تبلیغات
golyasc60 - کارگاه آموزشی جهان بینی کنگره 60، وظایف رهجو
 
golyasc60
درمان اعتیاد و درمان چاقی و رسیدن به تناسب اندام با روش DST
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علی کریمی
مطالب اخیر
بنام خدا
 
سومین جلسه از دوره پنجاه و هشتم سری کارگاه‌های آموزشی کنگره 60، با دستور جلسه «وظایف رهجو» با نگهبانی مهندس و دبیری مسافر مهدی، در روز چهارشنبه 95/11/13 رأس ساعت 11:30 آغاز به کار نمود.
 
سلام دوستان حسین هستم مسافر
امیدوارم حال همه شما خوب باشد؛ حال من هم بحمدالله خوب است. امروز سیزدهم بهمن 95 است.
دستور جلسه خوبی داریم: «وظایف رهجو». خیلی جای خوشحالی است که در کنگره 60 دستور جلسات سالیانه نوشته می‌شود و آن موضوعاتی که مهم و ضروری است، یکی‌یکی مطرح می‌شود و پایه‌ی آموزشی است؛ یعنی واقعاً چه یک سفر اولی و چه یک سفر دومی وقتی‌که به کنگره می‌آید، شاید بالای سیصد چهارصد ساعت حداقل پایه‌های آموزشی دارد؛ مطالب بسیار مختلف و گوناگون.
انسان اصولاً باید آموزش را از یک فردی بگیرد و به‌صورت الگو به او منتقل شود؛ شاید در حیوانات هم همین‌طور باشد. ما صحبت کردن، راه رفتن، تکلم، غذا خوردن و خیلی چیزها را از والدینمان یاد می‌گیریم و آن‌ها به ما آموزش می‌دهند.
جایگاه کسی که آموزش می‌دهد، جایگاه بسیار حائز اهمیت و مهمی است. وقتی‌که کتاب آسمانی خودمان را نگاه می‌کنیم، می‌بینیم اول کتاب سوره حمد است. بعد از بسم‌الله الرحمن الرحیم بلافاصله می‌آید: «الحمدالله رب‌العالمین»؛ یعنی حمد و ستایش می‌کنم رب عالمیان را (بعضی‌ها معتقدند دوعالم یا کل عالمیان را). اینجا رب به معنی مربی می‌آید. در همین‌جاست که می‌گوییم: «اهدنا الصراط المستقیم»؛ مرا به راه راست هدایت کن.
چه کسی به راه راست هدایت می‌کند؟ رب هدایت می‌کند. اگر صفت هم بگیریم، صفت آموزشی و معلمی است. اینجا مسئله «رب» خیلی اهمیت دارد. ما این را به مسئله انسان هم می‌توانیم منتقل کنیم. همان‌طور که پروردگار عالمیان مربی همه ما انسان‌هاست، در بعضی از کارهای کوچک هم ما مربی‌های کوچک داریم؛ مثل معلمین و پدر و مادر که ما را تحت آموزش قرار می‌دهند. خداوند برای رب و مربی، جایگاه بسیار عظیمی را در نظر گرفته است.
اصولاً انسان خاصیت‌های بسیار زیادی دارد. یکی از خاصیت‌های انسان این است که خیلی ساده‌لوح است، یعنی خیلی ساده و خیلی زودباور است و خیلی سریع سرش کلاه گذاشته می‌شود.
ما می‌بینیم که همه بانک‌ها بهره می‌دهند؛ در این میان، یک موسسه قرض‌الحسنه خیلی بالاتر می‌دهد و همه می‌روند و ثبت‌نام می‌کنند و بعد آن موسسه، پول همه را می‌خورد. باز یک گروه دیگر این کار را می‌کنند. یک پروژه است؛ می‌گوید من این‌قدر بهره می‌دهم، همه می‌روند ثبت‌نام می‌کنند. سه ماه بعد همه پول‌ها را می‌خورند؛ بعد همه جمع می‌شوند درب مجلس یا وزارت کشور؛ بعد این‌ها مسئله‌شان حل می‌شود و یک گروه دیگر.
یکی از خاصیت‌های انسان زودباور کردن است. یک نفر حرفی را به شما منتقل می‌کند، شما زودباور می‌کنید، بدون اینکه راجع به آن مطالعه‌ای بکنید.
یک خاصیت دیگر هم خداوند برای انسان قائل شده است که این هم در مورد ذات پاک پروردگار و هم راجع به معلم و مربی مطرح است. خداوند می‌گوید: ان الانسان لربه لکنود. انسان موجودی است که نسبت به رب خودش ناسپاس است؛ ناسپاسی می‌کند نسبت به معلم و رب خودش. منظور فقط خداوند نیست، منظور می‌تواند مربی کشتی، اسکیت، فیزیک و شیمی و پدر و مادر هم باشد.
آن خدماتی که پدر و مادر نسبت به ما انجام می‌دهند، ما چه قدر واکنش انجام می‌دهیم؟ آن زحماتی که مادر برای فرزندش می‌کشد از دوره بارداری تا بزرگ شدن او، چقدر فرزند نسبت به پدر خود سپاسگزار است؟ نسبت به مادرش چقدر سپاسگزار است؟ پدری که زحمات او را کشیده و او را به‌جایی رسانده، فرزند چقدر نسبت به او ناسپاس است؟
اینجاست که مطرح می‌شود: ان الانسان لربه لکنود؛ انسان به مربی و رب خود ناسپاس است. حالا هم ممکن است پدر و مادر باشد هم موارد دیگر. ان الانسان لربه لکفور؛ انسان پدر و مادر و رب خود را پنهان می‌کند، هم خدا را پنهان می‌کند، هم پدر و مادر و ...دیده‌ایم بعضی افراد از شهرستان به تهران می‌آیند و مادر خود را کلفت و یا پدر خود را مستخدم خود معرفی می‌کنند.
بعد می‌گوید: همه ناسپاس‌اند؛ مگر، الا الذین آمنوا؛ آن‌هایی که ایمان‌دارند و عمل سالم یا عمل صالح انجام می‌دهند و دیگران را به محبت و صبر توصیه می‌کنند.
کسی که شمارا به صبر و محبت توصیه می‌کند، یعنی باایمان است؛ کسی که شمارا به خشم، تنفر و کینه تحریک می‌کند، این شیطانی است. بنده صالح و خوب و درستکار دیگران را به کینه و نفرت و دشمنی تشویق نمی‌کند؛ به گذشت و محبت توصیه و تشویق می‌کند؛ بنابراین، مربی و رب جایگاه بسیار بالایی دارد. ما کار نداریم که ممکن است دو مربی بد باشند، ایرادی ندارد. ما روی کل مربی‌ها صحبت می‌کنیم؛ در هر قسمتی ممکن است اشکالاتی باشد.
 
 
وقتی شما به نماز می‌ایستید، مؤدب می‌ایستید؛ چون جلوی رب قرار دارید. با احترام و مؤدب می‌ایستید. کج نمی‌ایستید، دستتان را در جیبتان نمی‌کنید، دستتان را در پشت سرتان نمی‌گذارید، پاهایتان را جفت می‌کنید، در حقیقت خبردار و همان‌طور تعظیم و کرنش می‌کنید، به معلم خود تو نمی‌گویید. این‌یک الگو است و ما این الگو را در تمام سطوح باید منتقل کنیم؛ چون داریم الگوبرداری می‌کنیم.
اگر چنین الگویی بگیریم، جمعیت، خانواده و کشور ما پیشرفت می‌کند. یک سری مشکلات مال این است که مربی‌ها در جایگاه خود قرار ندارند؛ این است که شاگردان ممکن است سوءاستفاده کنند. ممکن است معلم خود را تحویل نگیرند و احترام نگذارند. این خوب نیست؛ خطر سقوط و اضمحلال است. باید به مربی، معلم و استاد احترام گذاشت؛ باید جلوی او خبردار ایستاد؛ باید اگر وارد می‌شود، جلوی پای او ایستاد. ما باید به معلمان خود احترام بگذاریم و همین‌طور در کنگره 60 در تمام سطوح به مربیان و به راهنمایان احترام بگذاریم؛ چه گروه خانواده و چه آقایان.
اولین وظیفه رهجو این است که به معلم خود احترام بگذارد و باادب و بانزاکت صحبت کند. حتماً باید به معلم خود احترام بگذارد؛ چون اگر به معلم خود احترام بگذارد، حرف او را گوش می‌کند؛ اگر حرف معلم خود را گوش کرد، به رهایی می‌رسد.
به قول آقای اشکذری که می‌گفت: من به رهجوی خود می‌گفتم تو اگر خیال کنی که من خیلی می‌فهمم به نفعت است؛ اگر خیال می‌کنی که من نمی‌فهمم به ضررت است؛ چون اگر خیال کنی که من می‌فهمم، به رهایی می‌رسی؛ اگر خیال کنی که من نادانم، به رهایی نمی‌رسی.
خوشبختانه این قضیه در کنگره 60 وجود دارد. کنگره 60 جایگاه و مکانی است که رهجویان به مربیان خود احترام می‌گذارد. من از روز اول این قضیه را تقویت کرده‌ام. حالا ممکن است رهجو دکترا باشد، مربی او کلاس نهم ابتدایی باشد؛ ممکن است رهجو هفتادسالش باشد، راهنمایش بیست‌وپنج سالش باشد؛ فرقی نمی‌کند. چون اگر رهجو دکترا یا باسواد و یا میلیاردر باشد و یا هفتادسالش باشد، آیا این مدرک و میلیاردری و یا سن بالا توانسته است در مسئله اعتیاد خودش و یا فرزندش کمکی بکند؟!
باید پشت سر راهنما راه برود؛ چون اگر شما دکترای فیزیک اتمی یا نجوم و یا کوهنوردی داشته باشی و یا برنده جایزه بهترین صخره‌نورد جهان باشی، وقتی‌که می‌خواهی بروی و قله هیمالیا را فتح کنی، یک روستایی که سواد خواندن و نوشتن ندارد و زبان تو را هم بلد نیست، جلو حرکت می‌کند و تو باید پشت سر او بروی؛ چون او مسیر را در آن لحظه و آن مکان بلد است و ما باید به او احترام بگذاریم و حرف او را گوش کنیم. پس مهم‌ترین مسئله این است که رهجو باید به حرف استاد گوش کند.
در این قضیه استاد هم باید خیلی کمک کند؛ یعنی استاد یا مربی هم کاری کند که شأن مربیگری را هم رعایت کند؛ یعنی جوری برخورد کند که شایسته آن احترام باشد. سنجیده عمل کند؛ حرفش دو تا نشود. همین‌طور که یک رهجو وظایفی در مقابل راهنما یا استاد دارد، استاد یا راهنما هم وظایفی نسبت به شاگرد خود دارد. این مسئولیت دوطرفه است، یعنی او هم شاگرد خود را دوست داشته باشد؛ او هم بخواهد شاگردش به رهایی برسد؛ او هم بین شاگردان تبعیض قائل نشود؛ او هم از شاگردان چیزی خارج از قوانین و مقررات نخواهد؛ او هم با شاگرد خود مسئله تجارتی برقرار نکند؛ او هم نخواهد با شاگرد خود کاسبی برقرار کند؛ او هم نخواهد با شاگرد خود شریک شود و یا به ویلای شاگرد خود برود. این موارد را باید رعایت کند تا شأن او حفظ شود، پس این قضیه دوطرفه است.
ما از روز اول سعی کردیم به جایگاه راهنما ازنظر کیفی و کمّی، ازنظر خصوصیات جهان‌بینی و اخلاق و کردار و ازنظر بلد بودن دانش اعتیاد بها بدهیم.
نظر من این است که راهنمایان، جزو قوی‌ترین افرادی هستند که اعتیاد را می‌شناسند و می‌توانند یک نفر را از دنیای اعتیاد خارج کنند. من در مکاتباتم با بزرگ‌ترین پروفسوران و دانشمندان جهان در آمریکا در ارتباطم و آن‌ها شدیداً در تعجب‌اند که چنین سیستمی را ما در اینجا داریم و چنین کارهایی را انجام می‌دهیم؛ چون آن‌ها قادر نیستند حتی یک نفر را به درمان برسانند.
 
 
پس اینجا مربیان ما در گروه خانواده و آقایان، کاملاً آموزش‌دیده‌اند و به‌خوبی می‌دانند چه‌کار کنند و یک نفر را از جهان اعتیاد خارج کنند. من اکثریت خیلی بالا را می‌گویم یعنی تا 99%.
پس اگر رهجو به فرامین استاد عمل کند و احترام، ادب و نزاکت را رعایت کند، ما یک فضای بسیار خوبی داریم و می‌توانیم مراحل آموزشی را طی کنیم.
قدیم بچه‌ها جلوی پدر و مادر پای خود را دراز نمی‌کردند؛ تا اجازه نمی‌دادند نمی‌نشستند. یک سری مسائلی مطرح شد تحت عنوان اینکه با بچه‌ها خشونت نکنید و درنتیجه، یک سری بچه‌های لوس و بیمار بزرگ کردند که برای پدر و مادر احترام قائل نیستند. ما می‌خواستیم ادای فرنگی‌ها را دربیاوریم؛ مثل‌اینکه کلاغ می‌خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش را هم یادش رفت!
قبلاً مطرح کرده‌ام که من یک‌بار با دوستم آقای ارنیش برای بازدید NGO های آلمان رفته بودم. در خیابان دیدم که ارنیش با دخترخانمی صحبت می‌کرد؛ از او پرسیدم که آن دختر که بود؟ گفت که دخترم بود. پرسیدم مگر با تو زندگی نمی‌کند؟ گفت که نه خودش تنها زندگی می‌کند. یک دختر نوزده‌ساله در انگلستان تنها زندگی می‌کرد! ما بچه‌های خود را تا مرحله آخر با چنگ و دندان نگه می‌داریم؛ بنابراین، ما یک فرهنگ دیگری داریم و باید فرزندان خود را به‌گونه‌ای تربیت کنیم که به پدر و مادر احترام بگذارند. نشود دوران فرزند سالاری که هر کاری که پدر و مادر می‌خواهند انجام بدهند، فرزند تعیین کند؛ این اشتباه است و نتیجه خوبی ندارد.
بنابراین، در کل وظایفی که بر عهده رهجو است و من خیلی زیاد آن را می‌خواهم این است که اگر احترام و ادب و نزاکت در این قضیه رعایت شود، همه مسائل حل می‌شود. سی دی نوشتن، گوش کردن، تیپرها، کاهش مواد، آزمایشات، به‌موقع آمدن و همه‌چیز حل می‌شود.
همه ما باید سعی کنیم که جایگاه و شأن راهنما را حفظ کنیم. ما دو قضیه داریم: یک شخصیت حقیقی و یک شخصی حقوقی داریم. راهنما در کنگره 60 شخصیت حقوقی است؛ یعنی اگر ما به راهنما توهین کنیم، به جایگاه راهنما توهین کرده‌ایم. اگر شأن راهنما پایین بیاید، دیگر سنگ روی سنگ بند نمی‌شود.
ما با یک سری مصرف‌کننده و معتاد طرف هستیم (تا زمانی که وارد کنگره نشده معتاد است و وقتی وارد کنگره می‌شود مسافر تلقی می‌شود). با به‌هم‌ریختگی کامل مواجه هستیم. اگر این نظم و دیسیپلین و قانون نباشد، دوروزه ما را متلاشی می‌کنند. سنگ آسیاب همان‌طور که گندم‌ها را آرد می‌کند، اگر یک ریگی هم زیر آن بیاید، آن را هم آرد می‌کند. یک نفر که وارد کنگره می‌شود، وضعیت نابسامانی دارد، پانزده روز بعد، خیلی مرتب می‌شود. این قدرت همان سنگ آسیاب است که او را آرد کرده است.
مطالب مهم:
ورزش در گروه خانواده‌ها در حال عملی شدن است. تاکنون به شکل سرگرمی بوده است؛ اما حدود شش ماه است که وارد فضای جدی و خوبی شده است. چیزی که برای من تعجب‌آور بود این است که من فکر نمی‌کردم در گروه هم‌سفران ما تا این حد ورزشکار داشته باشیم. فکر نمی‌کردم که قزوین، شهرکرد، سمنان و یا اراک تیم والیبال داشته باشند. بعد از اعلام ما هر شهری یک تیم معرفی کرده است و این خیلی ارزشمند است. ورزش دارت، شطرنج، ایروبیک و ... جدی شده است. من گفته‌ام که گروه هم‌سفران برای دریافت وسایل ورزشی به خانم کماندار مراجعه کنند.
در آینده گروه خانواده هم ازنظر تجهیزات و مالی به قسمت ورزش کمک کنند تا قوی شوند. ما در مشهد دو پایه دارت و شطرنج دادیم که مجموعاً شده است هفتصدهزار تومان. ولی خانم‌های هم‌سفر ازنظر مالی قسمت ورزشی را ساپورت کنید تا تکمیل شود. ولی این خبر خیلی خوبی بود که خانم‌های هم‌سفر در پارک طالقانی ورزش خیلی خوبی را شروع کرده‌اند. چون می‌خواهند تیم های مختلف کشوری باشد و از همه شهرها بیایند.
 
 
کسانی که در شطرنج قوی هستند به خانم کماندار مراجعه کنند تا تیم های شطرنج تشکیل شود.
در قسمت سایت فارسی بسیار قوی است. در قسمت انگلیسی هم قوی است؛ اما به قدرت فارسی نیست. من از خانم مرجان مرادی خواستم که گروه مترجمین انگلیسی خانم‌های هم‌سفر را از کل کشور تشکیل بدهند تا بتوانند با برنامه‌ریزی کمک کنند. در قسمت آقایان هم به‌وسیله آقای احسان رنجبر گروه مترجمین آقای تشکیل می‌شود.
کسانی که به زبان انگلیسی مسلط هستند با خانم مرجان مرادی تماس بگیرند.
دیروز ما در سایت کنگره 60 سی‌وچهار هزار بازدیدکننده داشته‌ایم و این رقم بسیار بالایی است که حداقل 20% از خارج از کشور وارد سایت می‌شوند. با توجه به اینکه ازنظر تحقیقات داریم وارد یک‌فاز بین‌المللی می‌شویم و در سال‌های آینده از کشورهای خارجی برای بازدید کنگره 60 و برای الگوبرداری می‌آیند؛ بنابراین، ما نیاز داریم که سایت انگلیسی مافوق العاده قوی و نیرومند باشد.
همه شما را به خداوند بزرگ می‌سپارم و از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، از همه شما سپاسگزارم.
 
 
نام فایل تاریخ مدت زمان حجم (MB) لینک
فایل صوتی سخنان مهندس 95/11/13 00:34:52 15.9 دانلود
فایل صوتی رهایی ها 95/11/13 01:26:00 29.8 دانلود

کنگره 60





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :