تبلیغات
golyasc60 - متن کامل سی دی کاروان ازمهندس دژاکام
 
golyasc60
درمان اعتیاد و درمان چاقی و رسیدن به تناسب اندام با روش DST
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علی کریمی
مطالب اخیر

به نام قدرت مطلق   

   

اصولاً اگر انسانها بخواهند کاری انجام دهند،برای انجام آن هزاران دلیل وجود دارد. وقتی که نخواهندکاری را انجام دهند، هزاران دلیل می آورند که انجام ندهند.این یکی ازخصلت های انسان است.ما درمسئلهءدرمان اعتیادمثلثی را ترسیم نمودیم که اضلاع آن جسم،روان وجهان بینی است .امّا به مرورزمان من متوّجه شدم که این مثلث خیلی گسترده ترازاین مسئله است .ومادرتمام سطوح زندگی بااین مثلث مواجه هستیم . چون صدآید نودهم نزد ماست.چون مربوط به کلیّه مسائل است.قطعاًدرمورداعتیادهم صادق است .راجع به یک بیماری روانی هم صادق است .برای بیماری جسمی هم صادق است.(چه مزمن چه غیرمزمن) و... این مثلث برای یک فوتبالیست هم صادق است .برای یک استاد دانشگاه هم صادق است.برای یک پلیس ،قاضی،پزشک،محصّل و...برای همه .

من چون داشتم باخارج از کشوروبرای اساتیدودانشمندان آنهانامه نگاری می کردم ، برای اینکه ترسیم کنم،این جسم وروان و جهان بینی چگونه است؟ دنبال مثالی می گشتم .درکتاب 60درجه داشتیم که جسم و روان تشبیه شده به سوار وسوارکار .  گفتیم :اسب، جسم انسان وسوارکار، روان انسان است.مثال خوبی است وگفتیم،درمسئله درمان ، اگراسب (جسم)خراب باشدویامشکل داشته باشد، شمانمی توانیدسوارکار(روان) را تربیت کنید.سواروسوارکارباهم یک مجموعه اند.که هرکدام آموزش وشرایط خودش را دارد.بنابراین وقتی اسب تبدیل شده به خرلنگ ،شماهرچقدرسوارکارراتربیت کنیدوآموزش بدهیدو روان وجهان بینی را درست کنید، وبعدبگوییدبااین اسب که مشکل دارد،وچلاق است وفشارخون داردو... (این بیماری ها راحیوانات هم دارند)درمسابقات شرکت کند.این اصلاً امکان پذیرنیست.پس شمانمی توانیددر اعتیاد ودرتمام سطوح دیگر،بگوییدمن سوارکار راتربیت می کتم .اصل کاری سوارکار است و اسب را در نظرنگیرید،هیچ وقت به نتیجه نمی رسید،چون اسب جسم است، جسم بیوشیمی است.فشارخون، جریان خون،هورمون ها،میدیاتورها است .وخیلی مسائل دیگرو بسیار مهم وحائز اهمیّتی است.در معتادان گمنام می گویندکه مافقط باتربیت روحانی کار می کنیم وآموزش های معنوی داریم ، بااین شکل اصلاً درمان امکان پذیر نیست.ازاین قضایا که بگذریم می رسیم به جهان بینی . حالا راجع به این سوارو سوارکار، جهان بینی را به چه چیزی می توان تشبیه کرد؟!چیزی که من درموردش فکرکردم ، آن فضایی را که سواروسوارکار، حرکت می کنند، می شودجهان بینی .افکارو اندیشه هرفرد آن فضارا می سازد.شما یک فضایی را برای خودت می سازی که فضای پوچ است ، همه چیز آخرش نیستی است!نابودی است! وفقط چهارصباحی را عشق است که زندگی کنی؟!این یک فضا. مثلاً فضایی را در نظر بگیریدکه همه اش یخبندان است وسرماو... یک فضا رادرنظربگیریدکه کویراست، گرمااست، وبیابان ،نه گیاهی است ونه آب و.... این هم یک فضاست .

یک فضارا هم درنظر می گیریدکه جنگ وخونریزی و ویرانی است ، این هم یک فضااست ،یک فضارا در نظرت مجسّم می کنی که قحطی است، زورحاکم است پول حاکم است، این یک فضاست و... پس جهان بینی بسیار مهم است که ما با جهان فکری وذهنی مان این فضاها را به وجود می آوریم . این فضاها جهان بینی است .

گفتم که شخصی که می خواهد خودکشی کند، اوّل درذهنش خودکشی می کندو بعد عمل می کندوآن فضایی که سوارو سوارکارش درآن حرکت می کند، فضایی کاملاً ناامیدکننده و نابودگر است که دست به انتحار(خودکشی ) می زند.این فضا را خودش برای خودش می سازد.این فضا خیلی مهم است . فضایی که ما می خواهیم حرکت کنیم عاری از عشق و محبّت است یا مملوّ از کینه وفساداست؟! یافضایی که فقط مادیّات برآن حکومت می کند؟! و برای ما اهمیّت دارد که ما جهان را چگونه می بینیم !؟ می تواند یک فضا ی خوب باشدبا جاده ای خرّم و هوای معتدل و... می تواندفضای بدی باشد با سرمای مطلق یا گرما و خشکی مطلق و.... این فضاها را ما با اندیشه خودمان می سازیم .تا اینجا را داشته باشید.آن حرکتی که باعث می شود سوارو سوارکار ، توی آن فضا حرکت کنند یا قراربگیرند، آن حرکت می شود حرکت ریکاوری (بازیابی سلامت) که درکنگره 60 همه اینها با هم شروع می شوندو پیش می روند. پس وقتی این مسئله مطرح شدو این فضا، ما اینجا مسئله داریم که مرگ پایان هست یا نیست؟ ما با این فضا عملاً سروکار داریم ، می خواهیم آن را بسازیم . خداوند هم همین را می خواست که پیامبران را برای راهنمایی ما گسیل کرد. تمام مثال هایی که زده می شود درموردهمین فضاها است .مگر بهشت یک فضانیست ؟ جهنّم فضانیست؟ و یابرزخ و... اینها همه فضاهستند، فرشتگان ، سبع سماوات آیا نگاه نمی کنیدبه شتر، چگونه خلق شد؟آسمان چگونه برافراشته شد؟ و... مااگر می گوئیم مسئله مرگ چگونه است؟ نمی خواهیم مسائل دینی کار کنیم ، بلکه می خواهیم بدانیم فضایی که داریم برای خودمان درست می کنیم چگونه است؟ آیا مرگ پایان زندگی ما هست یا نیست؟ چون درفضایی که ما می خواهیم حرکت کنیم ، نقش دارد. گفتم که مابرای انجام دادن کار هزار دلیل می آوریم و هم اگر نخواهیم  انجام بدهیم هزاران دلیل می آوریم . به اعتقاد من اگر ما یک ذرّه منصفانه به مرگ نگاه کنیم ، لازم نیست منتظر باشیم تا مرگ را ببینیم ، منتظر باشیم جهان دیگر را ببینیم ، ما هرشب داریم مرگ را تجربه می کنیم ، ما در خواب هایمان دقیقاً جهان های دیگر را تجربه می کنیم . وقتی می خوابیم ، می میریم .یک مرگ موقت است و وقتی بیدار می شویم دوباره برمی گردیم .لازم نیست بگوئیم بعداز مرگ چگونه دوباره زنده می شویم ، چون داریم می بینیم و تجربه می کنیم . اصلاً مرگی وجودندارد، ما داریم می بینیم ، فقط تغییرفاز است . خواب مسئله مهمی است اگر نگاه کنیم و بهانه نیاوریم که مال ذهن است و از ساختارهاست و... ما در خواب هم زندگی می کنیم ، می خوریم ، می خندیم، می ترسیم و... من می گویم که بیداری خواب است ، رویا  است، و حقیقت در خواب است ، چرا؟ چون وقتی خوابم این زندگی اصلاً  یادم نیست وآن لحظه ای که خواب می بینم برای من حقیقت است . وقتی که بیداری ،می گویی حقیقت این است ، موقعی که خوابیم می گوئیم حقیقت آن است . قدر مسلّم حقیقت هردو تاست . چیزی که هست آن جهان دیگری است و ما همزمان در دو تا جهان زندگی می کنیم . در سی دی های قبلی گفتم، جهان ذهنی و جهان فعلی و جهان برزخ ( آخرت) ،پس مرگ هست و چیزی نیست که ما بخواهیم ثابتش کنیم ، آیا پس از مرگ هستیم یانه؟ .... خواب هایی که می بینیم ، قصه و افسانه نیست ، ما آنها را می بینیم در حالی که چشم های ما بسته است .حرف می زنیم در حالی که دهان ما بسته است . گاهی اوقات رفتگان را در لباس های دیگری می بینیم ، در فضاهای دیگری می بینیم ، پس اینها هست . جلسه های قبل گفتیم یاران سه دسته اند، یاران یمین ، یاران شمال و سابقون که اوّل دوره زیادندو بعد کمی به آنها اضافه می شود و خیلی نادر هستند. ودر سی دی شجره هم گفتم یاران شمال همانند شجره خبیثه و یاران یمین همانند شجره طیّبه و... به خاطر اینکه اینها همه به هم مربوط و متّصلند از کلمه شجره استفاده شد. مثلاً وقتی کسی اختلاس می کند این یک نفر نیست بلکه یک گروهند که با هم در ارتباطند. شجره مبارکه هم به سابقون تشبیه شد که این یک برداشت است .پس ما بدون جسم زندگی کردن را همگی تجربه کرده ایم ، وقتی شما خودتان و دیگران را در خواب می بینید آنها همه جسمیّت دارند اما جنسش از یک فضا ومکان دیگری است . گاهی اوقات برخی از انسانها از میلیاردها مطلب ،یک مطلب را می بینند و بعد به قول (استاد) امین: آن بالا می ایستند و نگاه می کنند که این ما هستیم که می فهمیم و بقیّه نمی فهمند .ما هستیم که کشف کردیم ، اینها قصّه است و....چرا این حرفها را می زنند چون می خواهند مرّتب خودشان را بالا ببرند و فخرفروشی کنند. البّته بعضی ها اینگونه اند دیده اید که بعضی ها با یک غروری می گویند: خوش به حال کسانی که نمی فهمند. یعنی من خیلی می فهمم و به همین علّت خیلی رنج می برم ! این غیر ممکن است که کسی بفهمد و رنج ببرد!، در سیستم الهی و کائنات تمام رنج ما از نفهمیدن است و چون نمی فهمیم سختی می کشیم ، معذرت می خواهم من خودم را می گویم ، کسی که بفهمد از زندگی لذّت می برد .

یک مطلبی را می خوانم و بعد در موردش صحبت می کنیم ، که دیالوگی هست بین استاد و شاگرد مربوط به سال 72

شاگرد: شما خود نیک می دانید که من در اثر برداشت های غلط از زندگی و نداشتن استاد ویا راهنما و یا مرّبی با وجود کار وتلاش شبانه روزی خود را به درون ظلمت بردم . حال که کورسویی از نور ، به فضل خداوند رویت شده است که به درستی دلیل آن را نمی دانم ، هر دستوری که لازم است بفرمائید تا انجام دهم .

بعضی وقت ها برداشت های ما از زندگی کاملاً غلط است . شاگرد در اینجا وضعیّت خودش را می گوید . بله ،من یک زمانی همه چیز را افسانه می دانستم .چون یک کتابی دستم می رسید و می خواندم ، فکر می کردم حقیقت است ویک موقع انسان فکر می کند هر چیز که در کتابی نوشته شده راست است .اما این طور نیست ، ممکن است یک کتاب هم سراسر پوچ و نادرست باشد، چرا من می پذیرفتم؟! چون دانش من پایین بود و من از گفتارها و نوشتارها عقب بودم . "اگر از گفتارها و نوشتارها عقب باشیم به صحّت و سقم آن پی نمی بریم ". و نداشتن استاد و راهنما ، هرچند کار زیاد می کردم و سختی بسیار می کشیدم ، اما به نتیجه نمی رسیدم . شما فرض کنید می خواهید بروید به تبریز ، جاده ای را که باید به سمت تبریز بروید، می روید به سمت بندر عباس و جاده قم .  هدف نهایی شما تبریز بوده اما افتاده اید در جاده قم ! آنجا پیاده،بی آب، خسته، روزهای گرم و شب های سرد و... می روید. هرچه بیشتر سختی می کشید و می روید از هدفتان دور می شوید ، چون در سمت مخالف حرکت می کنید. مهم سختی کشیدن ما نیست ،که مهم در جهت هدف و در مسیر تلاش کردن مااست ! وبعد می گوئیم خدایا ، چرا من به تبریز نمی رسم ؟ در زندگی هم چون راه را بلد نیستیم، گاهی اوقات در جهت مخالف حرکت می کنیم و از هدف دور می شویم ، مانند همین ترک اعتیاد خودمان که مواد را قطع می کنند و تعادل جسم و روان برقرار نیست و هرچه زمان می گذرد ، سخت تر می شود و مشکلات بیشتر . بعد می گویند چرا به نتیجه نمی رسیم ؟ بودن راه خیلی مهم است و این در تمام سطوح هست . مثلاً شما برای پیانو زدن ، نزد استاد می روید ، درپیانو دست چپ آکورد می گیرد و دست راست هم می نوازد ، دست چپ یک چیز می زند و دست راست هم یک چیز. حالا استاد شما بلد نیست ، آهنگ می زند، اما دست چپ(آکورد) را بلد نیست. به شما هم همین را یاد می دهد و کلی هم کارمی کنید و این ملکهءذهن شما می شود و برایتان جا می افتد و بعد از چند سال می بینید کسی نوازندگی شما را قبول ندارد .حالا بخواهی این را درستش کنید، خیلی سخت است ، چیزی هست که ما در مسیرها داریم ، که آیا ما مسیر را درست می رویم یانه؟ حالا وقتی می آئیم اینجا و تحت آموزش قرار می گیریم ، آموزش ما بلافاصله یک مثلث می شود و هرچه را نگاه کنیم می توانیم به این مثلث برسیم !

 یک ضلع مثلث ، راهنمای خوب است . استادخوب،پزشک خوب و...یک ضلع مثلث هم راهنمای بداست ، استادبد،پزشک بد، معلّم بد و....که وارد نیست و بلد نیست . حالا ضلع پایین را هم می توانیم یک معلّم و راهنمای خنثی در نظر بگیریم و هم می توانیم ضلع سوّم را مطالب در نظر بگیریم . اما مطالب بگیریم یهتر است .می گوئیم قاعدهءمثلث هم آن مطالب و آموزش هایی که هست .حالا مسئله خیلی مهم است .استادخوب و استاد بد به جای خودش،این مطالب مهم است . اینکه ما چه چیزی را می خواهیم یاد بگیریم . اگر مطالب بد باشد یادرست نباشد ، نه راهنمای خوب می تواند کاری بکند ونه راهنمای بد، چون منبع  غلط، است. صورت مسئله غلط است .

پس این قاعده برای ما نقش بسیار سازنده ای دارد . و این مجموعه اطّلاعات  غلط را ممکن است ، خیلی جاها داشته باشیم . در این قاعدهء مثلث اصولاً تئوری غلط بود وباشکست مواجه شد، و خیلی از انسانها را نابود کرد. خیلی از انسانها با این تئوری غلط جزء یک گروه سیاسی خاص شدند که نمی خواهم اسم ببرم!هم خودشان را وهم شاگردان را، و هم خانواده را به نابودی کشاندند. الان هم در خیلی جاها داریم چون قاعده غلط است .وقتی آن قاعده غلط است شما می روید و بمب را می گذارید داخل مسجد ،چون اطّلاعات داده شده به شما اشتباه است.آنها که به شما کاری ندارند ،ولی شما تصوّر دیگری کرده اید !. بارها این مثال را گفته ایم ،که اگر یک گلولهء آتش جنگلی را آتش زد، مقصرآتش نیست . حالا اگر چند نفر به نام یک دین  ترور کنند و.... تقصیر آن دین نیست .در روش های سقوط آزاد و غیره  اگر قاعده و تئوری غلط باشد به نتیجه نمی رسند . حتیّ در دوستی ،خواستگاری ،تجارت و.... اگر این قاعده غلط باشد،هرکس سردمدار باشد، به راه بیراهه می رود.

این غلط بودن قاعده را در عرفان های نوظهور هم می بینیم . چون انسان ها دنبال کشف حقیقت هستند ،به سمت این عرفان های نوظهور می روند . خودم سی چهل تا کتاب داشتم و همه را خوانده بودم،باپیلوت و یک سری مواد مخدّر ، می خواست برود در قالب موجودات ارگانیک و غیرارگانیک و کشف و شهود. البّته الان خیلی کم شده ولی 20سال پیش زیاد بود . یک سری جوان ها با مصرف مواد می رفتند داخل قبرها ، ولی اینها کتاب ها را می خواندند و می رفتند توی قبر و مثلاً واژه ای مثل فرادرمانی و از اینها، بله در طبیعت انرژی کائنات هست ولی به من چه ربطی دارد؟به قول کرمانی ها ، خانهءهمسایه کماچه،به ما چه؟! ( کماچ یک کلوچهءخرمایی است ). انسان ها همیشه می خواهند سریع به یک چیز بزرگ دسترسی پیدا کنند! قبلاً هم گفتم، کائنات در برخی موارد خیلی خسیس و بعضی وقت ها خیلی مقتصد(اقتصادی) و حسابگر است . از خاک گردو می دهد و انواع خوراکی ها را ،اما مفتی در اختیار شما نمی گذارد. تمام کسانی که وارد این مقوله ها می شوند ، " هالهء خود را سوراخ ، سوراخ می کنند. هر موجود زنده ای هاله را دارد .  هاله مانند اتمسفر زمین عمل می کند و کارش حفاظت از ما در مقابل موجودات ارگانیک و غیرارگانیک و.... است .رنگ های مختلفی دارد و جزءجان محسوب می شود . وقتی هاله نابود شود، موجودات  وارد تو می شوند و انواع بیماریها را می گیری! مثلاً پرواز روح را می خواهد به شما یاد بدهد . یا هیپنوتیزم وآموزش های متعصّبانه و... همه مسئله دارند!.

کمی فکر کنید، چیزی که پدر انسان را در می آورد ، دندان طمع است . همه پول ها را در بانک می گذارند، مثلاً با نرخ سود 15 الی 18 درصد ، یک صندوق یا یک پروژه می آید 45 درصد سود می دهد! این طمع همه را به آنجا می برد و بعد می بینید کلاهبردار بوده است . مثل گروه هایی که جلوی ساختمان مجلس هستند و از شاندیز مشهدو....آسیب خورده اند . اینها طمع کرده اند . خانهءقاضی،خرما و گردو  بسیار است ،اما پاش حساب است .45 درصد سود چگونه می شود؟ !

عرفان نوظهور هم همین است و اینکه من می گویم، فکر نکنید من شماتت می کنم یا اینها برای من ، رقیب هستند یا مال من را خورده اند و.... نه ، در آموزش آن مثلث دارم ، اینها را می گویم . انرژی هست ، متافیزیک هست، و.... اما کسی که وارد این مرحله می شود با داشتن استاد،ومرّبی و تزکیه نفس و خیلی مطالب دیگر، حتّی 40 یا60 سال دیگر هم ممکن است به آن نرسد.شما می خواهید یک ماهه،سه روزه و.... به این مراحل برسید و دچار مسائل خطرناک و بحرانی می شوید . و همین طور آموزش های متعصّبانه و تمام سطوح،باید روی آن مثلث دقّت کنید ، بعد اگر درست بود ،می رسید به راهنما که باید درست انتخاب شود. در زندگی معلّم خود را درست انتخاب کنید . شما مثلاً می خواهید موسیقی یاد بگیرید، بروید در مورد معلّم تحقیق کنید، بررسی کنید که بلد است یانه؟بعداً آموزش بگیرید. از همین جا به بچه های کنگره توصیه می کنم که، اگر می خواهند درس بخوانند هر رشته ای که دوست دارند،بخوانند . اما اگر علاقمند هستند در حوزهء اعتیاد کار کنند باید رشته های روان شناسی، مددکاری،مامایی،پرستاری و... را بخوانند تا بتوانند در کلینیک کار کنند .و توصیه دیگری هم که برای هر انسانی مفید است،این که اگر می توانید و علاقه دارید حتماً یک ساز یا موسیقی را یاد بگیرید ، چون حس خوبی دارد و روحیّه تان را لطیف می کند. اما قبل از اقدام ، معلّم خوب انتخاب کنید. هر کاری را اساسی انجام دهید .هر کاری را می خواهید انجام دهید هدف خود را مشخّص کنید .تحقیق کنیدو سعی کنید راهنمای خوب و راهنمای بد را تشخیص دهید . ما اگر در کنگره پیشرفت می کنیم و موفق هستیم و داریم به نتیجه می رسیم به دلیل این است که این مثلث ما ، قاعدهء ما ، مطالب ما، دانش ما در مورد اعتیاد به نتیجه رسیده است . ما نزدیک به 20000 نفر را در کنگره به رهایی قطعی رسانده ایم. پارسال 4هزار، سال قبل 5هزارنفر و اینها نشانه ای است در تایید آموزش ها . فقط تلاش کردن و زحمت کشیدن نیست ، باید این تلاش جهت داشته باشد ، مسیر درست باشد اگر نباشد هرچه زحمت بکشید از هدف دور می شوید .

استاد:ما شما را دوست داریم و محبّت شما باعث مسئولیّت ما و مسئولیّت بیشتر شما می شود .

استاد شاگرد را دوست دارد و شاگرد به استاد محبّت می کند و این باعث احساس مسئولیّت استاد و باز مسئولیّت بیشتر شاگرد در مقابل استاد می شود و این قضیه دو طرفه است . در ارتباط ما وشما هیچ چیز اجبار نبوده ، (استادم به من می گوید) و الان هم در کنگره هیچ چیز اجبار نیست . وقتی وارد برنامه شدی باید مسئولیّت پذیر باشید . ایجا کسی بخواهد برود ما جلویش را نمی گیریم و..... و یا اگر دستوری یا حکمی باشد ، دیگر به آن راهی که باید بروید به گونهء دیگری می شود. وقتی زور باشد ، ان راهی که باید برود نمی رود و به راه دیگری می رود. وقتی اجبار کنیم ، کلک های دیگری می زند ، که من در مورد آزمایش فالوآپ هم گفتم که هر روزه اش نکنید . ما در بعضی شرایط خاص فرد را می فرستیم برای آزمایش اگر همیشگی کنید ، لج و لجبازی می شود و درمان را  رها می کنند و در پی خنثی کردن آزمایش می روند و ضرر بزرگتری بوجود می آید . هیچ چیز مطلق نیست . ما نتایج فالوآپ را برای تحقیقات علمی می خواهیم و آمار ،نه برای اینکه شما می زنید یانمی زنید !. درست نیست،بایدها وجود ندارد مگر انسان خودش مرز بگذارد. ما در کنگره باید نداریم ، خود انسان ها باید برنامه شان را تشخیص دهند. یک موقع می گویم یا باید درست بیایی و آموزش ها را انجام دهید یا باید بروید ، این داستانش فرق می کند . چون ما دو تا راه جلوی آن می گذاریم و جبری نداریم . ما در خود هرگز مسئلهء زور را القاء نمی کنیم .هیچ وقت استادان من در مورد من زور القاء نکردند،من هم به کسی زور القاء نکردم .من همیشه گفتم، هرکس می خواهد بزند ، بزند . می خواهد مصرف کند ، مصرف کند . اما اگر مصرف کند شرایط کنگره برایش عوض می شود . همه بروند مصرف کنند، برای من مشکلی نیست ، برای خودشان مشکل ساز می شود . و این تصفیه شدن را ،آرام ، راحت و آزاد می گذارد.وقتی زور نباشد تصفیه و تزکیه و پالایش راحت و آزاد است . تو در اجرای هدف خود برای مقصود خود ، با کوشش و پشتکار آغاز نمودی ، این کاروان مقصدی دارد که تو معلوم خواهی کرد . کاروان تو مقصدی دارد که که خودت معلوم می کنی ،اگر در صراط مستقیم باشیم. ما تعیین می کنیم که چگونه و به کجا کاروان را هدایت کنیم . به بالاترین نقطه یا به پایین ترین نقطه



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :