تبلیغات
golyasc60 - متن کامل سی دی بستن دهان از مهندس دژاکام
 
golyasc60
درمان اعتیاد و درمان چاقی و رسیدن به تناسب اندام با روش DST
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علی کریمی
مطالب اخیر

به نام قدرت مطلق

         

ما در جهان بینی خودمان دردرمان اعتیاد سه مقوله داریم .جسم،روان وجهان بینی .جسم را که بررسی کردیم وگفتیم درمقولهءاعتیاد تاکنون روشی برای درمان جسم وجود نداشته است .روش هایی برای پوشش علائم ترک بوده اما آیا به درمان قطعی می رسد؟! روی روان هم بحث کردیم که خلق وخوی ماست. آمدیم روی جهان بینی،گفتیم؛ برای درمان اعتیاد باید جهان بینی تغییرکند ودرست شده وبه حقیقت نزدیک شود.واین فقط برای موادّمخدّرنیست!بلکه  درتمام  سطوح زندگی  کاربرد دارد.واگرجهان بینی هرانسانی درست باشد،می تواند زندگی بهتر،آرامش بیشتر و... داشته باشد واگرناقص وخراب باشد،انسان دچارگرفتگی های متعددی می شود.شاید بپرسید که چرا با وجوداینکه ما درقرن21 ودرسال 2017 هستیم؛امامهندس از جهان بینی پیشینیان استفاده می کند؟واز مطالب اندیشمندان معاصر استفاده نمی کند؟ درپاسخ می گویم،من قصد نفی کردن کسی را ندارم،اما اگربا مطالب جدید توانستید یک نفر رابه رهایی ودرمان برسانید،بگوئید تا من هم آن مطالب را بخوانم.مثلاً ازفلان دانشمند بگویم که خیلی هم معروف است ولی تا آخرعمرش کوکائین مصرف می کرد!یا ازکسی که دست به خودکشی وانتحارزد!ما انسان را به صور آشکار وصور پنهان تعریف کردیم.اینها درشناخت انسان فقط روی صور آشکار تمرکز کرده اند. این خیلی هم خوب است .

قبل از رنسانس،همه اش روی صورپنهان بودند و داشتند منحرف می شدند.ازاین طرف آمدیم روی علم ودانش که قابل لمس هست وبسیار خوب است وما به آن نیاز داریم،اما اگر فقط روی یک قسمت متمرکز شویم به نتیجه نمی رسیم .به همین دلیل اکثر بیماری های روانی قابل درمان نیستند وفردباید یک دارو را تا آخر عمر مصرف کند.الان خوردن قرص برای انسان ها مثل نقل ونبات است.حتّی ارزش تلقّی می شود.پس ما باید دنبال یک جهان بینی می گشتیم که مرده را زنده کند.یعنی شخص با آن رفتار واخلاقی که دارد بمیرد ویک شخص کاملاًمتفاوت شود.این کار نه با قرص می شود ونه با دوهفته ای یک جلسه مشاوره!بلکه یک کار مداوم است.ویک چیزی باید بگوئیم که عوض شود.مثلاًمن اعتقاد دارم که روش DST تا زمانی که انسان روی کرهءزمین باشد،جواب خواهد داد ومفید خواهد بود.شاید جزئیات آن کمی تغییر کند،بنابه شرایطی ،ولی به طور کلی این روش همیشه جوابگو خواهد بود.اما روشهای ترک مثل ؛ یو آر دی، نالتروکسن و...از دور خارج شدند. وخیلی روش ها که در طول همین 20 سال که ما آمده ایم،چندصباحی آمدند وبعد از دور خارج شدند.منظورم این است که ما باید منابعی را پیدا می کردیم که برای همه انسانها قابل قبول باشد.ما با یک جماعت که مواجه نیستیم،درمان اعتیاد جماعت های متعددی هستند. همان طور که ما در کنگره انسان کارتن خواب داریم تا انسان برج ساز . از انسان کم سواد داریم تا فوق تخصص و دکترا در بعضی از رشته ها از مشاغل آزاد هر جور که بخواهید داریم .

همین طور که تنوّع آگاهی ومشاغل و افراد را داریم،تفاوت در افکار واندیشه را هم داریم . ما یک کشور مسلمان هستیم با اکثریّت شیعه،آیا می توانیم در درمان اعتیاد فقط تشیّع را در نظر بگیریم ؟! پس جهان بینی باید مورد استفادهءهمه باشد و مورد قبول واقه شود. یعنی باید طوری باشد که از نظر خرد جهانی و تفکر و تعقل مورد قبول همه باشد.کتاب عشق (14 وادی) را من نوشتم و آقای ویلیام وایت ویراستاری کرد؛ یک ایرانی می نویسد ویک امریکایی ویراستاری می کند. اساتید انگلستان هم کتاب را درخواست کرده اند . باید به گونه ای باشد که یک نفری که خدا را قبول ندارد وقتی مطالعه می کند، بگوید: بله درست و منطقی است.اگر هم خدا را قبول دارد باید بپذیرد. در هر مقام و مذهب و مسلکی که هست بگوید، اینها منطقی است. بیشتر منابع من کتب آسمانی است.از قسمت های اصلی و اساسی اش . حالا یک سری مطالب را برایتان می خوانم و خمیرمایهء این کتب نشان دادن راه درست زندگی کردن و آموزش آن به انسان است.اینها نمی گویند که صبح تا شب فقط عبادت کنید،عیارت 5درصد قضیه است.بستن دهان بهانه ای است برای باز نمودن درب های دیگربدن،ازجمله ذهن و اندیشه ژرف انسان . شاید بگوئید که دهان اگر بسته باشد و انسان نه اطعمه ونه اشربه ای تناول کند،ذهن انسان هم به خواب می رود وارتباط فی مابین" کند"می گردد. شاید ابتدا این طور تصوّر شود، اما در ادامه درب های آنانی که باید باز شود، می شود. وقتی دهان انسان بسته شود،سایر دروازه های بدن باز می شود. درب های دیگر ذهن انسان است، اندیشه وافکار انسان است.

دهان انسان دروازهء ورودی بدن انسان است و خیلی کارها برعهدهءدهان است. صحبت کردن از طریق دهان انجام می گیرد. تنفس کردن،خوردن وآشامیدن،چشیدن، انتقال افکار و اندیشه از طریق دهان انجام می گیرند. مانند شهری که دروازهء ورودی داردکه گاهی اوقات ما روی این دروازه کنترل داریم و گاهی اوقات هم نداریم . مثلاً غذا خوردن را فرض کنید،اگر از حد نیاز بیشتر شود،ایجاد انواع مشکل را در پی دارد.این دهان باید اختیارش دست انسان باشد، وهمیشه روی این دروازه کنترل داشته باشد.بعضی ها نمی توانند، هرچیزی که می بینند را می خواهند بخورند،وقتی خوردند،روزبه روز تنومندتر می شوند واین خیلی نرم وآرام ودر طول زمان انجام می گیرد.تنومند شدن وفربه شدن یک چیز است، اما بعد کوچک کردن وکاهش آن،الله اکبر، دشوار وسخت است. بعضی ها هم که باز می خواهند با یک روش هایی این کاهش را انجام دهند که این جرم بدتراز گناه است. مثلاً چربی ها را با دستگاه از بدن خارج کنند وتمام بدن را زخم وبدترکیب می کنند.یا با کوچک کردن معده وبریدن روده و دارو  و... وقتی کسی فربه می شود مشکلات زیادی برایش بوجود می آورد.زندگی برایش سخت می شود. وخیلی کارها را نمی تواند انجام دهد و علاوه برهمهء اینها،درب های دیگر هم بسته می شود. درب های ذهن،افکار،احساسات و ...همه بسته می شود.پس بستن دهان نقش بسیار مهمی برای ما دارد به همین خاطر است که وقتی غذای سنگین ممی خورید،نمی توانید کار کنید وحرکت کنید وبرای هضم این غذاباید کلی انرژی صرف شود وقتی که ادامه دهید چربی ها در تمام بدن انبار می شود بعد دیگر نمی تواند فکر کند،احساس کند،صداهای دیگر را بشنود،به اندیشهء ژرف پی ببرد و... واین یکی از مسائلش است. شما در ماه مبارک رمضان وقتی روزه می گیرید،فکر می کنید روزه فقط یک عبادت است وبرای خدا داریم روزه می گیریم اما این طور نیست، عبادت هست ولی اصلش چیز دیگریست.اندرون از طعام خالی دار، تا در آن نور معرفت بینی .در دروازه را بسته نگه دار وهرآشغالی را واردش نکن،تا ذهن تو باز شود. وقتی انسان گرسنه است،احساسات زیادی درآن بیدار می شود.تجربه کنید، مخصوصاً حس های پنهان . پس یکی از دلایل روزه گرفتن این است.ما به همین خاطر در کنگره 60 روزه را توصیه می کنیم و گفتیم همه بگیرند.انسان وقتی در صراط مستقیم باشد، همهء کارهایش عبادت است. ولی اینجا می خواهد به انسان بفهماند که بستن دروازه فقط برای غذا نیست.روی صحبت ها هم هست . به عبارت دیگر اکثر انسانها خواب هستند وباید بیدارشوند.اکثر انسانها فقط فکر ودیدگاه خوردن وخوابیدن و... را دارند. اینها برای بیدار شدن باید اندرون را از طعام خالی کنند.این یکی از موارداست. بعدی صحبت کردن است. بعضی وقتها این دریچه که باز است ما الکل وقرص و... را هم توی آن می ریزیم .در مورد صحبت کردن ما خیلی مثل داریم،زبان سرخ سرسبز می دهد برباد* تا شخص سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد و...باید یاد بگیریم کی حرف بزنیم و کی سکوت کنیم . هرچه انسان بیشتر صحبت کند،بیشتر اشتباه می کند، مانند رئیس جمهور فعلی آمریکا که هر سوالی را که می پرسندفقط 20 دقیقه در جواب آن حرف می زند و اشتباه می کند. صحبت کردن زیاد باعث ایجاد مشکل می شود. شما وقتی پیش قاضی می روی باید یک کلمه صحبت نکنی؛در فیلم ها دیدید که وقتی کسی را دستگیر می کنند، می گویند اگر حرفی بزنی فردا برعلیه خودت استفاده می شود. صحبت کردن بیجا کلی مشکلات دارد؛غیبت کردن یکی از اینهاست . سرزنش کردن،قضاوت کردن و...ازاین صحبت های بیجا است. با آدم ها در برخی جاها می خواهید صحبت کنید باید مراقب باشید. شما با صحبت کردنتان می توانید نفرت بپراکنید، کینه، حسادت، تنفر بوجود آورید،بین انسانها تفرقه بوجود بیاورید،درگیری درست کنید و می توانید مهر بپراکنید، به صبر توصیه کنید، محبّت، تحمل،بردباری و ... همهء اینها از طریق صحبت کردن بوجود می آید. صحبت کردن می تواند به صورت توهّم باشد. مخصوصاً مصرف کنندگان شیشه و قرص های روانگردان ، وباز این به خاطر مراقب دروازه نبودن است.جنایات،بدبینی ها ومشکلات زیادی به خاطر مصرف شیشه اتفاق می افتد. چون توهم دارند.مواد نیروزا و روانگردان هم همین طور است. رئیس جمهور فعلی آمریکا درست مانند کسی که قرص محرک مصرف می کند، حرف می زند. یعنی کسی که از خانوادهء آمفتامین ها در طول سالیان زیاد استفاده کرده باشد، دارای چنین خاصیّتی است .این یکی از نمونه های بزرگ باز بودن دهان است . خودبزرگ بینی، اینکه تصوّر می کند همه چیز خراب است ومردم را باید نجات دهد و توهم های دیگر . مثلاً اعلام می کند،که از زمان رونالد ریگان تا به الان هیچ کس به اندازهءمن رای نیاورده است و خبرنگاران می گویند، اوباما بیشتر رای آورد، بعد می گوید منظورم جمهوری خواهان بود. بعد می گویند در جمهوری خواهان هم بوش رای بیشتری آورده است، و باز یک چیز دیگری می گوید. که به نظر می رسد یا داروی محرک مصرف می کند و یا روانی است . برویم روی بحث خودمان .

البتّه بایستی متذکر شد که سخن من به شما و بلکه سیاست روز اقتضا می کند که ما سخن بگوئیم . البتّه اوهم وقتی که می گفت: اناالحق؛ نه اینکه خدا می باشد !.

شرایط باعث می شود که ما سخن بگوئیم، یکی از بزرگان ما که دائماً می گفت: اناالحق، من حق هستم. منظورش این نبود که من خدا هستم ، درست است حق یکی از اسامی خداوند است ولی منظور آن عارف بزرگ این بود که سخن من حق است . اندیشمندان آن زمان هم می فهمیدند که چه می گوید،اما اگر می پذیرفتند، به عبارتی مهر خلیفه بر آن می خورد ، دیگر کسی برا ی اینکه بماند و در اطراف کاخ ها برای جمع آوری چندین نسل خود، نمی ماند و معرکه گیران هم بایستی کار خود را ترک می نمودند.

دهان باید به موقع باز شود، اگر حرف حق هم می خواهی بزنی باید به وقت خودش باشد. و این طور نیست که هر وقت حرف حق زدی همه آن را بپذیرند.اینجا هم اشاره به همان دارد، که هرسخن جایی دارد ودهان باید به موقع باز شود وآنها چون منافعشان در خطر می افتاد حرف حق را نمی پذیرفتند.پس لاجرم می خواهند که هر قدر دیرتر این دروازه ها باز شود. خیلی ها دوست دارند دروازهء دهان باز باشد و دروازه های دیگر بسته بماند. می بینید که در بعضی از کشورهای غرب آمار چاقی بسیار زیاد شده است و روز به روز مک دونالدها بزرگ تر می شود. لیوانهای نوشابه تبدیل به سطل نوشابه می شود، بستنی های کوچک نیم کیلویی می شود و... فقط فکر و اندیشه در بازشدن دهان برای خورد و خوراک خلاصه می شود.    

واین به نفع کسانی است که همیشه مهمان بوده اند و هیچ گاه مهمانی نداده اند تا طعم خرج کردن را بچشند. می دانی که طبیعت همیشه در نوسان است زیراحرکت درهمهء کائنات ؛ تند یا کند وجود دارد. می خواهم بگویم مابقی داستان را که خود می دانی و مکتوب می کنی . در طبیعت همه چیز در نوسان است و بعضی حرکات تند است و بعضی کند. در مسیر همهء ما همین طور است . نمی شود همیشه یکنواخت باشد یا همیشه بهار باشد . در مسئلهء جوامع و ملت ها هم همین طور است . بعضی مسائل تند و بعضی دیگر کند اتفاق می افتد. غرض از این مطالب این نیست که تویک کتاب و نقشه در دسترس همگان قرار دهی . قرار نیست که تو فقط کتاب بنویسی .خود خوب می دانی این موضوع،کمک است در بیان و نوشتن آن جمله های هدف دار. می خواهد این را بگوید که ما اگر یک سری الفبای حقیقت را یاد بگیریم بعد سواد خواندن و نوشتن آن را یاد می گیریم . اگر الفبا را یاد بگیریم می توانیم جهان بینی خوبی داشته باشیم ، می توانیم زندگیمان را مرتب و منظم نمائیم . می توانیم کنترل دهان مان را در اختیار داشته باشیم . از همه نظر یاد می گیریم که زندگی و وقت خودمان را صرف قضاوت دیگران نکنیم ،صرف حسادت نکنیم ، صرف بدبخت کردن خود ودیگران نکنیم . اگر اینها را یاد بگیریم، آن مطالبی که در کتاب های اصل کاری والهی است را متوجه می شویم . دریک کتاب پنهان است و کسانی آن را درک می کنند که مطهر باشند. مطهر نه به این معنی که فقط وضو داشته باشند، یعنی درون آنها مطهر باشد. وقتی پاک باشندمی فهمند. چون درک بعضی از کلمات ، اندیشه و افکارو ذهن پاک می خواهد. الان کتاب آسمانی ما به زبان عربی است ، اما عربها آن را نمی فهمند، خیلی از مفهوم مطالب آن را درک نمی کنند. در فارسی هم جملاتی است که ممکن است ما درک نکنیم . آخر امر امر اوّل اجرا می شود، این جمله قابل درک نیست، مگر اینکه توضیح داده شود و گرنه هر کسی معنای آن را نمی فهمد و یا جمله هایی نظیر این . که شامل کتابی است قدمت دار، که امروز برداشت درستی از آن ننموده اند،وهرکس به امیال درونی خود، بیش از هدف اهمیّت داده و مورد استفاده قرار می دهد.میدانید که کدام کتاب را می گویم ؟ چون آن کتاب را به نفع خودشان می پیچند و تغییر می دهند .اسم نمی برم ولی ببینید در کشورهای همسایه چگونه انسانها را نابود می کنند؟ به اسم ادیان ! مجبورم اسم ببرم تا بفهمید، در کشوری مثل یمن ، مردم فقیرترین ملت مسلمان دنیا هستند، کفش ندارندبپوشند،نان ندارندبخورند،بعد یک کشور دیگر مثل خودش به بهانه های واهی آن را بمباران می کند. شما می گوئید:الله ، یمنی ها هم می گویند؛الله .شما می گوئید قرآن ، آنها هم می گویند قرآن ، شما می گوئید رسول خدا محمد(ص)، اینها هم می گویند، رسول خدا محمد(ص) و... پس اینها چه فرقی دارند؟!نه اینها فرقه اند، پیچاندن کتابها اینجاست.هرکسی برمبنای خواستهء خودش استفاده می کند، خوشبختانه ما درایران امنیّت خوبی داریم. درپاکستان در یک زیارتگاه بمب گذاشته اند و 80 نفر زن ومرد و کودک را قربانی کرده اند. ومارک آن هم " لا اله الا الله " است. این واقعیّت بوده و هست و خواهد بود چه ما بخواهیم و چه نخواهیم با انسانهایی که چه دوستشان داشته باشیم و یا دشمن ما بودند، بازهم با هم مواجه می شویم و خواهیم شد. مواجه شدن در این جهان است و هم در جهان بعدی. هم با کسانی که دوستشان داریم و هم با کسانی که دشمن ما هستند، مواجه می شویم . تا زمانی که کلمهء اذن آن بیاید که این پروسه برای این جهان به پایان رسیده است، امامطالبی که می آموزیم ، قبل از آگاهی که هیچ نمی دانستیم ، اماپس از آگاهی برای ما جهت معین می گردد. که قلم بر اشتباهات خود بزنیم وبه طرف آن مطالبی برویم که در برنامهءهدف دار ما جای داده شده است . اینجا ما مطالب را می آموزیم ، همان " ما درپی هم روان شده ایم تابدانیم آنچه نمی دانیم ...." خیلی مطالب را نمی دانستیم ولی می آموزیم . وقتی به آگاهی رسیدیم جهت برای ما معین می شود که جبران اشتباهات را بکنیم . دروغ گفتم اشتباه بود، حق را ناحق کردم اشتباه بود، موادمصرف کردم اشتباه بود و... باید روی اینها خط بکشیم . هرکدام از ما که پا به عرصهء حیات می گذاریم برای یک هدف است. یک دهان می تواند هم بوی خوب بدهد وهم بوی بد، حرف خوب بزندیا حرف بد، یک پرانتز باز کنم کسانی که دهان آنها بوی بد می دهد،می توانند از سرکهء سیب خوب به همان روشی که گفتیم در آب ولرم استفاده کنند. تا بوی دهان آنها از بین برود و برای سیستم گوارش هم مفید است. ما باید اشتباهات را خط بزنیم وبه مسیری که تعیین شده برویم . مثلاً فرد را می فرستند آلمان که درس بخواند اما بعد سر از دسکو و کافه در می آورد و از هدف خود منحرف می شود. انسانهای بد، برای به دست آوردن به هرشکلی که ممکن بوده وهست در می آیندو هرکسی راکه سدّ راهشان باشد به هرطریق ممکن از جلوی راه خودشان بر می داشته اند و برمی دارند. انسانهایی که بد باشند همه چیز را برای خودشان می خواهند. برای به دست آوردن به هرشکلی درمی آیند. و هرکس سدّ راهشان باشد را برمی دارند. برای همین می گوید؛ گزینه ها روی میز است و از این حرف ها. احساس در جرگهء خودشان معنا دارد ، انسانها را به دید خنثی می نگرندحس و فکر و همهء چیزهای خوب را درون خودشان می بینند و بقیه انسانها را خنثی می پندارند. مثلاً اگر دوست داشتنی وجود دارد، فقط آنها می توانند دوست بدارندو انسانهای دیگر نمی توانند و خنثی هستند. هرگز محبتی بین انسانها و انسانهای بد برقرار نمی شود مگر سودی هنگفت باشد، برای به دست آوردن وبه هدف رسیدن همه کاری انجام می دهند.وقتی سود زیادی در میان باشد هر کاری می کنند . ممکن است دو گروه که با هم دشمن هستند و اختلاف شدید دارند، به خاطر سود زیاد، باهم دوست شوند. نگاه کنید دو تا کشور که باهم دشمن هستند به خاطر سود هنگفت با هم صلح می کنند. یا برعکس،امروز با هم دوست هستند و فردا می بینی دشمن شدند. صبح تا ظهر علمدار حسین است و ظهر تا شب طبّال یزیدمی شود.و این فقط برای انسانها نیست .کشورها هم همین طورند،من هرچه می خواهم وارد بحث های سیاسی نشوم و یا اسم نبرم اما می بینم نمی شودو باید مطرح کنم. تا قضیه را بفهمید.شاید نمونه هایی در تمام دنیا باشد ماننداشخاصی که شما مشاهده می فرمائید.به گونه ای زندگی می کنندکه با عموم تفاوت دارد، برای رسیدن به هدف جنگ می نمایند نیروهای عظیم تغییر می کنند و از قدرتهای منفی و شیطانی استفاده می کنند تا به هدف خود نائل بشود واز خود اجساد انسانی باقی می گذارندو خانواده هایی را بی سرپرست و بی خانمان می کنند و این در هر مقطعی از تاریخ وجود داشته است . مانندجنگ جهانی اول ما اگر جهان بینی اصل را متوجه شویم، اینهاهمه برای ما شرح داده شده است . در وادی 14 گفته شده اضداد چگونه موج انسانی را به حرکت درآورده ودر جهت منافع خودشان استفاده می کنند. واین را در کشورهای مجاور کاملاً مشاهده می کنیم .پس به طور کلی مطلبی که برای ما خیلی مهم است بستن دهان و کنترل روی آن در همهء موارد خیلی چیزها جاذبه دارند،حتی خوراکیها برای بعضی ها ما بااید دقت کنیم .

ما دراموزش های خودمان خیلی چیز ها را یاد گرفته ایم ، هفته درختکاری را هم در پیش داریم و هنوز برای خانم ها برنامه ریزی نکرده ایم، گفتیم که در طبیعت آشغال نمی ریزیم . همان لیوان های یک بار مصرف و پلاستیکی که ما جمع کردیم و ممنوع کردیم چقدر به نفع کنگره شد از نظر مالی و چقدر به نفع محیط زیست شد از نظر بازیافت هم سرطانزا بود و هم آلوده کننده. مسئله دیگر اینکه روی خیلی مطالب باید توجه کنیم . مثلاً دلسوزی کردن ؛ می گوئیم دست فروشها گناه دارند و... ما نمی گوئیم کاسبی نکنند اما وقتی یک نفر مغازه خریده و بیمه و هزینه و... داردو دیگری جلوی مغازهءآن بساط می کند، چه باید کرد؟ یا مثل تونس می شود که یک دست فروشی خودش را آتش می زند و بعد فوج انسانها به عنوان بهار عربی راه افتادند وبسیاری شکل های دیگر که تونس ولیبی و کشورهای عربی را بیچاره کرد.مسئلهء دیگر تاکسی هاست، برای راننده تاکسی شدن بسیار سخت است ، آزمایش اعتیاد، سلامت، شهرشناسی، همهء آدرسها را یاد داشته باشد، سابقه و سوءپیشینه و ... یک تاکسی می دهند. اینها با این تاکسی کار می کنند و قابل اطمینان هستند.مثلاً اگر چیزی جا بگذارید اکثراً می دهند به تاکسیرانی ، ولی بعضی ها یک ماشین خریدند و مسافرکش شده اند ، درست است که باید کار کنند، اما باید ما تابع عمل سالم باشیم . من از نظر خطرات ماشین های ناشناس می گویم . نباید سوار ماشین شخصی شویم ، مخصوصاً خانم ها . سارق است ، دزداست، شیشه کشیده و... چطور اعتماد می کنید؟ پس خوب دقت کنید و به عزیزانتان هم بگوئید که حق تاکسی داران است که مسافر را سوار کنند و مخاطرات ماشین های شخصی را در نظر بگیرید.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 شهریور 1396 05:18 ب.ظ
Wonderful goods from you, man. I have understand your stuff previous
to and you're just too magnificent. I really like what you have acquired here, really like
what you are stating and the way in which you say it.

You make it entertaining and you still care for to keep it sensible.
I cant wait to read far more from you. This is actually a terrific website.
شنبه 31 تیر 1396 07:59 ق.ظ
Wow that was strange. I just wrote an extremely long comment but after I clicked submit my comment didn't appear.
Grrrr... well I'm not writing all that over again. Regardless, just wanted to say wonderful blog!
سه شنبه 20 تیر 1396 10:36 ب.ظ
Hi, Neat post. There is a problem together with your web site in web explorer, would check this?

IE still is the market leader and a large component to other
folks will leave out your fantastic writing because of this problem.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :