. در مکانی که ضدارزش زیاد است، قرار نگیریم، زودباور نباشیم. در مورد پاراگرافی که خواندم در ابتدا، این مطلب که من خیلی هم روی آن تاکید دارم و در جلسات هم 14 ثانیه سکوت می کنیم و پناه می بریم به خداوند از شر بزرگترین دشمن خودمان که جهل و ناآگاهی است به خاطر همین بالا بردن درک و فهم است. چرا که برای هر انسانی، هیچ کس دشمن تر از خودش، برای خودش نیست. یعنی بزرگترین دشمنش جن درونش است. همهء مشکلات به همین خاطر است. وقتی ما به فهم و آگاهی برسیم، قدرت های الهی را می فهمیم.
به قول لویی پاستور: دانش اندک انسان را از خداوند دور می کند و دانش زیاد او را به خداوند نزدیک می کند. در پرتو علم و دانش می توانیم به هدفمان برسیم. علم بی پایان است و نمی توانیم بگوئیم، ما علم راتمام کردیم. شاید باورش سخت باشد امّا علم را ما نمی سازیم بلکه فقط پیدا می کنیم ، علم متعلّق به خداوند است و به ما داده می شود. باید به یک تزکیه و تصفیه ای برسد تا از آن مرحله جدا شود، وقتی جدا شد می تواند راهنما ( مرشد) باشد و یا پیام آور و الگو باشد. خیلی ها می آیند و از من می پرسند چرا موفق نمی شوم؟ من می خواهم ترک کنم، امّا نمی شود. من می گویم، شما نمی خواهید و فقط به زبان می گوئید که من می خواهم، ولی در عمل نمی خواهی، 

توبه بر لب، صبحه (تسبیح) برکف، دل پر از شوق گناه 

معصیت را خنده می آید ز استغفار ما


در زبان می گوید، می خواهم درمان شوم، امّا دلش هوس مواد دارد. اگر کسی واقعاً بخواهد حتماً حریف است و می تواند. باید با تمام وجود بخواهد. نه تنها مسئله اعتیاد، بلکه هر مشکلی را اگر انسان بخواهد می تواند حل کند.
ما حس را کنار نگذاشتیم، فقط راجع به آن کمی توضیح دادیم، وامّا ما با توانایی هایی که در زمین کسب می کنیم، به آن نوانایی ها یک و یا دو و یا چند بال می دهیم، تا بهتر عمل کنیم. منظور از داشتن بال، قدرت پرواز است. در کتاب داریم که فرشتگانی هستند با دوبال یا سه بال یا چهاربال و.... بال بیشتر،  یعنی قدرت بیشتر. ما به زمین می آییم که یک سری توانایی ها را کسب کنیم و آموزش ببینیم تا در برگشت از آنها استفاده کنیم.
ما راجع به مسائلی می گوئیم که، نزد شما پنهان و نزد مراجعین

(کسانی که می میرند) آشکار.  پنهان بودن آنها به دیده ء ماست، باید بیابید و آنها را کامل نمائید. یعنی پنهان بودن مسائل بستگی به دید ما دارد. ما کسانی را که می میرند، دیگر نمی توانیم ببینیم، خیلی از موجودات دیگر را در هستی با چشم نمی توانیم ببینیم، چون چشم ما چیزهای خاصی را می تواند ببیند. امّا با حس های درونی و باطنی می توانیم ببینیم.

اگر در صدد کامل کردن برآمدید و مشکلی ایجاد شد، تامّل نمایید تا با القاء برطرف گردد. اگر در صراط مستقیم به مشکلی برخورد می کنید ، صبرکنید تا راه گشایش به شما الهام شود.
دنیای زمین و بعد دیگر با یک تفاوت از یکدیگر سوا می شوند، و آن دید حس پنج گانه و قبول آن است و در آن بعد،چندین حس وجود دارد ، که پنهان برای شماست. فرق جهان فیزیکی و آخرت با یک چیز است، و آن دید پنج گانه است (حواس). یعنی دنیا را با پنج حس ظاهری می بینیم امّا آخرت را با حس های دیگر که در ما پنهان است. 

به همین علّت در این عمل، شما کمترتا کنون به نتیجه رسیده اید . هرکس در خود، بنا به شغل و حرفه ای که دارد، اگر به موضوع بودن ، ارزش قائل باشد، می تواند راحت زندگی کند و بیشتر بداند و سفر پرباری هم داشته باشد.
امّا بیشتر انسانها بینای نابینا هستند و این موضوع باعث می شود، که پای خود را قدری از اطراف خویش فراتر بگذارند. هر فردی در هرجا ومکانی که هست ، اگر برای موضوع حیات ارزش قائل شود، می تواند راحت باشد . بیشتر انسانها می بنند ولی نابینا هستند. چون فقط ظاهر را می بینند وبه لایه های درون توجهی نمی کنند.
به خداوند و معادو... اعتقادی ندارند و زندگی سخت و مشقّت باری دارند.
و اگر مشاهده کرده ایدکه، سخنان شما برای آگاه نمودن اشخاص، موثّر واقع نمی شود، باید رها نمائید تاخودش راه خود را بیابد. وقتی کسی حرف شما را گوش نمی کند، اصرار نکن و ادامه نده، اگر از آموزگار آموختی که آموختی، و گرنه از روزگار می آموزی! اگر حرف راهنما را گوش کردی و عمل نمودی که هیچ و گرنه با مشکلات زیاد از روزگار می آموزی. داریم کسانی که در رفت و آمد هستند، و بعضی ها اصلاً توی باغ نیستند که برای کاری که برایشان انجام می شود ارزش قائل باشند. در زمانی که عصا را از کور می دزدند، یک عدّه به تو سرویس مجّانی و خدمت و راهنما و آموزش مجّانی می دهند، و تو آمدی و طلب کار هم هستی؟!
مادرم (خدا رحمتش کند) می گفت: جیغ زدی، شیشه را شکستی، کوزه را شکستی، چراغ را چپ کردی، طلب کار هم هستی؟! ما باید قدر شناس باشیم. امیر مومنان (ع) می فرماید: "اگر کسی به من یک کلمه بیاموزد، من بنده او هستم".
پس قدر کسانی که آموزش می دهند را بدانیم. کسانی که طلب کارند همان بینایان نابینا هستند، و بیشترین آسیب را خودشان می خورند. درست بودن انسانها و کردارآنها در یافتن بسیاری از مسائل نقش کلیدی دارد. و انسانهای دو شخصیتی و به عبارتی منافق گونه هرگز نمی توانند به آنچه در بعد دیگر می گذرد، دست یابند. و شانس اینکه ارشاد شوند، کمتر است. این مطلب بسیار حائز اهمیبتی است انسانها ی نادرست به نتیجه نمی رسند. مار باید راست شود تا به لانه خود برود. صادق باشند، شکر گذار و قدرشناس باشند و.... یعنی درست بودن، انسانهای منافق و دورو که ظاهر و باطن آنها یکی نیست و فرق می کند در هر پست و مقامی، هرگز درک نمی کنند که دنیای دیگری هست. شانس اینکه یک روزی سر به راه شوند، کمتر است.
اینان باید به سختی جهان زمینی را امتحان نمایند تا اگر قدرت مطلق بخواهد و شفقتی بر آنها داشته باشد، برای رفتن به بعد بهتر آماده شوند. آنچه می خواهیم بگوئیم این است که، تصوّر ننمائید که همه چیز در زمین است، بلکه بهترین و کامل ترین آنها در آسمانهاست و خوردن و استراحت تنها نیاز بشر نیست. بشر باید روح خود را مسلّح گرداند و برای ادامه حیات بالاتر آماده نماید تا در آن بعد، به آرامش واقعی برسد.
خیال نکنید همه چیز در زمین است، من دیگر شعار نمی دهم. باید یک چشم ما به دنیا و یکی به آخرت باشد. باید ضد ارزشها را کنار گذاشت، تا در صراط مستقیم قرار گرفت، و گرنه خودمان رنج می بریم. کسی که زیر و رو می کشد (تقلّب می کند) همیشه مشکل دارد، چاه کن همیشه ته چاه است .پس زمین را هم نباید فدای آخرت کنیم، هر دو به یک اندازه، جهان مزرعه آخرت است و به اعتقاد من آخرت هم مزرعهء جهان است.

چند تا نکته در مورد امتحان هم بگویم: مهم نیست که منابع آزمون چقدر است؟ البّته من سی دی ها راکم کردم. یک موقع هست می گوئیم از نمره 10 تا 15 هرکس گرفت، قبول است. آزمونی که می گیریم مثل کنکور با امتحانات دبیرستان و دانشگاه فرق می کند. سختی وآسانی ندارد، مانند مسابقهء دو است ، 2000 نفر می دوند ،ما 100 نفر اوّل را قبول می کنیم. مهم نیست نیم ساعت بدوند، یا دو ساعت یا .... من گفتم ممکن است 19 بگیرید، قبول نشوید و ممکن است 8 بگیرید و قبول شوید، یعنی بستگی به آن 100 نفر اوّل داردکه نمره آنها چند باشد. دو مسئله است، یکی خواندن منابع و دیگری رقبای شما، نکته دیگر، کنگره کارش درمان اعتیاد است. ما یک درس داریم به نام جهان بینی که برگرفته از دانش الهی است. پس نباید در کنگره خط مذهبی، دینی و غیره داشته باشیم چون ما در اینجا همه جور انسان داریم. اکثراً در ابتدای ورود به کنگره، نه خدا را قبول دارند و نه دین و.... اما بعد توجیه می شوند. اینها یک گروه هستند. یک گروه هم مذهبی اند ویک گروه هم خیلی متعصب وشدید مذهبی اند و بابعضی از برنامه های ما مخالفت می کنند. یک عده ممکن است اهل سنّت یا مسیحی یا.....باشد. کار ما مثل بیمارستان است و برای درمان به مذهب و آئین بیمار کاری نداریم. بعضی ها در ابتدا خیلی تعصّب دارند و می گویند شما چرا زیاد دست می زنید و چرا صلوات نمی فرستید؟! و.... کار ما درمان اعتیاد است با فرهنگ های مختلف ، امّا باید به همه احترام بگذاریم. معیار ما، ملاک ما رادیو و تلویزیون کشورمان است. اگر دیدیم روزهای محرّم رادیو و تلویزیون مراسم سوگواری هست و آهنگ نمی گذارد ما هم عین آنها رفتار می کنیم. گر چه ماه رمضان را تمام روزه می گیریم، آن را هم به غیر مسلمانان توجیه کرده ایم که به خاطر خواص روزه است و آنها هم پذیرفته اند. امّا همه امور را نمی توانیم تغییر دهیم، پس به کسانی که تازه وارد می شوند، می گوئیم که فقط به فکر سفر خود باشند، چون شما هنوز مواد مصرف می کنید و این یک عمل شیطانی است. شما اوّل درمان شو و وارد سفر دوّم بشو، بعد طرح بده و ....
نکته دیگر، از سفر اوّلی ها کمک قبول نشود، چون هنوز به تعادل نرسیدند. ما مثل بیمارستان هستیم !، شما نذورات را به بیمارستان می دهید؟! خمس و زکات و صدقه می دهید؟! بعضی ها می آیند و می گویند: ما می توانیم خمس و زکات خود را به کنگره بدهیم؟! من هم می گویم: نه! شما آن وجوهات را به مراجع باید بدهید. مافقط و فقط یک فطریه را می توانیم بگیریم که آن را هم از مراجع پرسیده ایم، و مشکلی ندارد. و بقیّه به ما تعلّق نمی گیرد و نمی توانیم وارد آن مقولات شویم. پس تازه واردین هم صبر داشته باشند و بعد ما تمام و کمال در خدمت شما هستیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 شهریور 1396 10:59 ب.ظ
I'm really impressed along with your writing skills
and also with the format for your weblog. Is this
a paid subject or did you modify it yourself? Anyway
stay up the excellent quality writing, it is uncommon to peer a great blog like this
one these days..
دوشنبه 19 تیر 1396 02:55 ب.ظ
Sweet blog! I found it while surfing around on Yahoo News.
Do you have any suggestions on how to get listed in Yahoo News?
I've been trying for a while but I never seem to get there!

Appreciate it
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :