golyasc60
درمان اعتیاد و درمان چاقی و رسیدن به تناسب اندام با روش DST
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علی کریمی
مطالب اخیر

چهاردهمین جلسه از دوره پنجاه و نهم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه سیستم ایکس در روز چهارشنبه مورخ 25/5/96 به استادی و نگهبانی مهندس و دبیری خانم زهرا راس ساعت 10:25 آغاز به کار نمود.

سخنان مهندس:

سلام دوستان حسین هستم یک مسافر. 

امیدوارم حال شما خوب باشد، حال من هم بحمدلله خوب هست. 

امیدوارم تعطیلات به شما خوش گذشته باشد، گرچه تعداد زیادی از بچه ها به مسافرت رفتند، بعضی ها هم نتوانستند به مسافرت بروند. ما باید این کار را انجام بدهیم، چون ما فقط در فروردین و تابستان تعطیلات داریم. یکسری از بچه ها به کشورهای خارج رفته بودند. راهنماها هم به اکثر رهجوهایشان اجازه سفر بدهند، در قدیم تفکرات فرق داشت، ما به رهجو اجازه سفر نمی دادیم، ولی الآن اگر راهنما صلاح دانست که شرایط مناسب است، می تواند اجازه سفر بدهد. ولی یک موقع است که یک رهجو تازه سفر را شروع کرده است، آنموقع است که اجازه مسافرت نمی دهد. تمام خانواده ها باید یاد بگیرند، در طول سال، پس اندازی داشته باشند و برای مسافرت استفاده کنند.

اوضاع به طور کلی مرتب و منظم است. الآن هزینه ها زیاد شده است و باید خودمان را برای لژیون مالی آماده کنیم و افراد را آماده لژیون مالی کنیم.

دستور جلسه ما تئوری سیستم ایکس است. من با یکی از عزیزان دامپزشک صحبت می کردم، صحبتی که کردیم این بود که امروز از نظر پزشکی بیماری ها دو دسته هستند، یکسری بیماری هستند و یکسری اختلال. مثلاً اگر کسی آلزایمر بگیرد و موقعی که فوت کرد ما مغز او را برداریم و نگاه کنیم، می بینیم که یکسری مواد اضافه در مغز است، قابل روئیت است. ولی اگر مغز یک اسکیزوفرنی را بعد از فوت بررسی کنیم، می بینیم که هیچ تفاوتی ندارد و هیچ ضایعی نیست، به این موضوع اختلال می گویند.

این اختلال هنوز جزو بیماری در نیامده است. آن چیزی که زیر پوشش روانپزشکی قرار می گیرد، اختلال است (دیس اوردر) مثل دوقطبی، بایپولار، اسکیزوفرنی و ... اعتیاد هم جزو اختلال است و از نظر علوم دانشگاهی زیر پوشش روانپزشکی قرار می گیرد، چون هنوز جزو بیماری نیست و مجهول است. 

هر نوع اختلالی که بیماری شناخته شد، جزو بیماری ها قرار می گیرد و از زیر نظر روانپزشکی خارج می شود.  بنابراین از ابتدا، اعتیاد جزو گروه اختلال قرار گرفت، چون هیچ علامتی برای آن مشخص نشده است. هر نوع بیماری، یک تاریخچه دارد. بعد از تاریخچه و یکسری موارد دیگر، وارد باتوفیزیولوژی می شود (آسیب شناسی) بررسی می شود که این بیماری از نظر آسیب شناسی چگونه است. مثلاً کولیت اینگونه است که داخل روده بزرگ زخم می شود و ... این مراحل را آسیب شناسی می گویند.

آنهایی که جزو بیماری ها هستند، همه پاتوفیزیولوژی را دارند و بر مبنای آن آسیب شناسی برای آن بیماری دارو تجویز می شود و بعد پروتکل درمانی انجام می گیرد و بعد ممکن است برای یک بیماری چند پروتکل درمانی و داروهای مختلف داشته باشند. آسیب شناسی یک بیماری ممکن است دو سال طول بکشد.  ولی در اعتیاد آسیب شناسی نداریم. حالا تئوری ایکس در آینده چه کار می کند؟ ما این را فهمیدیم که اگر پشت کوه دود وجود دارد، حتماً آتشی وجود دارد. ما روی آسیب شناسی اعتیاد، آتش را ندیده ایم، ولی نشانه ها به ما این را می گویند. حالا این نشانه ها می آیند و در تئوری ایکس خودشان را نشان می دهند. 

تئوری ایکس، آسیب شناسی اعتیاد است و در مورد اعتیاد صحبت می کند. آسیب شناسی اعتیاد می گوید که بر اثر استفاده از موادمخدر میزان تولید موادشبه افیونی یا ناقل های عصبی یا هورمون ها و مدیاتورها و غدد درون ریز دچار اختلال شده اند. حالا ممکن است در بعضی کشورها میزان سروتونین، آدرنالین، اندروفین را اندازه گیری کند و می گوید که در تولید این مواد اختلال ایجاد شده است و بعد پروتکلش را ارائه می دهد و می گوید تخریب ها ایجاد شده است و ما با تریاک آن را درمان می کنیم. چرا تریاک؟ چون تریاک 25 آلکالوئید و مشتقات دارد، این مشتقات کاملاً برابر با موادشبه افیونی داخل بدن هستند. کمبودهایی که در بدن ایجاد شده است و نیازمند مواد بیرون است، توسط این گروه تامین می شود.

تریاک یا اوتی دقیقاً برای ما مثل عصایی است که برای یک فردی که پایش شکسته است، استفاده می شود. ما نزدیک به 20 سال است که به این آسیب شناسی عمل می کنیم. ما از 15بهمن 1375 این آزمایش را آغاز کردیم و تقریباً 20 سال از آن می گذرد و به نتیجه رسیده ایم. الآن بالغ بر 20هزار نفر از این پروتکل به درمان قطعی رسیده اند و هنوز بعد از گذشت 20 سال این در شرایطی است که اعتیاد جزو اختلالات است، ولی در کنگره 60 اینگونه نیست. هنوز نگاه جهان به اعتیاد، اینگونه است که قابل درمان نیست. ولی در کنگره 60 اعتیاد مثل آب خوردن، درمان می شود. در کنگره هر هفته 70 تا 100 نفر به درمان قطعی می رسند.

کسی که وارد فضاهای کنگره 60 می شود، اصلاً بوی اعتیاد نمی فهمد، چون در حال درمان است. بعد تئوری ایکس مقداری جلوتر رفت و گفت: نه تنها بیماری اعتیاد در اثر اختلال در سیستم ایکس است (سیستم ایکس: مجموعه ناقل های عصبی، مدیاتورها ، غدد درون ریز و برون ریز ، هورمون ها" مدیاتورها ارتباط بین اعضا را فراهم می کند، هورمون ها مثل رادیو می مانند و یک چیز را در سراسر بدن پخش می کنند" بلکه بسیاری از بیماری ها در اثر اختلالات سیستم ایکس بوجود آمده است. آلزایمر، ام اس، اوتیسم، کولیت و خیلی بیماری ها در اثر این اختلال بوجود می آیند و اگر این سیستم ایکس ترمیم شود، آن بیماری از بین می رود. البته ما الآن چنین اجازه ای نداریم و نمی توانیم روی انسانها آزمایش کنیم. 

ما در حال درمان اعتیاد، گزارشهایی دریافت کردیم مبنی بر اینکه در اثر درمان دی اس تی، بیماری های دیگر افراد هم درمان شد.  مثلاً بعضی نازایی ها بر اثر اختلال سیستم ایکس است.  امیدوارم در این هفته راجع به این دستورجلسه صحبت کنید و به امید پروردگار سیستم ایکس در آینده اثبات خواهد شد و درمان بیماری ها را وارد دگرگونی دیگری خواهد کرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جلسه سیزدهم از دوره پنجاه و نهم سری کارگاه‌های آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه عدالت، آیا همه افراد در کنگره 60 باهم برابرند؟ در روز چهارشنبه مورخ 1396/05/11 به استادی و نگهبانی مهندس دژاکام و دبیری خانم زهرا رأس ساعت 11:00 آغاز به کار نمود.

سلام دوستان حسین هستم یک مسافر. حال من خوب است، امیدوارم حال شما هم خوب باشد.

امروز تصمیم داریم که از اعضا و زحمت کشان سایت تقدیر و تشکر کنیم. فضای مجازی برای مافوق العاده اهمیت دارد. در نظر بگیرید، 63 درصد بازدیدکنندگان سایت از ایران است، 37 درصد بازدیدکنندگان از خارج از کشور صورت می‌گیرد. حدود 15 درصد بازدیدکننده از انگلستان داریم.

صحبت‌هایی که من با ویلیام وایت می‌کنم و احسان هم مرتب ترجمه می‌کند، یک تاریخ است. این‌ها یک بحث خاصی در مورد درمان و ریکاوری است که بعدها قابل‌ارائه است. تمام مکاتبات ما (مقالات نوشته‌شده، نامه‌های ردوبدل شده و...) همه در مرکز اسناد ارینویز در آمریکا نگهداری می‌کند.

زمانی که هنوز این شرایط وجود نداشت، من به شهروز گفتم که من یک‌چیزی می‌خواهم که آدم‌ها بتوانند باهم صحبت کنند و یکدیگر را ببینند. بعدها مسئله چت به میان آمد، بعد ما تالار گفتگو را راه‌اندازی کردیم، بعد از 4 سال تالار گفتگو را منحل کردیم، چون به سمت تخریب پیش می‌رفت. چاقوی جراحی خیلی خوب است، ولی اگر از آن درست استفاده نشود، ممکن است باعث مرگ و نابودی شود.

در مورد مسئله تالار گفتگو هنوز ظرفیت ایجاد نشده بود. این جمله را از من به یاد داشته باشید: در بهشت‌های برین هیچ سخن لغوی شنیده نمی‌شود، الاسلام و سلام‌علیکم ما باید به‌گونه‌ای حرکت کنیم که هیچ‌چیز جز سلام و سلام‌علیکم وجود نداشته باشد.

من از فضای مجازی بسیار لذت می‌برم و خیلی فضای مجازی را دوست دارم و علاقه دارم. مجوز داده‌ام که تمام گروه‌ها می‌توانند از تلگرام آن‌هم به‌صورت کانال استفاده کنند. ما باید روی پیام رهایی از اعتیاد کارکنیم. باید مطالبی در سیستم نوشتارهایمان باشد که به اعتیاد کمک کند. هدف اصلی ما درمان اعتیاد است، هدف اصلی ما عرفان نیست. اگر عرفان بتواند به درمان اعتیاد کمک کند، برای ما ارزشمند است. اگر به ما نتوانست کمک کند، به درد ما نمی‌خورد.

من فکر نمی‌کنم در اینستاگرام هیچ‌کس به کنگره 60 برسد، در بسیاری از مناسبت‌ها می‌بینیم که تمام فضای اینستاگرام پر می‌شود از عکس‌های رهایی و کنگره. در تعطیلات هیچ شعبه‌ای حق ندارد که بگوید می‌خواهیم تغییرات انجام بدهیم. در این‌یک هفته می‌خواهیم بچه‌ها استراحت مطلق داشته باشند، به فکر خودشان و خانواده‌شان باشند.

به شاگردانتان بگویید که در تعطیلات به‌هیچ‌عنوان با شما تماس نداشته باشند. به شاگردانتان هم تکالیف زیاد ندهید و بگذارید که آزاد باشند. من جلسه را زودتر شروع کردم تا عزیزانی که از شهرستان آمده‌اند، زودتر به کارشان برسند. دستور جلسه ما عدالت است، آیا در کنگره 60، افراد همه باهم برابرند؟

مهم این است که انسان در کدام قسمت قرار داشته باشد. هر موضوعی که شما دارید، حتی مبحث عدالت و برابری، مثل این می‌ماند که ما می‌خواهیم یکجاده یا راه آهنی را بکشیم، بعضی‌ها که جاده از مزرعه آن‌ها می‌گذرد، خوشحال می‌شوند و منفعت می‌بینند، یک عده هستند که وقتی این جاده از مسیر آن‌ها می‌گذرد، متضرر می‌شوند و متعرض می‌شوند. حالا کدام راست می‌گویند؟

پول هم همین‌طور است، کسانی که پول‌دارند، می‌گویند عدالت کاملاً انجام شود، افرادی که پول‌ندارند، می‌گویند که پول را از پولدارها بگیرید و خرج دیگران بکنید. مهم این است که درکدام طرف قضیه قرار داریم. عدالت این است که هر کسی در جایگاه خودش قرار دارد.

گروه‌های دیگر می‌گویند که ما مصرف‌کننده هستیم و همه باهم برابر هستیم. من سال 75 یک شرکت با 2 نفر از دوستانم تأسیس کرده بودیم و یک دفتر اجاره کرده بودیم. من ظاهراً مدیرعامل شرکت بودم. صبح آمدم سرکار، دیدم که یکی از شرکای من روی صندلی من نشسته و پایش را روی میز من گذاشته. گفتم چرا اینجا نشستی؟ گفتند که ما اینجا سه مدیرعامل داریم، سه معاون داریم و سه آبدارچی. من سریعاً مراحل انحلال شرکت را اعلام کردم. اصلاً نمی‌توانیم بگوییم که همه باهم برابریم.

یک نفر راهنما است و یک نفر رهجو. در کتاب خداوند هم داریم که آیا نابینایان با بینایان باهم برابرند؟ آیا آنانی که خدمت می‌کنند با آنانی که خیانت می‌کنند، برابرند؟

چند سال پیش یکی از بچه‌ها آمد و اجازه گرفت و تمام قسمت کف‌بالا را سرامیک کرد. بچه آمدند و گفتند که مهندس پولدارها رو دوست دارِ، چون آن شخص می‌آمد در اتاق من و باهم قهوه می‌خوردیم. یک روز در جلسه گفتم: کاملاً حرف شما درست است. من با این فرد ده دقیقه یک قهوه می‌خورم و بعد برای ما کلی منفعت دارد و برای کنگره کارهای مفیدی انجام می‌دهد، ولی شما چطور؟ اگر با شما یک قهوه بخورم، چند دقیقه بعد می‌گویید که مهندس، پول سیگار هم به ما بده...

مسلم است که من شخصی را که به کنگره منافع می‌رساند و کمک می‌کند، تحویل می‌گیرم. ما در یکجا، همه را با یک‌چشم نگاه می‌کنیم. اصلاً این‌گونه نیست که ما عدالت را در نظر نمی‌گیریم. انسان‌هایی هستند که مثل درختان بار می‌دهند و ثمر می‌دهند و انسان‌هایی هم هستند که بار ندارند و فقط مصرف‌کننده هستند. البته ما به کسانی که نیاز دارند، کمک می‌کنیم تا به مرحله باردهی و ثمررسانی برسند.

نزدیک‌ترین افراد به خداوند، پرهیزکارترین آن‌ها است. در تعطیلات تابستانی، تمام جلسات، ورزش‌ها، تعمیرات و... تعطیل است.

 

در پایان جلسه از اعضای اصلی سایت کنگره 60، توسط مهندس تقدیر به عمل آمد.

نام فایل تاریخ لینک
فایل صوتی سخنان مهندس 96/5/11 دانلود
نگارنده: مسافر احمد شریفیان



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جلسه دوازدهم از دوره پنجاه و نهم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه چگونه از سایت کنگره 60 استفاده می کنم، مقاله نویسی در روز چهارشنبه مورخ 1396/05/04 به استادی و نگهبانی آقای امین دژاکام و دبیری خانم زهرا راس ساعت 11:20 آغاز به کار نمود.

سلام دوستان امین هستم یک مسافر. قبل از شروع جلسه اطلاع می دهم که آقای مهندس برای همفکری و مشورت به وزارت کشور مراجعه کردند، در آنجا از صاحبنظران جهت تصمیم گیری یکسری مسائل دعوت می شود، که ایشان هم به آنجا دعوت شده اند. در یک بازه زمانی کوتاه، خیلی مسائل تغییر کرد. مثلاً قبلاً کاست ها تکثیر می شدند و بعد از حدود 8 سال دیگر اثری از کاست نیست و در آن موقع مشکلات زیادی برای تکثیر وجود داشت، ولی الآن در کمترین زمان سی دی در تعداد بالا تکثیر می شود و اینها در یک اتاق انجام می گیرد. در کنار این قضیه رشد اینترنت هم سریع بود و آقای مهندس هم روی این قضیه خیلی تاکید داشتند که بایستی کنگره 60 از نظر این پیشرفت ها و تکنولوژی ها به روز باشد، بخاطر همین روی سایت تاکید کردند و مسئولیت مستقیم این موضوع را برعهده گرفتند، بچه های دیگری هم در قسمت سایت فعال هستند و مسئول اینها شهروز است و حدود 400 ـ 500 نفر در نمایندگی های مختلف روی سایت کار می کنند و الآن آنقدر مطالب زیاد شده که می توانید کل روز را به مطالعه مطالب اختصاص داد.

خیلی ها امکان شرکت در جلسات را ندارند و یا شاید نزدیکترین نمایندگی به آنها، حدود 400کیلومتر فاصله داشته باشد، بنابراین یکی از کارهای سایت این است که پیام و مطالب و سی دی ها را خیلی کامل در اختیار این افراد قرار می دهد و افراد می توانند از دانش کنگره به راحتی استفاده کنند. یعنی من اگر در آمریکا باشم و بخواهم از مطالب و دانش اعتیاد استفاده کنم، راحت ترین و منبع این دانش، سایت کنگره است. سایت کنگره در اصل پیشتاز و جلودار رساندن پیام کنگره به همه انسانها است. شما کافی است داخل اینترنت کلمه اعتیاد یا مواد را سرچ کنید، اولین سایتی که می آید، سایت کنگره است. پس ما یک رسالتی هم در قبال سایت کنگره داریم، این رسالت چیست؟ رسالت ما این است که اگر در طول مسیر کنگره اتفاق خاصی برای ما افتاده است، آن را به راحتی در اختیار همه ی انسانها در سراسر دنیا قرار بدهیم. این تجربه را می توانیم با نوشتن یک شعر یا مقاله انتقال دهیم. 

بعضی نمایندگی ها می گفتند که در هفته حدود 20 تا 30 مقاله نوشته می شود. بعضی از نمایندگی ها ممکن است مقالات زیادی ندهند. این نشاندهنده ی فعالیت بهتر یا بدتر نیست. هدف نوشتن هم خودنمایی نیست. اگر ما تغییری در زندگیمان اتفاق افتاده است، اگر آن را به صورت مقاله در آوریم و در سایت قرار دهیم، این ممکن است در یک جایی به یک انسان دیگر کمک کند تا مسیر خودش را پیدا کند.  نوشتن مقاله، در انسان توانایی ایجاد می کند. خیلی از توانایی ها در نوشتن اتفاق می افتد. ما حرف زدن را با مشارکت کردن یاد گرفتیم. نوشتن را باید از کجا یاد بگیریم؟ یا باید دبیر شویم، یا مقاله ای بنویسیم و این باعث رشد وپیشرفت ما خواهد شد.

من به تمام اعضایی که در سایت کنگره تلاش می کنند، خداقوت می گویم. اولین کاری که آقای مهندس در مراجعه به کنگره می کنند، این است که به سایت کنگره مراجعه می کنند. در خصوص مقوله شعر، منظور ما این است که با نوشتن شعر، پیام کنگره را با تجربه خودمان ترکیب کنیم و در قالب شعر در آوریم و آن را در اختیار دیگران قرار دهیم.  بعضی ها ممکن است که چون سن و سالشان بیشتر است، به سایت دقت نکنند. این دیدگاه درست نیست، حتماً وارد سایت شوید و بگردید و شاید این ارتباط در شما بوجود بیاید.  یادم است بعضی از بچه هایی که فاصله زیادی با کنگره داشتند، مشکلات و خلاء های خودشان را با سایت کنگره پر می کردند.  تبریک می گوییم به همه ی خدمتگزاران و تمام کسانی که توان دارند، می توانند در قسمت سایت خدمت کنند و این قضیه را نیرومندتر کنند.

در خصوص یک مطلب که آقای مهندس راجع به آن صحبت کردند، ببینید هرچیزی که ما الآن در کنگره داریم، توسط جلسات بود. اولین چیزی که تاسیس شد، جلسات بود. از سال 80 ـ 81 لژیون ها تشکیل شد و بعد ادامه پیدا کرد و امروز قسمت قدرتمند کنگره هستند. اما این قضیه نباید باعث شود که ما جلسات را جدی نگیریم. نباید تصور کرد که اصل آموزش در لژیون است و راهنما به ما آموزش می دهد و جلسات مهم نیست، این تفکر اصلاً درست نیست. بخاطر اینکه جلسات و لژیون های کنگره دقیقاً لازم و ملزوم یکدیگر هستند. رهجویی که یکی از اینها را جدی نمی گیرد، از نظر رشد، متقارن رشد نمی کند.

سیستم ایکس هم خاصیت موج دارد و هم ذره. تمام هستی شامل دو ویژگی هست، یکی خاصیت ذره ای و یکی خاصیت موجی. خاصیت ذره ای، خاصیتی است که با استفاده از آن، هر موجودی موجودیت پیدا می کند. یعنی در آفرینش برای اینکه یک موجودی مثل انسان خلق شود، بایستی یک موجودیتی داشته باشد، یک موجود در هستی مثل ذره می ماند. ولی این ذره کاملاً مستقل است. هر مخلوقی اینگونه است و می تواند بعنوان یک ذره در هستی در نظر گرفت.  یک خاصیت دیگر هم وجود دارد، چون این مخلوقات به تنهایی نمی توانند زندگی کنند، این مخلوقات در ارتباط و تبادل صوت و نور با یکدیگر می توانند به حیات خودشان ادامه بدهند.

آن‌چیزی که ارتباط بین اجزاء هستی را بوجود می آورد، خاصیت موجی است. جمع این دو موضوع در کنار یکدیگر باعث می شود که هستی به تعادل و حرکت خودش ادامه دهد. هر کجا خاصیت ذره ای ضعیف شود، شخص کم کم دچار بیماری می شود، استقلال و اعتمادبه نفسش را از دست می دهد. مثل زمانی که شخص مصرف کننده مواد می شود. وقتی یک نفر مصرف کننده مواد می شود، مواد وارد سیستم شخص می شود و جایگزین موادی می شود که بدن خودش ترشح می کند. بعد از این جایگزینی، خاصیت ذره ای شخص از بین می رود. بنابراین مصرف کننده مواد، احساس می کند که شخصیت و موجودیتی ندارد و کمرنگ شده است و این احساس را همه تجربه کرده ایم.

پس خاصیت ذره ای به ما شخصیت و موجودیت می دهد و بایستی حفظ شود و محترم است. اما این خاصیت کامل نیست، چون شخصیت و موجودیت دارد، ولی این موجودیت بدون ارتباط با موجودات دیگر نمی تواند به حیات خودش ادامه بدهد. پس ویژگی که باعث می شود من بتوانم با دیگران، راهنمای خودم، فرزندم، برادرم تبادل انرژی کنم و حس کنم، خاصیت موجی من است. هر زمان که هرکدام از اینها ضعیف شود، تعادل زندگی بهم می ریزد. چه زمانی شما می گویید، من نیاز به تنهایی دارم و بگذارید تنها باشم؟ این زمانی است که خاصیت ذره ای شما تضعیف شده و شما می آیید با کم کردن خاصیت موجی، خاصیت ذره ای قوی تر کنید و بعد از تقویت خاصیت ذره ای، به وضعیت قبلی بر می گردید.

وقتی شخصی اصلاً کسی را قبول ندارد و نیاز به آموزش نمی بیند و با کسی مشورت نمی کند، خاصیت ذره ای درونش رشد می کند، ولی شاید احساس استقلال کند، در عوض احساس تنهایی و یکنواختی می کند، در اینجا می گوید: من می خوام به جمع بروم و خیلی احساس تنهایی می کنم. اینجا زمانی است که خاصیت ذره ای زیاد شده، ولی خاصیت موجی کم شده است و بنابراین بر می گردیم در جمع که آن را درست کنیم. تمام حرکت هایی که ما در زندگی انجام می دهیم، چون اساس آفرینش بر اساس این دو خاصیت بوجود آمده است، پس چاره ای نداریم که بین این دو خاصیت تعادل را برقرار کنیم.

500سال پیش تمام اروپا روی این مسیر حرکت می کرد که انسانها هیچ اراده ای از خودشان نداشتند، یکسری نجیب زادگان بودند که بر دیگران احاطه داشتند، آنها تصمیم گیری می کردند که دیگران چطور زندگی کنند و در کنار این کلیساها بودند که تعیین تکلیف می کردند. یعنی یکسری تکلیف را کشیش ها مشخص می کردند و یکسری تکلیف را نجیب زادگان. کسی که می خواست تصمیم گیری کند، تقریباً از خودش هیچ اختیاری نداشت. یعنی به عبارتی در آن زمان، خاصیت ذره ای انسانها به شدت ضعیف شده بود، یعنی استقلال شخصیت از بین رفته بود. آینده اش را اربابش و کشیشک برنامه ریزی می کردد. خاصیت ذره ای ضعیف شده بود و خاصیت موجی قوی تر. جالب اینجاست که وقتی یکی از اینها ضعیف می شود، خاصیت دیگر رشد می کند، ولی رشدش نامتقارن است. 

بنابراین امواج رشد می کنند، ولی رشد اشتباه، خرافات بسیار زیاد می شود و رشد می کند. تعادل ها بهم می ریزد. بعد رنسانس اتفاق افتاد که می گفت: ما هر حرفی را قبول نمی کنیم. می گفتند ما حرفی را قبول می کنیم که از فلان اصول پیروی کند، اگر پیروی کرد، ما قبول می کنیم. این اتفاقی که در رنسانس بوجود آمد، باعث شد امواج سرگردانی که تبدیل به خرافات شده بود، از این فیلتر عبور دهند، گفتند این امواج و خرافات را بیاورید، هرکدام که منطقی بود، می پذیریم.

در زمان قرون وسطی می گفتند: آنقدر این خرافات زیاد شده بود که بهشت را می فروختند. هرکس بر اساس توانش مقداری از بهشت را می خرید، کلیسا هم یک سند می داد. یک نفر هم می رود می گوید که من می خواهم جهنم را بخرم! عجیب بود ولی آنها هم می گویند که می فروشیم. می گوید کل جهنم را می خواهم، صد سکه پرداخت می کند و یک سند هم می گیرد. بعد به شهر می رود و به مردم می گوید که مردم، من جهنم را خریدم و خیالتان راحت باشد، هیچکس را از این ببعد به جهنم راه نمی دهم. خلاصه در کنار اینها، علوم شروع کردند به رشد کردن. زمانی که شما ناخالصی زیاد داشته باشید، از پیدا کردن چیزهای خالص و با ارزش صرفنظر می کنید. مثل همین روش DST  که اضافات این کار مثل URD ، سم زدایی و ... را کنار زد و الماس ها مشخص و نمایان شدند. در رنسانس، خاصیت موجی و اضافات تخلیه شد و خاصیت ذره ای شروع به تقویت کرد. بعد از این کار، انسانی که شخصیتش را از دست داده بود، کم کم مقام و جایگاه پیدا کرد. 

افراد در لژیون خوراک مورد نیاز از نظر موجی را از راهنما و اعضای لژیون دریافت می کنند، اما در جلسه، شخص به صورت فردی ظاهر می شود و خودش باید به تنهایی مشارکت کند، خودش باید خدمت کند، خودش باید استاد بشود و این ساختار جلسه که شروع می شود، برای این طراحی شده است که خاصیت ذره ای ما بازسازی و ساخته شود. لژیون طراحی شده است برای اینکه خاصیت موجی ما ساخته شود، ما نمی توانیم هرکدام از اینها را حذف کنیم، اگر حذف کنیم، تعادل بهم می ریزد. بنابراین باید به جلسات هم بهای لازم را بدهیم و ما بایستی کمک کنیم این قضیه به بهترین شکل انجام شود. یکی از کارهایی که ما می توانیم کمک کنیم به بهترین شکل انجام شود، نکاتی است که مطرح می شود. مشارکت بایستی به سفر اولی ها بیشتر داده شود تا شخصیت ذره ای آنها شکل بگیرد.

وقت استاد بایستی 5 دقیقه باشد، چون استاد جلسه را هدایت می کند و به افراد خط می دهد، این شخص استاد دانشگاه نیست که به همه بخواهد درس بدهد. اگر استاد بیاید 20 دقیقه صحبت کند و به همه ی قدیمی ها وقت مشارکت کند و همه هم از ضمیر ما استفاده کنند، نتیجه این می شود که انرژی جلسه پایین می آید، وقتی انرژی جلسه پایین آمد، افراد رغبت نمی کنند که در جلسه حضور داشته باشند. یک سفر اولی اگر 10بار دستش را بالا ببرد و مشارکت به او داده نشود، دلسرد می شود.  این نکات را اگر رعایت کنیم، جلسه انرژی زیادی پیدا می کند. یکسری از نکات را هم ما باید در لژیون رعایت کنیم که لژیون هم انرژی و پتانسیل خودش را داشته باشد. اگر همه ی اینها درست اتفاق بیفتد، رهجوها هم متقارن رشد می کنند. اگر رهجویی فقط در لژیون حضور داشته باشد، پیوند محبتش فقط با اعضای لژیون شکل می گیرد و رهجو به رهجوی لژیون تبدیل می شود و این چیز خوبی نیست.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
این جلسه یازدهمین جلسه از دوره پنجاه و نهم از سری کارگاه‌های آموزشی کنگره ۶۰، با دستور جلسه «کار، تحصیل، قدرت» در روز چهارشنبه مورخ 28 تیرماه 96 به استادی و نگهبانی مهندس و دبیری خانم زهرا رأس ساعت 10:55 آغاز به کار نمود.
 
 
سلام دوستان حسین هستم مسافر
قبل از صحبت کردن در خصوص دستور جلسه، دوشنبه جلسه کنگره دیدبانان برگزار شد و تصمیماتی در این جلسه گرفته شد:
- ما در کنگره 60 در گروه مسافران دو جلسه داریم: یک جلسه بسته (خصوصی) که در روزهای یکشنبه و سه‌شنبه برگزار می‌شود و یک جلسه باز (عمومی) که پنج‌شنبه‌ها برگزار می‌شود؛ بنابراین، تصمیم گرفته شد که ازاین‌پس در تهران و شهرستان‌ها، هیچ هم‌سفر آقایی در جلسات روزهای یکشنبه و سه‌شنبه نمی‌تواند شرکت کند و تنها می‌توانند در جلسات پنج‌شنبه‌ها شرکت کنند.
در تهران کسی به‌عنوان هم‌سفر اطلاق می‌شود (البته در مورد آقایان) که در جلسات آکادمی در روزهای پنج‌شنبه شرکت کند. ما در شعبه آکادمی روزهای پنج‌شنبه، ساعت یک بعدازظهر جلسه داریم که مخصوص هم‌سفران آقا که شامل پدران، برادران و فرزندان است. هر شعبه‌ای که در تهران وجود دارد، می‌بایست همه هم‌سفران از ساعت یک تا سه بعدازظهر در این جلسات شرکت کنند و در این جلسات راهنما داشته باشند؛ وگرنه به‌هیچ‌عنوان هم‌سفر تلقی نمی‌شوند و نمی‌توانند در مسابقات ورزشی و آزمون کمک راهنمایی شرکت کنند. تصمیم بر این است که علاوه بر تهران در سایر شهرستان‌ها هم کلاس‌های ویژه هم‌سفران آقا را دایر کنیم و داریم رایزنی می‌کنیم تا در استان اصفهان هم یک روز در هفته به این گروه اختصاص پیدا کند.
-راهنماها باید شاگردان خود را هدایت کنند؛ چه مسافران و چه هم‌سفران فرقی نمی‌کند. راهنما موظف است اول جلسه حضورداشته باشد که شاگردان را تشویق کند تا مشارکت کنند، نگهبان و دبیر شوند، نوشتارها را بخوانند و ... به قول امین که می‌گفت: ما هم ذره داریم و هم موج و لژیون ذره است و جلسه موج و این دو مکمل یکدیگرند؛ بنابراین، راهنما باید در جلسه حضورداشته باشد، فقط این نیست که بخواهد برنامه بدهد، اگر این‌گونه باشد که من خودم یک برنامه می‌دهم و می‌گویم طبق همین عمل کنید! راهنما باید از اول جلسه حضورداشته باشد و شاگردان را تحت نظر بگیرد. وقتی راهنما به‌موقع نیاید، شاگردان هم به‌موقع نمی‌آیند؛ بنابراین، راهنمایی می‌تواند خود را معرفی کند و شاگرد بگیرد که در آن روز از ابتدا در جلسه حضورداشته باشد و در غیر این صورت، نمی‌تواند خود را برای جذب شاگرد معرفی کند. از ساعت شش بعدازظهر به بعد اگر راهنمایی تأخیر داشته باشد، غیبت مطلق می‌خورد.
-در جلسات یک سری از کارها بر عهده‌ی نگهبان است و یک سری از کارها بر عهده‌ی استاد. استاد می‌تواند فقط پنج دقیقه صحبت کند و اجازه صحبت کردن بیش از این را ندارد.
مطلب دیگر اینکه ما اسم این فرد را گذاشته‌ایم استاد، چون اسم دیگری پیدا نکردیم. در حقیقت این فرد استاد جلسه نیست؛ پس استاد جلسه کیست؟ استاد جلسه تمام اعضایی هستند که مشارکت می‌کنند. استاد جلسه به‌عنوان یک گرداننده تلقی می‌شود. در جلسات رسم است که اگر نفر اول ابوعطا کوک کند، همه ابوعطا می‌زنند! اگر دشتی کوک کند، همه دشتی می‌زنند! اگر استاد با غصه و ماتم شروع کند، همه شروع به گریه می‌کنند و اگر با لطیفه شروع کند، همه می‌خندند. استاد، جلسه را راه می‌اندازد. در کلاس استاد یک ساعت درس می‌دهد، او استاد است؛ ولی استاد در کنگره 60 کسی است که جلسه را راه می‌اندازد و به همین دلیل ما برای این شخص حرمت قائلیم؛ اما باورتان نشود که واقعاً استاد جلسه هستید و نیم ساعت حرف بزنید!
-مسئله بعدی اینکه نگهبان نمی‌تواند اسامی را بنویسد. وقتی‌که نگهبان جلسه را تحویل استاد می‌دهد، دیگر نگهبان کاره‌ای نیست! اگر لازم بود که موضوعی را به استاد یادآوری کند، یادداشتی به او می‌دهد؛ ولی استاد خودش باید اسامی مشارکت‌کنندگان را بنویسد و باید بداند که در مورد مشارکت‌کنندگان، حق تقدم با تازه واردین است.
-در کلیه نمایندگی‌ها به‌جز نمایندگی آکادمی بازگشایی نمایندگی‌ها ساعت یک و نیم است.
-مرزبانی در نظر گرفته‌شده است به نام مرزبان خدمت؛ مرزبان خدمت به امر خدمت دادن به اعضا نظارت می‌کند. تمامی افرادی که داوطلب خدمت هستند بایستی همراه فالوآپ به مرزبان خدمت مراجعه کنند.
-به شاگردان آموزش بدهید که شما را به اسم‌فامیل صدا نزنند. ره‌جوها موظف‌اند فقط اسم کوچک راهنمای خود را بگویند. خانم‌ها هم همین‌طور؛ اخیراً دیده‌شده است که در برخی از فرم‌های گروه خانواده، فامیل راهنمای هم‌سفر را می‌نویسند. ما برای حفظ هویت، فقط باید اسم کوچک را بنویسیم. از بیان القاب هم باید کاملاً خودداری کنیم؛ چون وقتی فردی که مصرف‌کننده است و جایگاه و مقامی دارد، اگر او را با القابش صدا کنیم، دیگر حرف‌شنوی نخواهد داشت.
گاهی دیده می‌شود که افراد در کنگره همدیگر را با القاب صدا می‌کنند. ما می‌خواهیم در کنگره 60 از تجربیات یکدیگر استفاده کنیم. چیزی که برای ما در جلسات مهم است، تجربه یک‌به‌یک ماست. مثلاً فرد در مشارکت می‌گوید: من مصرف‌کننده تریاک یا هروئین بودم؛ به من گفتند که اگر مواد مصرفی‌ات را قطع کنی و به‌جای آن الکل بخوری، مشروب مورفین را می‌شوید. فرد در جلسه این تجربه را بگوید و عنوان کند که من با این کار نابود شدم؛ چون وقتی مصرف‌کننده تریاک یا هروئین، مواد مصرفی‌اش را قطع کند و مشروبات الکلی استفاده کند، بیچاره می‌شود و تا پای مرگ پیش می‌رود؛ یعنی این کار از هر نالترکسون و دارویی بدتر است. خطرناک‌ترین کار همین است که مواد مخدر را قطع کنیم و مشروب استفاده کنیم که این کار بین مصرف‌کنندگان مواد مخدر بسیار مرسوم است. حال اگر فرد این تجربه را بیان کند، بسیار مفید است زیرا همه جهان‌بینی ما تجربه است.
و اما در خصوص دستور جلسه این هفته:
ما سه محور داریم: کار؛ تحصیل؛ قدرت
این دستور جلسه مطرح می‌کند که با کسب علم و دانش و کار کردن، انسان می‌تواند به قدرت برسد. ما در کنگره 60 برای تحصیل بسیار ارزش قائل هستیم و به همین دلیل است که بسیاری از بچه‌های ما که دیپلم ردی بودند، الآن در حال اخذ فوق‌لیسانس و حتی دکترا هستند و این خیلی عالی است.
به‌طورکلی، باید راهنماها حواسشان جمع باشد، برای افراد درمان در صدر قرار دارد؛ ولی باید این را در نظر داشته باشند که رهجو حتماً باید کار کند و نباید بیکار باشد. اگر وقت کاری یک رهجو تا ساعت نه شب است، راهنما به رهجو می‌گوید که تو باید یا کار را انتخاب کنی و یا درمان را. اگر کار رهجو صبح تا بعدازظهر باشد، حتماً باید کار بکند.
از طرف دیگر، فرد مدت‌ها بیکار بوده و در طی سفر وضعیتش کمی بهتر می‌شود، در این شرایط می‌خواهد هم کار کند، هم پولدار شود و هم انتقام بگیرد که این هم با سفر جور درنمی‌آید.
ما روزی که کنگره را شروع کردیم، مطرح کردیم که باید برای امور و پایه‌های مالی ارزش قائل شد.
قدرت شامل سه قسمت می‌شود:
1-پول که بسیار مهم است و نقش بسیار ارزشمندی دارد.
2-دانش و علم که نقش بسیار سازنده‌ای دارد.
3-تخصص.
هر سازمان، انجیو، خانواده، کشور و فردی که خواهان قدرتمند شدن است، باید تخصص، علم و دانش و پول را داشته باشد. اینکه ما انسان‌های معنوی هستیم و پول را قبول نداریم، حرف بسیار غلطی است. هر آن‌کس که دندان دهد، نان دهد، حرف بسیار غلطی است! گاهی ممکن است کارد به استخوانت برسد و چاره‌ای نداشته باشی و این سخنان را بگویی؛ ولی اگر سرپا باشی، این‌گونه نیست. خداوند راه و چاه را نشان داده است و ما باید بدانیم که چگونه زندگی خود را بالانس کنیم. شما صدقه، زکات و خمس می‌دهید، بسیار عالی است، ولی اینکه تصور کنید در برابر این کار، خداوند به شما مال زیادی خواهد داد، نه به این شکل نیست؛ بنابراین، باید فکر اساسی و اصولی کنید.
 اگر ما در کنگره 60 برای مسائل مالی ارزش قائل نبودیم، با مشکلات بسیار وحشتناکی روبرو می‌شدیم. ما در تمام قسمت‌ها ساختمان اجاره و یا رهن کرده‌ایم.
باید همه ما این را در نظر داشته باشیم که باید این سه عامل را داشته باشیم. من تا جایی که امکان داشته است، دانش را در شما به وجود آورده‌ام و من دژاکام، به هر طریقی این علم را به شما انتقال داده‌ام. زمینه کسب تخصص را هم به کمک سایرین برای شما فراهم کرده‌ام؛ مثل امتحان کمک راهنمایی، مرزبان شدن و دیده بان و ورزشبان شدن و ...
پول هم به همین ترتیب؛ باید کوه خراب شود تا دره پر شود. من هفته‌ای یک‌میلیون تومان به کنگره می‌دهم این کاری انجام نمی‌دهد اما خیلی مهم است؛ باید همه ما ازنظر پول کنگره را تقویت کنیم؛ این پول‌ها به‌اندازه دیناری در جیب من یا دیده بانان و مرزبان‌ها و راهنماها نمی‌رود.
چرا باید به کنگره پول بدهیم؟ برای اینکه این سقف بالای سر ما باشد. درمان هرکدام از ما حدود یازده میلیون تومان هزینه دارد. اگر می‌توانیم باید با تمام توان به سیستم کنگره کمک کنیم.
ما حدود پنجاه شعبه داریم که خودمان تهیه‌کرده‌ایم و هیچ‌گاه بار ما روی دوش دولت نبوده است. باید این آمادگی را داشته باشیم که حتماً برای خودمان مکان‌هایی را خریداری کنیم. آخرین بندی که ما با دولت داریم، این ساختمانی است که ستاد مبارزه با مواد مخدر در اختیار ما گذاشته است. سایر مکان‌های کنگره 60 مردمی است که یا خریده‌ایم و یا اجاره کرده‌ایم.
در حال حاضر ما در تهران بیست مرکز داریم و احتیاج به مراکز دیگری هم داریم. هر چه پول داشته باشیم، بازهم کم است، زیرا کار ما بسیار گسترده است. به کمک تک‌تک شما این کار به‌خوبی انجام‌شده است؛ حتی پانصدتومانی که شما به سبد می‌اندازید، خیلی ارزش دارد؛ چون دانه‌دانه است غله در انبار. همان پنجاه یا صد تومان شما باعث می‌شود قند و چای و آب و فتوکپی و ... خریداری شود و به نحو مطلوب، هزینه‌های جاری ما تأمین شود؛ بدون اینکه نیازمند کسی باشیم.
در خصوص زمین هم لژیون‌های مالی، کنگره را تقویت می‌کنند. در ماه مبارک رمضان، بالای پانصد میلیون تومان پول افطاری اضافه آمد که گفتیم به‌حساب زمین ریخته شود؛ اما پرداخت فطریه ها ضعیف بود. مثلاً شعبه بزرگی در مشهد چهارصد و هشتاد تومان فطریه پرداخت کردند و در مقابل لژیون کرمانشاه بیشتر از آن‌ها پرداخت داشته‌اند!
من اعلام کرده‌ام که هر شعبه‌ای که در مکان‌های دولتی قرار دارند، شش ماه فرصت دارند تا مکانی را خریداری، رهن و یا اجاره کنند؛ البته ما هم به آن‌ها کمک می‌کنیم. ما باید روی پای خودمان بایستیم و نباید وبال گردن دولت باشیم.
از این‌که به حرف‌های من توجه کردید، متشکرم.
 
نام فایل تاریخ لینک
فایل صوتی سخنان مهندس 96/4/28 دانلود

نگارنده : همسفر اکرم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بنام خدا

این جلسه دهمین جلسه از دوره پنجاه و نهم از سری کارگاه‌های آموزشی کنگره ۶۰، با دستور جلسه وادی یازدهم و تأثیر آن روی من "رودهای خروشان و چشمه‌های جوشان همه به بحر و اقیانوس می‌رسند "، در روز چهارشنبه مورخ ۱۳۹۶/۴/۲۱ به استادی و نگهبانی مهندس و دبیری خانم زهرا رأس ساعت ۱۱ آغاز به کار نمود.

سلام دوستان حسین هستم یک مسافر.

امیدوارم حال همه شما خوب باشد، حال من هم بحمدالله خوب است.

دستور جلسه این هفته، چشمه‌های جوشان و رودهای خروشان به بحر و اقیانوس می‌رسند. انسان هر خواسته‌ای دارد و به هر چیزی می‌خواهد برسد و یا می‌خواهد به دست بیاورد، باید به‌صورت چشمه جوشان و یا رود خروشان عمل کند. چشمه‌ای که جوشان شد، اتوماتیک و خودکار تبدیل به رود خروشان خواهد شد.

برای اینکه رود خروشان شویم، اول باید چشمه جوشان شویم. چشمه جوشان با تفکر و اندیشه به وجود می‌آید. کسی که تفکر داشته باشد، با تفکر و اندیشه‌کارهایش را انجام دهد، هیچ‌وقت در جهان مادی متضرر نمی‌شود، نه از جهت مادی و نه از جهت معنوی. امکان ندارد، انسانی که با تفکر حرکت می‌کند و به‌قدر کافی در زندگی‌اش تفکر انجام داده است، امکان ندارد با مشکلات مادی و معنوی برخورد کند. چون با همان تفکر، زندگی خودش را می‌سازد و منابع مادی را به‌طرف خودش جذب می‌کند. آیا جذب منابع مادی تفکر می‌خواهد؟ بله تفکر، جهان‌بینی، کسب اعتبار، انسانیت می‌خواهد. تجارت به‌تنهایی مقدور نیست، در تجارت بایستی با افراد مختلف برخورد داشته باشید، این چگونگی نحوه برخورد تعیین می‌کند که شما موفق باشید. این افراد می‌توانند که به شما اعتبار بدهند.

انسان گاهی تصور می‌کند که خودش زرنگ است. زمانی که ما مصرف می‌کردیم، تصور می‌کردیم که مردم خبر ندارند، بعداً فهمیدیم که همه خبردارند، ولی ما خودمان خبر نداریم.

چشمه جوشان شدن، با تفکر و اندیشه و جهان‌بینی است. اگر جهان‌بینی را از کنگره ۶۰ بگیریم، دیگر کنگره ۶۰ این پویایی را نخواهد داشت.

ما در جهان‌بینی آموخته‌ایم که کمترین اصطکاک را داشته باشیم.

بعضی مسائل به‌گونه‌ای است که انسان باید با آن‌ها بگونه ای رفتار کند که هیچ‌گونه کنش (برخورد) ایجاد نشود. اگر یک راهنما با یک ایجنت بلند و سخت صحبت کند، آنجا متوجه می‌شویم که آن شخص هنوز به آگاهی نرسیده است، چون در کنگره همه‌چیز بر مبنای آرامش، تفکر و عقل سلیم انجام می‌گیرد.

چشمه جوشان به این معنی نیست که عصبانی شوید و اصطکاک به وجود بیاید، چشمه‌ای جوشان شوید که بر اثر عقل و تفکر و جهان‌بینی باشد.

اول جلسه می‌گوییم که خدایا ما را از دست نیرومندترین دشمن خودمان که جهل و ناآگاهی خودمان است، نجات بده. بزرگ‌ترین دشمن ما در درون خودمان است. اگر ما بر اثر عقل سالم و اندیشه سالم، تبدیل به چشمه جوشان شویم، می‌توانیم تبدیل به رود خروشان شویم و بعدازآن می‌توانیم به بحر و اقیانوس برسیم و درنهایت به خواسته خودمان می‌رسیم.

تفکر و اندیشه حتماً بایستی تبدیل به عمل شود، در مسیر هدفمان به سمت بحر و اقیانوس باید حرکت کنیم، وقتی به مقصد رسیدیم، می‌بینیم که از چه دشواری‌هایی عبور کرده‌ایم.

صحرا همیشه ثابت نیست، طوفان در آن وجود دارد، اقیانوس هم همیشه آرام نیست، انسان هم دقیقاً مثل اقیانوس و صحرا می‌ماند، چون همیشه در حال تغییرات است.

زمین، مثل یک توپ است که در هوا معلق است، بدون اینکه به چیزی وصل باشد، از آن‌طرف اشعه‌های مضر و شهاب‌سنگ‌ها هستند که لایه ازن مانع از برخورد این‌ها به زمین می‌شود، پس این زمین که ما روی آن سکونت داریم، آرام نیست و هرلحظه در حال حرکت و تکاپو است. خود ما هم دائماً در حال حرکت هستیم. ما هم مثل شن‌های صحرا و اقیانوس هستیم، یک موقع آرام هستیم، یک موقع کم‌حوصله، یک موقع ناآرام و ... اگر چنین شرایطی پیش آمد، فوری تصور نکنیم که مشکل جدی داریم و به دنبال قرص برویم. مثل بچه‌هایی که الآن تا یک مقدار شلوغ می‌کند، به پزشک می‌برند و عنوان بیش‌فعال به او می‌دهند. ما در بچگی از درخت بالا می‌رفتیم، دست در لانه پرندگان می‌بردیم و مار هم حتی ما را نیش می‌زد، هیچ‌کس به ما نگفت که بیش‌فعال هستیم.

اگر ما مشکلی داریم و حالمان گاهی خراب می‌شود، تصور نکنیم که این فقط مال ماست، این جزو ذات ماست. ما یک سیکل داریم، شادابی ما، افسردگی ما، خواب ما، یک سیکل دارد. مثلاً افسردگی شاید یک سیکل ۵۰ روزه داشته باشد، این ۵۰ روز هرچه رو به اتمام می‌رود، حال ما بهتر می‌شود و این بستگی به مواد شبه افیونی دارد تا آنجا که به‌جایی می‌رسیم که به تولید موادشبه افیونی به حد بالای خودش می‌رسد.

بنابراین اگر مشکلی برایتان پیش می‌آید، فوری نگویید که چرا حال ما خراب است. ذات انسان به این‌گونه است که اخلاق، خصوصیات و رفتارش در حال تغییرات است، ثابت نیست. اگر کسی کج‌خلق بود و به خانه آمد، نگویید که چی شده است.

مشکلات جزو بافت زندگی است، همانند دریا، اقیانوس و صحرا ما هم متغیر هستیم و در حال تغییرات گوناگون.

مطلب بعدی؛

اردوی تابستانی را در پیش داریم، ثبت‌نام این اردو یک هفته است شروع‌شده است. در کل اردو فقط ۳۰۰ نفر می‌توانند حضورداشته باشند.

امسال کسانی می‌توانند در اردو شرکت کنند که یا سیگاری نباشند یا نشان ویلیام داشته باشند. چون سال گذشته افرادی که در لژیون ویلیام وایت و در حال سفر بودند به اردو آمدند و ما مشاهده کردیم که حدود ۷۰ نفر از افراد در اردو سیگار می‌کشند.

ـ تیم کشتی ما به ارمنستان رفت، این حرکت بزرگی است و ما و مسئولین متوجه عظمت این حرکت نخواهیم بود. درختی که بزرگ شود، از دیوار باغ بیرون می‌زند. این‌ها مسائل بسیار جدی و باارزشی هستند، همه‌ی این‌ها با کمک راهنمایان، ایجنت ها و تمام شماها اتفاق افتاد. در دنیا سابقه ندارد که یک نفر به درمان اعتیاد برسد و بعد در مسابقات کشتی ارمنستان شرکت کند. ارمنستان، تاجیکستان، گرجستان و ... این‌ها کشتی گیران قدرتمندی دارند و همین‌که بچه‌های ما در این مسابقات شرکت کرده‌اند، بسیار عالی است. ما با استفاده از این مسابقات، پیام رهایی و درمان اعتیاد را به سایر کشورها می‌رسانیم.

مطالب بعدی؛

در جلسات قبل هم گفتم که افراد سه دسته هستند؛

۱ ـ افرادی که به کنگره کمک می‌کنند.

۲ ـ افرادی که خنثی هستند.

۳ ـ افرادی که باعث تخریب می‌شوند.

افرادی که در هنگام قانون یازدهم، از جلسه خارج می‌شوند، باعث به هم خوردن جلسه می‌شوند. اگر پول پرداخت نمی‌کنید، ایرادی ندارد، حداقل جلسه را به هم نزنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

این جلسه نهمین جلسه از دوره پنجاه و نهم از سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور حرمت کنگره 60 ، در روز چهارشنبه مورخ 96/4/14 به استادی و نگهبانی مهندس دژاکام و دبیری خانم زهرا راس ساعت 11:10 آغاز به کار نمود.

سلام دوستان حسین هستم یک مسافر.

امیدوارم حال شما خوب باشد، حال من هم خوب است.

( در ابتدا مبالغ واریزی اعلام گردید)

جمع واریزی های : 1.950.000 توئمان

11.359.000 واریزی به حساب زمین

10.170.000 تومان کمیته های انضباطی

22.462.000 تومان واریزی هفته گذشته

دستور جلسه این هفته ما، حرمت کنگره 60 است. حرمت اصولاً از حریم می آید. هر چیزی یک حریمی دارد. وقتی یک چیزی حریم دارد، یعنی حرمت دارد، شما نمی توانید به آن نزدیک شوید. جاده را وقتی نگاه می کنید، حریم دارد. رودخانه، حریم دارد. شما کنار رودخانه نمی توانید، خانه بسازید. البته انسانهایی هستند که به حریم رودخانه ها تجاوز می کنند و بعد از یک مدتی جاده را حرمتش را حفظ نمی کنند و یک مرتبه بعد از بساط کردن کنار جاده، یک تریلی از آن عبور می کند و همه چیز را خراب می کند.

ما در کنگره 60، نه نیروی انتظامی داریم، نه قوه قضائیه، نه پلیس داریم. بعضی از ما افرادی بودیم که شخص هروئین کشیده بود، زرورق و هروئین را از او گرفته بودند، ولی می گفت که اینها برای من نیست. می گرفتند و شلاقش میزدند ولی قبول نمی کرد. یک مصرف کننده یک طایفه و محل را بهم می ریزد، ولی در بین ما و در کنگره چرا چنین اتفاقی نمی افتد، در پارک طالقانی تمام خانواده ها حریمشان حفظ می شود، هیچ دعوایی نمی شود، کسی به کسی اهانت نمی کند. ما کاری کرده ایم که در کنگره 60 افراد فقط کار خودشان را انجام بدهند و فقط به درمان برسند. در بهشت های برین، هیچ سخن لغو و بیهوده ای نیست، وقتی بهشتیان بهم می رسند، فقط سلام و سلام علیکم. در کنگره 60 افراد باهم رابطه مالی و تجاری نمی توانند برقرار کنند، چون این باعث اختلافشان می شود و دیگر سلاماً سلاما وجود ندارد.

در کنگره 60 دروغ گفتن ممنوع است، وقتی رهجویی با راهنما کار می کند و راهنمایش از او می پرسد، چه چیزی مصرف می کنی؟ رهجو بایستی راستش را بگوید. ما وقتی با یکدیگر روابط اجراء نکنیم، دیگر هیچ اختلافی پیش نمی آید. ستون های زیر سقف اگر خیلی بهم نزدیک بشوند، سقف پایین می ریزد، اگر خیلی هم از هم دور شوند، باز سقف پایین می ریزد.

شما وقتی رابطه ای برقرار نکنید، هیچ خرده حسابی هم با هم ندارید و آنوقت است که صلح برقرار است. حرمت کنگره 60 در طول جلسه دو بار خوانده می شود و این نشان از اهمیت آن دارد.

علیه شخصی سرزنش کردن. ما در کنگره پشت سر هیچ کسی حرف نمی زنیم و سرزنش نمی کنیم. وقتی شخصی پشت سر کسی غیبت می کند، اگر شما بگویید به به بگو، شخص هم شروع می کند به ادامه دادن.

حرف یکدیگر را قطع کردن. الفاظ ناشایست بیان کردن. ما نباید حرف زشت بهم بزنیم. گاهی اوقات طنز و خندیدن خوب است، ولی اصولاً شوخی کردن آدم را پایین می آورد. اگر شاگرد شما یک جوک برای شما فرستاد و شما شروع به خندیدن کردید، شروع به ارسال  جک های بدتر می کند و بعد از آن دیگر حرف شما را گوش نمی کند.

شما در زبان فارسی که باهم صحبت می کنید، فقط انسانهایی که باهم خیلی دوست هستند، می توانند از مفرد استفاده کنند. آدم به یک مقام بالاتر نمی تواند بگوید: من به تو گفتم یا غذا نمی خوری. باید بگوید: من به شما گفتم . شما غذا نمی خورید؟ بزرگترها باید جوری صحبت کنند که بزرگترها یاد بگیرند. هر انسانی خودش با رفتارش حریم خودش را مشخص می کند. شما با رفتارتان اجازه می دهید که افراد وارد حریم شما بشوند، ما به انسانها اجازه می دهیم که وارد حریم ما بشوند. وقتی شما شوخی می کنید، باید انتظار شوخی کردن را داشته باشید. وقتی می خواهید، لطیفه یا طنزی بگویید، نباید هیچ قومی را مسخره کنید.

بدون اطلاع و هماهنگی، هرگونه پولی را دریافت و پرداخت کردن و یا هرگونه وجهی را تحت عنوان قرض یا وام به هر شخصیت حقیقی یا حقوقی پرداخت کردن. کنگره هیچ مسئولیتی را نمی پذیرد. بدون هماهنگی هیچ پولی را نمی توانید به کسی بدهید.

شخص آمده پیش من و گفته که فلانی 5میلیون تومان پول من را خورده، من هم گفتم خوب کاری کرده، تو نبایستی به او در کنگره پولی می دادی.

در کنگره 60 آقایان هم بایستی از لباس و پوشش مناسب استفاده کنند. در کنگره نمی توانی پیراهن بپوشی، دکمه های پیراهنت را باز بگذاری و یک گردنبند داخل گردنت بندازی و یا تسبیح در دستت بگیری. آقایان بایستی کفش تمیز، لباس تمیز و سفید و وضعیت ظاهری عادی داشته باشند. وقتی ظاهر عادی نداشته باشند، مثل مصرف کننده ها و هروئین فروشان می شوی. وقتی لباس ناجور می پوشی، هر خلافی باشد، یقه شما را می گیرند.

جدیداً مد شده که زیرپوشهای قدیم را رنگ می کنند یا عکس می زنند و به اسم تی شرت می پوشند. راهنما نمی تواند شالش را روی تی شرت سفید بیندازد.

تلفن دادن و تلفن گرفتن در کنگره 60 ممنوع است. تلفن دادن در کنگره مشکل ایجاد می کند. چون ممکن است زنگ بزنند به خانه شخص، می گویند علیرضا هست، همانی که هروئین می کشد و کنگره می آید و این کار ممکن است باعث اختلاف در خانواده اش شود، ممکن است خانواده اش ندانند که او مصرف کننده بوده و یا به کنگره می آید.

در کنگره 60 رسم نیست که اعضای کنگره 60، برای شام خوردن به خانه یکدیگر بروند.

اگر حرمت کنگره 60، نبود، هر روز یکسری مقابل دفتر من بودند و اعلام شکایت می کردند، با برقراری حرمت ها، دیگر از این مشکل ها نداریم.

در حرمت کنگره 60، نوشته که مراقبت از لوازم شخصی برعهده خودمان است. مالت را سفت بگیر و همسایه ات را دزد نکن. شاید یک غریبه وارد کنگره شد و ما باید مراقبت باشیم. کسی که نتواند از موبایل خودش مراقبت کند، چطور می خواهد از زندگی اش مراقبت کند.

بنابراین شما حتی کیف خودتان را روی صندلی نگذارید، ممکن است که یک نفر آن را بردارد و ببرد، ممکن است یک غریبه وارد جلسه شده باشد. بعضی از ما هم هستند که تمام مدارک مهمشان در کیفشان است، شناسنامه، کارت ملی، کارت بانکی، چرا این کار را انجام می دهید؟ بگونه ای عمل کنید که اگر کیفتان را دزدیدند، تمام مدارکتان را از دست نداده باشید. شما برای محل کارتان و ماشینتان و خانه تان حتماً یک کلید یدک داشته باشید. یک کنگره ای باید همه اینها را پیش بینی کند.

اینها در مجموع می شوند، حرمت های کنگره 60 ، که اگر ما رعایت کنیم، با هیچ کس خرده حسابی نداریم.

ما بحث سیاسی نمی کنیم، ما فقط روی نقاطی که در آن مشترک هستیم، کار می کنیم، ما آمده ایم اینجا که فقط اعتیادمان را درمان کنیم. پس ما نه آبی هستیم نه قرمز. ما به دنبال سرزمینی هستیم که در آن آرامش و آسایش وجود داشته باشد.

مسئله دیگر اینکه؛

داد و ستد در شرکت های هرمی. در کنگره 60، شرکت هرمی و تشکیل گروه نداریم. ما از این کارهای اقتصادی نمی کنیم. ما کاری به مشروع بودن یا غیر مشروع بودن آن نداریم، اصلاً بهیچ عنوان نمی توانیم شرکت های هرمی تشکیل بدهیم.

من اگر عصاره سیب را به بچه ها دادم، بخاطر این بود که بچه ها درمان شوند، من صرفاً بخاطر منافع مالی این کار را نکردم.

هیچ کس نباید، کنگره 60 را دستاویز

آقای بابک لطفی بعنوان نگهبان اوتی معرفی شدند و همه باید با ایشان نهایت همکاری را داشته باشند.

وقتی یک نفر را می گیرند و به کلانتری می برند، به بازداشتگاه می اندازند و ممکن است که توهین هم بشنود و اذیت هم بشود. بعضی از انجیوها در پارک تشکیل می شوند. حالا ما در کنگره60 برای افراد سقف و جا در نظر گرفته ایم، یکسری هم تقاضای کولر گازی می کنند. یعنی اینها فراموش کرده اند که برای چه به اینجا آمده اند. ما آمده ایم اینجا که شیشه و کراک را درمان کنیم. ما آمده ایم که این پرونده را حل کنیم و به انسانها کمک کنیم. نیامده ایم که چای شیرین بخوریم و زیر کولر گازی بنشینیم. اگر اینطور باشد، اعلام می کنم که هیچ نمایندگی حق روشن کردن کولر را ندارد. یعنی ما اینقدر نازک نارنجی شده ایم. بروید به اهواز ببنید که مردم چه کار می کنند.ببینید آبادان مردم چطور سر می کنند. تهران جزو مناطق بسیار خوش آب و هواست.

در خصوص فوت یکی از راهنمایان کنگره؛

ما خیلی راجع به سفر زندگی صحبت کردیم، ولی باز هم طاقت نمی آوریم. یک دقیقه سکوت می کنیم، برای امیرحسین.

خداوند اجازه خدمت کردن به بندگانش را به همه کس نمی دهد، بنابراین راهنما بودن خیلی ارزش دارد. قدر این جایگاه را بدانید و به مردم خدمت کنید.

نام فایل تاریخ لینک
فایل صوتی سخنان مهندس 96/4/14 دانلود




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بنام خدا

این جلسه هشتمین جلسه از دوره پنجاه و نهم از سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه شیشه و تخریب های آن، در روز چهارشنبه مورخ 7/4/1396 به استادی و نگهبانی مهندس دژاکام و دبیری خانم زهرا راس ساعت 11:20 آغاز به کار نمود.

سلام دوستان حسین هستم یک مسافر.

امیدوارم حال همه شما خوب باشد، بحمدلله حال من هم خوب است.

عید را به شما تبریک می گویم. هیچ عبادتی جهت بیهودگی درست نشده است، مخصوصاً در مکتب ما. اینطور نیست که شما یکسری کارها را انجام بدهید و این کارها صرفاً عبادی باشد. مسئله روزه فقط یک موضوع عبادی صرف نیست، خیلی مطالب در آن نهفته است.

وقتی عید شد، بچه ها برای من تبریک می فرستادند، جملات من هم که برای دوستان صمیمی ام نوشتم که؛

روزه ها را ما گرفتیم، افطار را هم با غذاهای خوب برگزار کردیم، در منزل ما که واقعاً ضیافت و میهمانی بود. دور شکممان هم کمتر شد، در نهایت کلی پول گیر کنگره آمد. ما در شعبه آکادمی که هر 6روز، افطاری می دادیم، بعد از حساب و کتاب مخارج، مبلغ 42میلیون تومان هم اضافه آوردیم.

پس ببینید مسئله روزه گرفتن، فقط می تواند گرسنگی کشیدن و اعصاب خوردی باشد، و می تواند تبدیل به یک مسئله پرمنفعت باشد.

در این یکماه تمام شعب افطاری می دادند، همه دور هم جمع بودند و همه باهم یک غذا می خوردند، اکثراً در قسمت های مختلف هم خدمت می کردند، یکسری هم کمک مالی می کردند به ماه رمضان و از این کار احساس خوشایندی داشتند.

بقیه مسایل عبادی که در مکتب خودمان هم هست، همینطور است. بعضی ها هم یکسری کارها انجام می دهند که برای من خنده دار است، انگار که می خواهند سر خداوند کلاه بگذارند.

یکروزی یک بره ای در آب شنا می کرد، یک گرگ یقه بره را می گیرد و می گوید که تو گرد و خاک می کنی، هرچه بره می گفت که اینجا گرد و خاک نمی شود، گرگ قبول نمی کرد، در آخر بره گفت که اگر می خواهی مرا بخوری بخور !

خیلی ها هم بخاطر اینکه روزه خود را نگیرند و بخورند، کیلومترها با ماشین می روند و از شهر خارج می شوند. اگر می خواهید روزه نگیرد، نگیرید.

به تمام شعب هم اعلام کردیم، قطعاً این شعب مقداری پول از ماه رمضان اضافه آورده اند، تا 20درصد از این هزینه را می توانند صرف خرید لوازم مورد نیاز کنند و الباقی هم به حساب زمین خود شعب لحاظ خواهد شد.

من از این ماه واقعاً لذت می خورم و واقعاً افسوس می کنم که این ماه گذشت.

مسئله دیگر که باید راجع به آن صحبت کنم؛

 کاری نکنید که هرکس سفردومی شد از لژیون بیرون رود، سفر دومی ها باید حداقل تا یکسال در لژیون باشند. آموزش را دیده اند و به سفر دوم رسیده اند، یکسال دیگر هم باید در لژیون باشند و آموزشهای جدید را ببینند.

این قضیه بستگی به راهنما دارد، ممکن است راهنما سفر اولی کم داشته باشد و بعد از یکسال سفر دومی اش را در لژیون نگه دارد.

لژیون های آبیاری کار خودشان را به خوبی آغاز کرده اند و من از این بابت بسیار خوشحالم. امیدوارم که شهرستانها هم این کار را انجام بدهند، چون نگهداری و مراقبت و آبیاری 95درصد کار است، کاشتن فقط 5 درصد کار است.

مسئله دیگر؛

سعی کنید که بچه های لژیونتان حتماً سی دی مجانی را گوش کنند. ما در کنگره دیگر پرونده سازی

یک نامه در رابطه با دیده بان آقای مجدیان نوشته شده بودند که؛  " احتراماً در خصوص تخلفات بوجود آمده در انتخابات ...... بر خود واجب می دانم مواردی را بعرض شما می رسانم ..."

اصلاً این شخص حق ندارد که اظهار نظر کند و چیزی بگوید. چون ما در انتخابات فقط فرم ها و آراء را بررسی می کنیم. ما همه یکدیگر را می شناسیم و می خواهیم یک انتخابات مرزبانی انجام دهیم، بنابراین اگر بد باشد، اعضاء کنگره او را می شناسند و به او رای نمی دهند. ما نمی گوییم که این 10 نفر می خواهند مرزبان شوند و این 3 نفر اصلاً خوب نیستند. اگر بد باشد، من نباید او را حذف کنم، چون اگر حذف شود، می گوید که من رای می آوردم و من را حذف کردند، در صورتی که اگر در انتخابات شرکت کند، مطمئناً دو یا سه رای می آورد.

این است که اگر شکایتی از کسی دارید، اسمتان را بنویسید و امضاء کنید. ما در کنگره همه داوطلب هستیم، فی سبیل الله کار می کنیم و هیچکدام حقوقی در قبال کاری که انجام می دهیم نمی گیریم. ما نبایستی در کار دیگران تجسس کنیم، نباید در مورد دیگران قضاوت کنیم. پیش داوری نکنید. من به دیده بانان مرزبانان وانتخابات گفته ام که هر کس خواست مرزبان شود، بگذارید در انتخابات شرکت کند، بگذارید گروه او را انتخاب کند. اگر یک نفر آدم بدی بود و در انتخابات رای آورد، ایرادی ندارد، بگذارید تا او مرزبان شود و بگونه ای رفتار کند که دیگران یاد بگیرند که دیگر نباید به شخصی که صلاحیت ندارد، رای بدهند.

من فقط یکبار در سال های اول کنگره، یک نگهبان را که در حال چرت زدن بود، بعد از چندبار تذکر، نامه نوشتم و گفتم که پایین بیاید.

سالروز مبارزه با موادمخدر مبارک باشد، البته ما هر روزمان این مناسب است.

مسئله بعدی؛

الآن بیش از 12سال است که ما شیشه را کاملاً درمان می کنیم، به طور قطعی درمان می کنیم، کما اینکه به اعتقاد ما انواع اعتیادها قابل درمان هستند.

رئیس سازمان نایدا، بزرگترین مرکز تحقیقاتی سوء مصرف موادمخدر، در یکی از مقالاتی که برای ما فرستاده بود، نوشته بود، دعا می کنم که در 10 سال آینده دارویی ابداع شود که بتوانیم با آن شیشه را درمان کنیم. در جواب ما هم گفتیم که ما الآن حدود 10 سال است که شیشه را در کنگره درمان می کنیم.

از نظر کنگره 60 هر ماده مصرفی، در هر شرایط سنی و شرایط بیماری، قابل درمان است. بچه های مصرف کننده شیشه در کنگره، بعضی ها در تیم ملی راگبی و تیم راگبی کنگره حضور دارند.

مصرف شیشه در کنگره 60 برای ما قابل درمان است، البته شیشه به پایین آمد و جایش را به هروئین داد و من از صمیم قلب خوشحالم که این اتفاق افتاد. چون هروئینی، هروئینی است، تریاکی، تریاکی است، ولی یک الکلی مشاهیرش کار نمی کند، ما در قدیم دعوا و چاقوکشی در اثر استفاده از الکل داشتیم، شیشه یک چیزی است 10 برابر بدتر از مصرف الکل، شخص بچه اش را می کشت، سر مادرش را می برید و ... اینها کمتر شده است. امیدوارم که امثال مصرف کنندگان شیشه در کشور نباشد، چون ماده بسیار خطرناکی است.

مطلب دیگر؛

در سی دی مجانی؛ گفتم که آدمها به سه گروه تبدیل می شوند:

1ـ آنهایی که به کنگره 60 کمک می کنند (مالی و جایگاهی)

2ـ گروهی هستند که خنثی هستند.

3ـ یک گروه هم هستند که در کنگره تخریب ایجاد می کنند.

از جمله مهمترین این گروه، کسانی هستند که موقع قانون یازدهم از جلسه بیرون می روند، چون به کنگره کمک نمی کنند و جلسه را هم بهم می ریزند.

این مطلب را در تمام شعب انتقال بدهید، این افراد گویی جزو اصحاب شمال هستند.

 

نام فایل تاریخ لینک
فایل صوتی سخنان مهندس 96/4/7 دانلود
فایل صوتی رهایی ها 96/4/7 دانلود




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جلسه هفتم ، از دوره پنجاه و نهم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه ظرفیت، مسئولیت، قبله گم کردن در روز چهارشنبه 96/3/31 به استادی و نگهبانی آقای امین دژاکام و دبیری خانم زهرا راس ساعت 15:05 آغاز بکار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان امین هستم یک مسافر. 
به اواخر ماه رمضان نزدیک می شویم و یک مقداری هم سخت است و هم سهل. یک مقداری ممکن است بعضی ها نقطه تحملشان به انتها رسیده باشد، ولی بهرصورت بعد از آن انسان متوجه می شود و احساس می کند که توانش از قبل بیشتر شده است. 
خیلی هم مهم است که انسان به اندازه توان خودش، فشار بیاورد و بیشتر از آن نباشد. مثلاً ما برای اردوی آبیاری که جلسه اولش هفته پیش بود و تقریباً 100 نفر از اعضای کنگره شرکت کرده بودند، اولین چیزی که به بچه ها گفتیم این بود که به اندازه توانتان کار کنید و بیشتر از آن کار نکنید، چون اگر بیشتر از توانشان کار کنند، ممکن است از کار لذت نبرند. 
به اندازه توان کار کردن، نیازمند دانش بسیار زیادی است. چون اگر ما به این دانش دسترسی پیدا نکنیم، اصلاً نمی توانیم وارد وادی نهم شویم. وقتی یک نفر می خواهد وادی نهم را اجراء کند، باید پایه توان خودش را بسنجد. اگر خیلی از انسانها وارد کنگره نمی شوند و موفق نمی شوند، بخاطر این است که اصلاً به این موضوع دسترسی پیدا نمی کنند. 
ممکن است یک نفر ماخوذ به آداب باشد و بخاطر اینکه دیگران نگویند که او تنبل است، بیشتر از توانش کار کند و نمی تواند نقطه صفر خودش را پیدا کند و تمام حرکت هایش بی نتیجه می ماند، در ادامه دچار نا امیدی می شود. 
خیلی وقت ها انسانها توانایی ها و استعدادهای بسیارزیادی دارند و تلاش زیادی هم می کنند، ولی نتیجه ای دریافت نمی کنند، بخاطر همین است که نقطه صفر خودشان را پیدا نمی کنند. امیدوارم این یکی از درسهایی باشد که ما در ماه رمضان یاد بگیریم. 
در مورد دستور جلسه؛ قبله گم کردن، به سی دی های آقای مهندس مراجعه کنید. 
جلسات پیش مبحثی بعنوان هنر مطرح شد. اگر ما بتوانیم تعریف درستی از مطالب پیدا کنیم، این تعریف درست به ما اجازه می دهد که بنایی به ارتفاع 1000متر را بسازیم. دانشمندی به اسم ارشمیدس بعنوان بزرگترین دانشمند دوران باستان در قسمت علوم وجود دارد و یکی از جملاتش این است که می گوید: شما به من یک اهرم و یک تکیه گاه خوب بدهید، من با این اهرم و تکیه گاه، زمین را از جایش بلند می کنم. کاری که آقای مهندس انجام دادند، با یک تعریف و علم درست، همین بود. بیماری اعتیاد را که همه را زمین گیر کرده بود، به نتیجه رساندند. علتش در تعاریف نهفته است. بنابراین ما باید در هر رشته و مسئله ای، بایستی سعی کنیم که تعاریف پایه را یاد بگیریم. اگر تعاریف درست باشد، هرچقدر خالص تر و بهتر باشد، اهرم و تکیه گاه ما قوی تر می شود. پس بنابراین شاید 1000 سال برای بعضی مسایل طول بکشد که ما بتوانیم تعریف درستی پیدا کنیم. در قسمت علوم ریاضیات و سایر علوم، (نقطه ، خط، قانون جاذبه و ...) چون انسانها توانستند تعاریف درستی را از علوم بدست بیاورند، به موفقیتهای زیادی دست پیدا کردند. علت اینکه یکسری مفاهیم پیش پا افتاده را سالها پیش پیدا کردند، به این خاطر است که یکسری تعاریف و مفاهیم، صور آشکار هستند. یعنی ما وقتی مثلث را نگاه می کنیم، مثلث در مقابل چشمان ماست، می توانیم رسم کنیم و بکشیم. بنابراین پیدا کردن تعریف برای یکسری از علوم خیلی راحت تر بوده است. ولی برای یکسری از علوم مثل علوم روانشناسی، ما به یکسری از کلمات می رسیم که به اصطلاح به آن پارامتر مفهوم می گویند. یعنی وقتی ما می گوییم گل ، درخت، همه تصویر مشخصی از آن در ذهنشان دارند، اما وقتی ما می گوییم زیبایی، دیگر اینگونه نیست. هر کسی تعریف متفاوتی از زیبایی دارد. (به کلاغ گفتند که قشنگ ترین جوجه را بردار و بیار، رفت و جوجه ی خودش را برداشت و آورد، در صورتی که زشت ترین جوجه، جوجه کلاغ است) 
یکسری از تعاریف جزو صور پنهان هستند و پیدا کردن تعریف برای اینها کار دشواری بوده است. کنگره هم یکی از کارهایی بود که شروع به تعریف کردن مسایل مفهومی کرد. بنابراین خیلی از مجهولات و مسایل قابل حل می شود. پس ما اگر بتوانیم تعاریف نسبتاً درستی را از یکسری از مطالب پیدا کنیم، می توانیم خیلی از مجهولات را پیدا کنیم. 
در مسئله هنر به این نقطه رسیدیم که هنر یک حقیقتی است که برای تکامل وپیشرفت انسانها و بازسازی آنها استفاده شد و اینها طبق فرمان در اختیار انسان ها قرار می گیرد. اینطور نیست که یک نفر بیاید و از پیش خودش یک آهنگ را درست کند و روی خیلی ها تأثیر بگذارد. بایستی خیلی از اتفاقات بیفتد و اذنش صادر شود تا شخص بتواند این کار را انجام بدهد، چون اینها حقیقت هستند و حقیقت باید از قبل جایی وجود داشته باشد.
در قرآن می گوید: اگر تمام درختان، قلم می شدند و تمام دریاها، جوهر می شدند و می خواستند کلمات خداوند را بنویسند، قبل از اتمام کلمات خداوند، جوهر تمام می شد. 
این کلمات چه هستند؟ تمامی هنرها، دانش و چیزهایی که در زندگی ما وجود دارند، کلمات خداوند هستند. اگر اینها حقیقت باشند، خیلی وقت پیش هم بوده اند، اینها را چه کسی درست کرده است؟ همان شخصی که جهان را سروسامان داده است، اینها را هم بوجود آورده است. پس وقتی یک شعر، سمفونی و فرمول نوشته می شود، اینها همان کلماتی هستند که توسط خداوند به مخلوقات داده می شود. 
موضوعی که می خواستم امروز راجع به آن صحبت کنم، تکنولوژی هست. اخیراً ما صحنه ی ناخوشایند را می بینیم که به مهمانی رفته ایم و شما یک جوک تعریف می کنید و می بینید که هیچکس جوک شما را نمی شنود. وقتی خوب نگاه می کنیم، می بینیم که یکسری اجساد داریم که نفس می کشند، آثار حیاتی در آنها وجود دارد، چشمانشان باز است، ولی وجودی ندارند. بچه ها با تبلت، بزرگترها با تلویزیون، متوسط ها با موبایل، حرفه ای ها هم با کامپیوتر و لب تاب ، اگر حساب کنیم، می بینیم که نوزادان و دیوانه ها، جزو این تقسیم بندی قرار نمی گیرند. این موضوع مسئله ای است که در همه ی دنیا وجود دارد. من خودم یکی از افرادی بودم که با تکنولوژی خیلی دیر ارتباط برقرار می کردم. 
حتی در دانشگاه، آخرین نفری که کامپیوتر یاد گرفت، من بودم. در فوق لیسانس هم همین کار را کردم، ولی بالاخره این کار را کردم. موقعی که موبایل گرفتیم، یک موبایل قدیم داشتم و از آن دل نمی کندم. سالها طول کشید و با همین موبایل قدیمی کارهایم را انجام می دادم و فکر می کردم که کفایت می کند. گوشی های هوشمند آمد، من پول خرید داشتم ولی انگیزه آن را نداشتم، بالاخره آقای مهندس در یک مراسم تولد، من را غافلگیر کردند و یک گوشی هوشمند برای من گرفتند. خیلی ها را می بینید که وقتی گوشی یا کامپیوتر دست می گیرند، استرس می گیرند و می ترسند که ممکن است بر اثر استفاده نادرست یک اتفاق بدی بیفتد. کم کم من هم با این گوشی ارتباط برقرار کردم و استفاده های زیادی مثل فیلمبرداری و عکاسی و تهیه گزارش و نوشتن مطالب کردم. در ادامه دیدم که خیلی کاربردهای زیادی دارد. اینترنت وصل شد و بسیاری از فیلمهای آموزشی و مقالات را می توانستم از آن دریافت کنم. 
سال گذشته بود، ما برای اردوهای کنگره می خواستیم کارهای کنگره را انجام بدهیم. خیلی راهکار گذاشتیم که ببینیم که بچه ها برای ثبت نام، واریزی داشته اند یا خیر... ما بوسیله تلگرام این کار را انجام دادیم و کار ما خیلی راحت شد. در ادامه برای اطلاع رسانی بین اردوبانان،برای اینکه ما از این قضیه آسیبی نیبینیم، بایستی بیاییم و از آن استفاده کنیم. روش من که از تکنولوژی فاصله می گرفتم، اشتباه بود. ولی الآن می گویم که اندازه اش چقدر است؟ اندازه استفاده کردن از تلگرام چقدر است؟ من جدیداً یک ویدئویی دیدم در تلگرام، نوشته بود برای کسانی که یکساعت و نیم با تلگرام کار می کنند، چنین ورزشی را انجام دهند. چرا ما باید همچین ورزشی را انجام بدهیم، چرا باید آنقدر خیره شویم که چشمانمان خشک شود. 
سیستم انسان از طریق مواد و افکار و اندیشه می تواند تأثیر پذیر باشد، مواد که همان موادمخدر و دارو است. افکار آن چطور؟ آیا فقط فکرهای منفی است؟ آیا تصاویر و شبکه ها جزو افکار نیست؟ آیا اینها روی سیستم انسان نمی تواند تأثیر بگذارد؟ 
چرا وقتی یک گروهی یک عده ای را به قتل می رساند، در شبکه های اجتماعی به اشتراک می گذارد؟ چون که ما آن را نگاه کنیم، ما با نگاه کردن به آن قدرت می دهیم. 
اگر یک صحنه جنایت و قتل می گذارند، ما نباید آن را نگاه کنیم، چون نگاه کردن ما یعنی تائید آن. نتیجه اش هم تخریبی است که در سیستم ایکس ما بوجود می آید. 
مگر ما در طول روز چقدر زمان داریم، که بخواهیم چندین ساعت آن را در شبکه های اجتماعی بگذرانیم. مگر خانواده ما، فرزند و همسر ما احتیاج به ما ندارند؟ این هم تخریب دارد. 
پس ما بایستی به این قضیه یک مقداری با تعمق نگاه کنیم. کاربردهایی که در جهت پیشرفت ما هست، استفاده کنیم و در مسائلی که ما را از خودمان و اطرافیانمان جدا می کند، پرهیز کنیم. 
کسی که از اینترنت استفاده فراوان می کند، به نوعی وابسته می شود و نوعی جایگزینی صورت گرفته است، امواج و تصاویر جایگزین شده است و در صورت نبودن و قطع شدن اینترنت، در شخص اختلال ایجاد می شود و بهم می ریزد. 
ما در کنگره، وقتی به اردو می رویم، سعی می کنیم تمام اینها قطع شود. ما همزمان نمی توانیم هم در شبکه اجتماعی باشیم و هم در طبیعت باشیم و لذت ببریم. 
فقط مواد نیستند که در سیستم ایکس جایگزین می شوند.
 نکته جالب؛ 
تا 50 سال پیش، پدر و مادرها و خانواده ها، روابطی بینشان حاکم بود. یعنی بچه ها از پدر و مادرها حرف شنوی داشتند. این چند دلیل داشت، یکی از دلایلش این بود که بچه ها، باور داشتند که پدر و مادرشان از آنها بیشتر می فهمند و بیشتر بلد هستند. این قضیه ادامه داشت تا چند سال پیش. زمانی که کامپیوتر و دانش روز آمد، چون قدیمی ها و پدر مادر ها با دانش روز بیگانه بودند و از آن فاصله گرفتند و بچه ها رفتند و وارد این قضیه شدند، و پدر نمی توانست یک کامپیوتر روشن کند، یا یک سی دی داخل دستگاه قرار دهد. حالا پدر، وقتی می خواهد یک کار ساده انجام دهد و مثلاً یک پرینت بگیرد، محتاج بچه می شود. این داستان بود که بچه ها کم کم فکر می کنند که خیلی دانا هستند، بخاطر اینکه چند برنامه نصب می کنند و دو تا بازی انجام می دهند و تصور می کنند که پدر و مادر خیلی ناتوان هستند. 
درمان این کار این است که پدر و مادرها بایستی یاد بگیرند. هر پدر و مادری که فرزند دارد، بایستی با علم روز پیش برود و کامپیوتر یاد بگیرد. بقول حضرت علی(ع): فرزند زمان خویش باشید. 
پیشاپیش عیدفطر رو خدمت شما تبریک عرض می کنم.
 
سخنان مهندس:
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر. 
امیدوارم حال همه شما خوب باشد. این چهارشنبه، آخرین چهارشنبه از ماه مبارک رمضان است. 
به انسانها باید بر مبنای ظرفیتشان مسئولیت داد. ظرفیت انسان در همه جا شرط است، حتی در خرابات هم ظرفیت مطرح بود، در عرفان و همه جا ظرفیت مطرح است. 
اگر شخص ظرفیت یک کار را نداشته باشد، خراب می کند. این شغل ممکن است کارگری و آبدارخانه باشد یا ریاست جمهوری. 
مواد مخدر هم اگر می خواهید مصرف کنید، ظرفیت می خواهد. 
به قول معروف یک نفر ته استکان می خوره، شروع می کنه به عربده کشیدن ، یک نفر هم دریا را می خورید، حرف نمی زند. 
در قدیم می گفتند که فلانی هفت خط است، هفت خط یعنی چه؟ در قدیم عرفان مطرح بود، جامی را که می دادند، هفت خط و درجه داشت. یک نفر ظرفیتش کم بود و درجه پایین را به او می دادند. یک نفر ظرفیتش بالاتر بود، خط بالاتر به او می دادند، کسی که خیلی ظرفیت بالایی داشت، به ساقی به او هفت خط مِی می داد. یعنی او انتهای ظرفیت را دارد. البته در عرفان این به معنای عرق خوردن نیست، این به معنای ظرفیت بالاست. 
شخص ممکن است تا امروز سفر دوم بوده، خیلی خوب و مهربان بوده، الآن مرزبان می شود، اخلاقش کلی بد می شود و مشکل ایجاد می کند. در هر کاری ما باید ظرفیت را آماده کنیم. 
ما در کنگره 60 آمده ایم، تا جایی که امکان پذیر بوده است، فیلتر گذاشته ایم. هر کسی حق راهنمایی، مشاوره ندارد. یک راهنما باید اطلاعات کافی داشته باشد، جهان بینی خوبی داشته باشد، اطلاعات فنی خوبی داشته باشد، ظرفیت خوبی داشته باشد، بعد کمک راهنما می شود.
یکی از دلایلی که کنگره 60 نسبت به فضاهای دیگر، از یک تعادل بیشتری برخوردار است، به این دلیل است که انسانها تا زمانی که ظرفیت جایگاهی را پیدا نکنند، به او آن جایگاه داده نمی شود. 
قبله گم کردن یعنی همین. یعنی انسان هدفش را گم می کند. قبله ی بعضی ها کعبه است، ولی بعضی ها قبله را گم می کنند و قبله شان می شود مادیات، مقام، مال اندوزی. 
قبله گم کردن، یعنی انسان ظرفیت ندارد، به او مسئولیت می دهند و دیگر نمی داند که چه کار باید بکند. در تمام سطوح جامعه هم ما با این موضوع برخورد می کنیم و می بینیم که بعضی از افراد که ظرفیت کاری را ندارند، مشکل ایجاد می کنند و بیشترین ضربه را خودشان می خورند. کسی که ظرفیت ندارد، اگر به او مسئولیت بدهیم، خرابش می کنیم. ما باید نیروها را به باتلاق نریزیم. اگر نیروها ظرفیت ندارند، سعی کنیم ظرفیت آنها را مهیا کنیم، بعد به آنها مسئولیت بدهیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ششمین جلسه از دوره پنجاه و نهم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه وادی دهم و تأثیر آن روی من در روز چهارشنبه مورخ 96/3/24 به نگهبانی و استادی آقای امین دژاکام و دبیری خانم زهرا راس ساعت 15:35 آغاز به کار نمود.
 
خلاصه سخنان استاد امین:
ضمن آرزوی موفقیت و شادکامی برای همه دوستان. امیدوارم ماه رمضان برای همه شما پر بار بوده باشد. برای من الحمدلله خوب بود. امسال یکسری چیزهایی را بدست آوردم و تجربه خوبی بود. با این روزه درصدی یکسری را هم تشویق کردیم و آزمایش کردیم، جواب داد و خوب بود. 
این روزه درصدی بنظرم می تواند باعث شود که همه نقطه تحمل افراد بالا برود و از یک کار سخت به یک کار آسان تبدیل شود. و این هنر ما است که کارهای مشکل را ساده و قابل حل کنیم. برای هر انسانی اگر کار قابل اجراء باشد و برایش ایجاد علاقه کند، این اتفاق می افتد. باید کارها را بتوانیم بهمراه محبت، به شکلی در بیاوریم که از انجام آن لذت ببریم. دقیقاً نیروهای منفی برعکس این موضوع عمل می کنند. یعنی مسائل را پیچیده و غیرقابل حل می کنند و بگونه ای پیش می روند که بی زاری و احساس نفرت در شخص ایجاد شود. مثل داستان بچه ای که از 3 سالگی مجبور می شود که صبح ساعت 4 از خواب بیدار شود و نماز بخواند. 
اگر یک فعالیتی، انرژی بیشتر از آنچیزی که خرج می کنیم، به ما بدهد، قدرمسلم آن فعالیت تداوم دار خواهد بود. 
وادی دهم، صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون انسان جاری است. 
همین الآن تمام دنیا اعتقادشان بر خلاف این قضیه است. یعنی در مورد این یکسری بیماری ها می گویند، این بیماری درمان ندارد. نمی گویند که این بیماری درمان دارد، ولی ما بلد نیستیم. در مورد اعتیاد هم همینطور است، می گویند اعتیاد، یک بیماری ناعلاج، مرموز و پیش رونده است. به این معنی که این صفت برای شخص قابل تغییر نمی باشد. یعنی اگر یک نفر صفت مصرف کننده را دریافت کرد، این صفت تغییر نخواهد کرد. اما کنگره مخالف این قضیه صحبت می کند و در وادی دهم، بیان می کند که هر مشکلی راه حلی دارد و ما باید بگردیم و راه حل آن را پیدا کنی. 
البته این وادی شامل حال انسان می شود. حالا انسان چه ویژگی دارد که ما می توانیم وادی دهم را در مورد او بکار ببریم؟ اختیار. آن چیزی که وجه تمایز انسان با سایر مخلوقات می شود و در آموزشها و کلام الله شریف با آن برخورد می کنیم، اختیار است. پس صفت گذشته برای سایر موجودات قابل تغییر نیست. مثلاً یک شیر که صفت درندگی دارد و باید گوشت بخورد، نمی تواند اهلی شود و گیاهخواری کند! 
اختیار واقعاً چه هست؟ وقتی صحبت از اختیار می شود، ما سریعاً دنبال انتخاب و خواسته ها می رویم. مثلاً من خواسته ام این است که یک چیزی بخورم و بین آش رشته و نان و پنیر، یکی را انتخاب می کنم و می خورم. این انتخاب من آگاهانه است و خودم انتخاب می کنم. حالا ببینیم در موجودات این انتخاب به چه صورت است؟ 
همه موجودات دارای عقل و نفس هستند، ولی این ویژگی اختیار مربوط به انسان است (بواسطه مثلث نفس واحده که می گوید: انسان از روح ، نفس و جن تشکیل شده است) و این مختص انسان است. پس در سایر موجودات هم خواسته وجود دارد، اما چطور این خواسته اجابت می شود؟ 
در موجودات آن خواسته ای که از همه مهمتر است، دنبال می شود. یعنی اگر گرسنه باشد، تشنه باشد و بترسد، و اگر ترس بر گرسنگی قالب باشد، اصلاً به آن مراجعه نمی کند. 
اما در انسان، خواسته ای که قوی تر است، همیشه در دستور کار قرار نمی گیرد. مثلاً در همین روزه گرفتن، ما خیلی گرسنه و تشنه هستیم، ولی چیزی نمی خوریم. یا صبح خیلی خوابمان می آید، ولی بلند می شویم و شربت می خوریم. 
پس تفاوت بین انسان و حیوان این است که در حیوانات خواسته ای که قوی تر است، اجراء می شود. ولی در انسان، همیشه خواسته ای که قوی تر است، اجراء نمی شود.
حال این سوال پیش می آید که اگر انسانی که در درونش خواسته ای هست، بگونه ای رفتار کند که همیشه خواسته ای که قوی تر است، اجراء کند، چه اتفاقی برایش می افتد؟ آن انسان از سمت مرحله انسانی، به حیوانی تنزل پیدا می کند. 
چون انسان بودن و حیوان بودن، به اسم و نام نیست، به خاصیت و ویژگی است. اگر حیوان و انسان همیشه خواسته ای که مهمتر است را اجراء کنند، از نظر خاصیت یکی می شوند. پس اینجا که می گویند انسان از مرحله انسانی به حیوانی سقوط می کند، همینجا اتفاق می افتد. 
حالا حیوان ممکن است در اجرای خواسته هایش، به موجودات دیگر آسیب برساند، ولی انسان این ویژگی را هم دارد که برای دیگران نقشه هم بکشد و این باعث می شود که خطرناک تر از حیوان ظاهر شود.
یک ویژگی جالب که در وادی اشاره می شود، این است که می گوید: شما در هر جایگاهی که هستید، هیچ اعتباری ندارد. شما در بهترین شرایط، نمی توانید بگویید که من کارم تمام شد و دیگر لازم نیست  تلاش کنم. من خودم تصور می کردم که اگر یک جایگاهی را کسب کردم، تا ابد این جایگاه متعلق به من است. ولی این موضوع در مورد حیوان صدق نمی کند. 
جذابیت این موضوع در همینجاست، اگر غیر از این بود، دیگر ما نیازی به تلاش نمی دیدیم. اینجا هشداری به انسان می دهد که اگر حرکت اشتباه بدهی و دست از تلاش برداری، تمام آنچه بدست آورده ای از دست می دهی و سقوط می کنی.
این پادزهر کسانی هست که دچار غرور و تکبر می شوند. ما در کنگره وقتی رشد می کنیم و رهجو می گیریم، ممکن است این تصور در ما ایجاد شود. اینجا می گوید که تو همیشه به آموختن و یادگرفتن نیاز داری و آن چیزهایی که بدست آورده ای، نتیجه زحمت هایی است که کشیدی، اگر فکر می کنی که نیازی به تلاش نداری، یکسال دیگر سقوط می کنی.
نکته بعدی، برای نقطه مقابل مطرح می شود. کسانی که از نظر مالی، فیزیکی و اخلاقی به پایین ترین نقطه سقوط کرده اند و برای آنها همه چیز ناامید کننده و ناراحت کننده است، برای این انسان وادی دهم به گونه ی دیگری عمل می کند. شاهکار وادی دهم در این است که برای همه انسانها (متکبر و ناامید) نکته و درس دارد. 
بیشتر توضیحات در انتهای وادی داده شده است و یک چرخه ای مطرح می شود که یک شاهکار است. این چرخه می گوید، حالا که فهمیدی صفت تو خراب شده و می خواهی آن را درست کنی، باید اول از همه تفکر سالم داشته باشی، درست فکر کنی. یک شخص مصرف کننده که وارد کنگره می شود، اولین چیزی که یاد می گیرد، درست فکر کردن است.  نتیجه درست فکر کردن، شخص این است که متوجه می شود که نیاز به آموزگار دارد. 
نکته بعد، ایمان سالم است. تفکر سالم همان است که فهمیده خودش نمی تواند به جایی برسد، ایمان سالم هم این است که متوجه شده کنگره جایی است که قطعاً او را به درمان اعتیاد می رساند. 
بعد از تسلیم شدن، عمل سالم. یعنی تمام دستورات را اجراء می کند و هرچیزی که راهنما برایش تجویز می کند، مو به مو اجراء می کند. 
در ادامه ی عمل سالم، حس او سالم می شود. حس هم اولین شروع بکارافتادن قوه عقل است و باعث می شود که فکرش درست کار کند. در مرحله آخر عشق سالم بوجود می آید و در پی آن، بچه های کنگره، راهنما و همه را دوست دارد. تازه بعد از انجام این مراحل است که عشق در او پدیدار می شود. وقتی احساس دوست داشتن، ولی در شخصی بوجود آمد، یعنی در شخص مراحل تغییر صفت اتفاق افتاد و همه از بین رفته است. 
پس چرخه تغییر صفات، نیازمند این است که ما تمام مراحل را انجام بدهیم. ممکن است این برای اعتیاد باشد، ممکن است برای حسادت یا ویژگی های دیگر باشد. 
پس اینکه می گویند، وادی چهاردهم، آخرین مرحله است که شخص به محبت می رسد، در وادی دهم هم مطرح شده است



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 22 خرداد 1396 :: نویسنده : محمد دوستدار

گاهی درانجام کارهای روزمره از این قبیل سوالات سکوت درون ما را بهم ریخته وافکارمارا تحت الشعاع قرار می دهد عین تلاطمی بر سخره آرامش ما تیر می کشد . که چی بشه ؟ برای چی؟ نتیجه اش چی؟ بخاطر کی؟ و...  این قبیل چراها ساخته جهان ذهنی ماست وحاصل تراوش نا امیدیها بر عرصه اعمال ویافته های ماست .
نا امیدیها وعدم وجود انگیزه کافی همواره افکار ما را برای ساختن این چنین سوالاتی مهیا می کند . ومارا از ادامه مسیر نا امید وناتوان می نماید .
نا امیدی نتیجه عدم تعامل جهان ذهنی ما با عقلانیت است . مطمئن باشیم زمانی که عقل فرمانده جهان ذهن و افکار ماست  هیچ وقت چنین سوالات منفی و بازدارنده به سراغ ما نخواهند آمد .
آنچه که روشن است نبود چشم اندازهاو نبود اهداف مطلوب ما را از رسیدن به نتیجه مورد نظر تضعیف و نحیف می سازد .
امروز لازم است در امورات وفرایند های در دست اقدام اهداف محکم واستواری را در ذهن خود مجسم کنیم و معرفت ودانایی را توشه راه انتخاب کنیم تا انگیزه سفر برایمان هموار گردد .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 18 خرداد 1396 :: نویسنده : محمد دوستدار

دستور جلسه این هفته: که چی ؟

در کنگره 60 برای 50 هفته فعالیت کنگره 60 در طول سال، 50 عنوان و دستور جلسه در نظر گرفته‌شده است. این عناوین یا دستور جلسات، محتوای آموزشی کارگاه‌های آموزشی کنگره 60 را تشکیل می‌دهند. کارگاه‌های آموزشی، مهم‌ترین بخش آموزشی کنگره 60 را تشکیل مکی دهند که اصل درمان گروهی نیز در همین کارگاه‌ها به کار گرفته می‌شود.

دستور جلسات سالیانه، اهم موضوعات و مفاهیمی که در طول یک سال و یا در طول سفر استاندارد یک مسافر سفر اول، برای رسیدن به رهایی، بایستی آن‌ها را بیاموزد را در بر میگیرد. اگر دقت کنیم تمام دستور جلسات سالانه دارای بار آموزشی خاص خود است که قطعاً در موفقیت سفر یک مسافر نقش بسیار مهمی می‌تواند داشته باشد. بنابراین حضور منظم در کارگاه‌های آموزشی و کلاس‌های درمان گروهی مهم‌ترین بخش حضور یک مسافر در کنگره 60 است و سفر اولی‌هایی که کارگاه‌ها را جدی می‌گیرند و از دستور جلسات سالانه مطلب می‌آموزند، سفرشان به‌مراتب موفقیت‌آمیزتر خواهد بود.

بعضی از دوستان سفر اول، حتی قبل از رسیدن دستور جلسه، به پیشواز و استقبال آن می‌روند و روی آن فکر می‌کنند و بعضی هم متأسفانه کارگاه‌ها را آن‌طور که باید جدی نمی‌گیرند. به طور مثال از ابتدای جلسه حضور ندارند و یا زمان کارگاه آموزشی در حیاط هستند و به‌هرحال این محتوای بسیار غنی آموزشی را از دست می‌دهند. در حقیقت این موضوع بیانگر آن است که از درجه درمان و تعادل آن‌ها کاسته و به درجه دور شدن از کنگره فزوده می‌شود.

در کنگره 60 همه به درمان نمی‌رسند، همه به تعادل نمی‌رسند، همه به بند عشقی که وعده آن در پیام سفر اول داده‌شده است نمی‌رسند. آن‌هایی می‌رسند که بندبند آموزش‌ها، سطر به سطر نوشتارها و متون آموزشی و لحظه‌به‌لحظه کنگره 60 را غنیمت و نعمت الهی می‌دانند و به آن اجر می‌نهند. این‌ها کسانی هستند که لطف خداوند شامل حالشان شده است و به آن حال خوش و سعادت و خوشبختی که مدنظر کنگره 60 می‌باشد و به آن رهایی و درمان قطعی و کامل می‌رسند.

 

اما درباره  دستور جلسه:

سی و ششمین دستور جلسه هفتگی کنگره 60 از دستور جلسات سالانه به موضوع " کی چی؟" اختصاص دارد. این هفته در تمام نمایندگی‌های کنگره 60 در سراسر کشور در خصوص این موضوع گفت‌وشنود و تبادل‌نظر صورت می‌گیرد. در طول این هفته بیش از 180 جلسه و کارگاه آموزشی دراین‌ موضوع؛ گفت‌وشنود صورت می‌گیرد و هزاران نفر در این خصوص مشارکت می‌نمایند.


با تمرکز کوتاه بر روی سؤال کوچک که چی و یا برای چی؟ متوجه می‌شویم که این عبارت سؤالی کوتاه، ضمن سادگی و مختصر بودن، شاید بزرگ‌ترین سؤال زندگی هر انسانی است که به شکل روزمره و در لحظه‌لحظه زندگی انسان می‌توان آن را مطرح نمود. قدر مسلم، این سؤال دلیل انجام کارها را از ما می‌پرسد، در جزئیات و همین‌طور در کلیات .این سؤال، هم مسائل بسیار جزئی و پیش‌پاافتاده زندگی روزمره را در برمی‌گیرد و هم کلیات زندگی و حتی کلیات هستی و کائنات. معمولاً سؤال "که چی؟" و "برای چی؟" را ما در خصوص هر موضوعی می‌توانیم مطرح می‌کنیم .

همان‌گونه که گفتیم سؤال که چی، دلیل انجام کارها را از ما می‌خواهد. برای چی مسواک می‌زنیم؟ برای چی می‌خوابیم؟ برای چی غذا می‌خوریم، مدرسه می‌رویم که چی؟ درس می‌خوانیم که چی؟ ورزش می‌کنیم که چی؟ صبح زود بیدار می‌شویم که چی؟ پدر و مادر را دوست داریم که چی؟ رشد می‌کنیم و بزرگ می‌شویم که چی؟ کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم که چی؟ ازدواج می‌کنیم که چی؟ صاحب فرزند می‌شویم که چی؟ و بالاخره مواد مصرف می‌کنیم که چی؟ نشئه می‌شویم که چی؟ ترک می‌کنیم که چی؟ می‌خواهیم اعتیادمان را درمان کنیم که چی؟ کنگره می‌آییم که چی؟ سیگار می‌کشیم که چی؟ اعتیاد به سیگار را درمان کنیم که چی؟ وادی را می‌نویسم برای چی؟ سی دی را گوش می‌کنم و می‌نویسم که چی؟ برای چی؟ که چه شود؟

پس، این سؤال دامنه بسیار وسیعی دارد؛  علیرغم کوتاهی و ساده بودن این سؤال دوکلمه‌ای کوچک اگر دقت کنیم می‌بینیم سؤالی از این گسترده‌تر در زندگی انسان وجود ندارد. موضوعی در زندگی ما وجود ندارد که بتواند از حوزه این سؤال خارج باشد. وقتی صحبت از زندگی انسان می‌شود ، اگر دقت کنیم می‌بینیم زندگی چیزی جز مجموعه‌ای از حرکت نیست؛ حرکت ، یعنی انجام کارهایی که برای گذران امور زندگی بایستی به انجام برسانیم . اما یک نکته اساسی وجود دارد و آن این است که این حرکت‌ها و انجام‌ها ، گاهی هدفمند است و گاهی بی‌هدف؛ اگر برای این انجام‌ها هدف داشته باشیم، به سؤال که چی پاسخ داده‌ایم و اگر هدفی در کار نباشد، آن موقع در مقابل سؤال که چی و برای چی، به‌قول‌معروف کم می‌آوریم .

هدفمند بودن، یک اصل بسیار اساسی در زندگی هر انسانی است. منظور از هدف؛ اهداف درست و مثبت نیست بلکه ممکن است هدف منفی باشد؛ اما مهم این است که هدف وجود داشته باشد زیرا در غیر این صورت، یعنی سردرگمی و حیرانی و باری به هر جهت بودن که از بدترین وضعیت‌ است .

مصرف‌کننده مواد مخدر اگر مواد نداشته باشد برای به دست آوردن مواد از خانه بیرون می‌زند و حرکت می‌کند؛ ممکن است حتی پول کافی نداشته باشد و یا اینکه اصلاً نداند امروز باید موادش را از کجا و چگونه تهیه کند؛ اما یک هدف بسیار مهم دارد و آن این است که باید مواد تهیه کند. این هدف برای او بسیار مهم است و در بدترین حالات خماری دست از تلاش برنمی‌دارد. آن‌قدر تلاش می‌کند تا بالاخره به دست می‌آورد کسانیکه مصرف‌کننده بوده‌اند و یا هستند اگر خاطراتشان را مرور کنند ممکن است ازاین‌دست مواردی در ذهن و حافظه خود داشته باشند  .

در اینجا هرچند هدف تهیه مواد مخدر و مصرف آن است؛ اما چیزی که باعث می‌شود شخص به خواسته خود برسد؛ وجود هدف مشخص و محکم استمشخص بودن و واضح بودن هدف و اصرار و تلاش بی‌وقفه در جهت آن، مسئله‌ای است که نمی‌توان در خصوص رسیدن و حصول آن شک کرد. در هر مسئله و راهی اگر هدفی با چنین خواست قدرتمندی باشد به آن می‌رسیم؛ چه منفی و چه مثبت. بسیاری اوقات در زندگی وضعیت‌هایی پیش می‌آید که هدف ما از انجام‌ها کاملاً مشخص نیست و مشخص نبودن هدف باعث می‌شود در شرایط نامساعدی قرار بگیریم .

به‌عنوان‌مثال کسی که برای درمان اعتیاد مراجعه می‌کند اگر خواست و هدف او از درمان اعتیاد کاملاً واضح و مشخص نباشد، در مسیر درمان با مشکلاتی مواجه می‌شود که توان عبور از آن‌ها را ندارد؛ دلیل این ناتوانی، همان نامشخص بودن هدف و انگیزه است. کسی که هدفش از درمان اعتیاد کاملاً واضح و مشخص و شفاف است و برای رسیدن به هدفش از هیچ تلاشی فروگذار نیست و در مسیرش متوقف نمی‌شود. لحظه‌ای درنگ نمی‌کند، چیزی وجود ندارد که باعث دلسردی و ناامیدی و توقف او شود زیرا هدف کاملاً واضح و پررنگ است و با تمام قدرت به سمت هدف حرکت می‌کند؛ از حاشیه‌ها پرهیز می‌کند و فقط به هدف نگاه می‌کند .

اما اگر هدف درمان اعتیاد برای شخص آن صلابت و شفافیت را نداشته باشد و آن‌چنان‌که باید در جهت هدف تلاش نکند، مطمئن باشید نیروی اعتیاد بسیار بیشتر و قوی‌تر از نیرو و انگیزه چنین شخصی است و او به درمان نخواهد رسید .گاهاً دیده می‌شود افرادی برای درمان اعتیاد به کنگره 60 مراجعه می‌کنند. حالا ممکن است به خاطر اصرار اطرافیان و خانواده باشد و یا اینکه بنا به خواست خودش آمده؛ اما هنوز در پیچ‌وخم کوچه‌های دودلی و شک و یقین سیر می‌کند ، گاهی محکم می‌آید و گاهی سست، گاهی خط ممتد است و گاهی نقطه‌چین، هم نشئگی را دوست دارد و هم درمان اعتیاد را، هنوز نمی‌تواند از لذت نشئگی بی‌حدوحصر چشم‌پوشی کند و نمی‌تواند آن را رها کند؛ اما در همین حال درمان و رهایی را هم دوست دارد .

این دوگانگی درونی، یعنی دوگانگی بیرونی. در وضعیت دوگانگی درونی و شک و تردید شکل بیرونی آن گاهی محکم و گاهی سست بودن است. این وضعیت تا زمانی که به‌یقین کامل نرسد، مسیری نیست که به درمان و رهایی ختم شود. این مسیر؛ مسیر ساختن و خراب کردن است. هر چه را که می‌سازد پس از مدتی خراب می‌کند. مسیر نقطه‌چین و خط‌های کوتاه است، یک خط پیوسته و ممتد نیست .

در ابتدای مطلب، شخصی را مثال زدیم که به دنبال تهیه مواد بود، اگر خوب دقت کنیم می‌بینیم که برای چنین شخصی تهیه مواد در صدر تمام خواسته‌هاست. او در آن هنگام به هیچ‌چیز فکر نمی‌کند جز رسیدن به مواد و به دست آوردن آن، اولویت اول برای او این است، هیچ‌چیز نمی‌تواند او را متوقف کند حتی اگر قرار باشد پای پیاده، شمال، جنوب و شرق و غرب تهران را طی کند، طی می‌کند، هیچ‌چیز نمی‌تواند او را متوقف کند، نیروی عظیمی در درون اوست و فائق بر همه‌چیز است .

در درمان اعتیاد ما به مبارزه چنین نیرویی می‌رویم، همان نیرویی که در پس خواست تهیه مواد بود. این نیرو، نیرویی نیست که بتوان با سهل‌انگاری و باری به هر جهت بودن، بر آن فائق آمد. کسی می‌تواند از عهده این نیرو و این هدف برآید که درمان اعتیاد و رسیدن به رهایی، خواست اول و اولویت اول زندگی‌اش باشد. در صدر تمام خواسته‌ها و اولویت‌ها .

اگر همان انگیزه قدرتمند و شگفت‌انگیز را که در تهیه و مصرف مواد به کار می‌بردیم ، بتوانیم در جهت عکس به کار اندازیم، یعنی برای درمان و رهایی از اعتیاد آن را بکار گیریم ، مطمئن باشیم که به هدف خواهیم رسید . در غیر این صورت نمی‌توان حریف اعتیاد شد.شخصی که این نیرو و انگیزه را در خود به وجود آورده است، شخصی است که به سؤال که چی و برای چی در مورد مصرف مواد مخدر و مصرف نکردن آن ، مصرف‌کننده بودن و یا آزاد و رها بودن، به‌درستی پاسخ داده است.

اگر می‌خواهد مواد مصرف نکند و درمان شود و به رهایی برسد، علت آن را می‌داند و برای چی بودن آن، برایش روشن است. چنین شخصی از عهده ناملایمات دوران سفر اول برمی‌آید. سختی‌ها را تحمل می‌کند ، ناخوشی‌ها و نامهربانی‌ها و بالا و پایین‌ها را باجان و دل می‌خرد، خم به ابرو نمی‌آورد، گله و شکایت نمی‌کند، برای رسیدن به رهایی، لحظه‌ای غفلت نمی‌کند. عشق او رهایی است، عشق او آزادی است، عشق او رهایی از زندان و اسارت اعتیاد است، او فقط رهایی و آزادی را می‌خواهد . برای رسیدن به رهایی، تسلیم آموزش‌های کنگره 60 است، سی‌دی‌ها و وادی‌ها را با عشق می‌نویسد و لذت می‌برد.

اوضاع سفر اول ممکن است همیشه بر وفق مراد نباشد، گاهی اوقات ممکن است طوفانی هم باشد؛ اما برای او فرقی نمی‌کند ، او خواستار رهایی است. کنگره 60 برای این افراد است ؛اما اگر به سؤال که چی در مورد مصرف کردن مواد مخدر و یا مصرف نکردن آن، پاسخ درست نداده باشد و هنوز نداند که برای چه می‌خواهد مواد مخدر مصرف نکند برای چی می‌خواهد اعتیادش را درمان کند، اصلاً برای چی به کنگره می‌آید، حال و هوای او طور دیگری است. دیر می‌آید، زود می‌رود، غیبت می‌کند. جایش در لژیون خالی است، گاهی خوب است، گاهی بد، حماقت می‌کند. توان گوش کردن به حرف راهنما را ندارد، گله و شکایت می‌کند، سی‌دی‌ها و وادی‌ها را درست گوش نمی‌کند و نمی‌نویسد. این کارها ممکن است برایش بسیار سخت و زجرآور باشد.

انتظار دارد همه‌چیز و کل زندگی و هستی و رویدادها بر وفق مراد او باشد تا آن‌وقت ایشان باحوصله بنشیند و اعتیادشان را درمان کنند؛ اما غافل از اینکه این اتفاق نخواهد افتاد ، او  به درمان و رهایی نمی‌رسد، کنگره 60 در درمان قطعی اعتیاد و رهایی و آزادی از زندان و اسارت اعتیاد و رسیدن به سرزمین نور و روشنایی، برای این فرد نیست، حق او نیست .

این سؤال عجیب و تکان‌دهنده "که چی" فقط مربوط به درمان اعتیاد نیست، برای تمام زندگی ما است، برای تمام‌کارهایی که انجام می‌دهیم و یا انجام نمی‌دهیم، ممکن است سفر اول باشیم و یا سفر دوم، ازنظر این سؤال فرقی نمی‌کند. مهم این است که به‌هرحال ما در هر وضعیت و مقطعی از زندگی، مشغول انجام یکی سری کارها هستیم. مهم این است که برای هر انجامی بتوانیم سؤال که چی را خیلی واضح و شفاف پاسخ دهیم .

سؤال که چی؟ داروی عجیبی برای بسیاری از به‌هم‌ریختگی‌هاست، البته ببخشید که از ضمیر ما استفاده می‌کنم. خیلی وقت‌ها ممکن است ما حال خوش را به بهانه‌های واهی و پوچ، به حال بد تبدیل کنیم. ممکن است حال خوب و نعمت‌ها و داشته‌های خود را که با هزار زحمت و مکافات به دست آورده‌ایم را نادیده بگیریم و ارزشی برای آن‌ها قائل نباشیم و فقط به نداشته های خود فکر کنیم. بهانه‌ای کوچک و پوچ را در ذهن خود تبدیل به یک هیولای وحشتناک کنیم که می‌تواند تمام لذت زندگی را نابود کند .

گاهی اوقات آن‌چنان درگیر تصاویر ذهنی منفی و افکار منفی بشویم که نتوانیم به این سادگی‌ها خود را خلاص کنیم. سؤال که چی می‌تواند در همان ابتدا، ما را از گیر افتادن در بسیاری از گرداب‌های وحشتناک نجات دهد و به ما کمک کند که حافظ و نگهدارند انرژی و حال خوب باشیم. حتماً می‌دانید که انرژی مانند پول است. همان کاری که پول در دنیای بیرون انجام می‌دهد، انرژی در دنیای درون انجام می‌دهد. انرژی به‌سختی به دست می‌آید. در استفاده و خرج آن بایستی دقت کافی داشت.

همه ما دعای کنگره را خیلی دوست داریم، گاهی اوقات اگر در جلسه نباشیم و دعا را فراموش کنیم ناراحت می‌شویم. همیشه سعی می‌کنیم موقع دعا در جلسه باشیم، چون در دعای کنگره و در 14 ثانیه سکوت گفته می‌شود که فقط یک خواسته و یا یک دعا را مطرح کنید و از خداوند بخواهید. این تمرین خوبی است که فکر کنیم واقعاً چه چیزی از خداوند می‌خواهیم. چون خیلی وقت‌ها ممکن است ندانیم مشخصاً چه می‌خواهیم. همه ما ممکن است خیلی چیزها را بخواهیم؛ اما ندانیم که کدام مهم‌تر است و از بین آن‌ها کدام‌یک را باید انتخاب کنیم. دعای کنگره فرصت خوبی برای اولویت‌بندی خواسته‌هاست.

به شما عزیزان پیشنهاد می‌کنیم سخنان نگهبان کنگره 60 در مورد این دستور جلسه در روز چهارشنبه  96/3/17 را حضوری و یا از طریق سایت پیگیری کنید. "که چی" سی دی هم دارد و نوشتن آن می‌تواند بسیار مفید و مؤثر باشد.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بنام خدا

چهارمین جلسه از دوره پنجاه و نهم سری کارگاه‌های آموزشی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران، با دستور جلسه سیگار، در روز چهارشنبه مورخ 96/3/10 به استادی و نگهبانی مهندس و آقای امین دژاکام و همچنین دبیری خانم زهرا ساعت 15:45 آغاز به کار نمود. 

متن سخنان مهندس بزودی...

نام فایل تاریخ لینک
فایل صوتی سخنان مهندس 96/03/10 دانلود
فایل صوتی رهایی ها

96/03/10

-

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 خرداد 1396 :: نویسنده : علی کریمی
این جلسه دهمین جلسه از دوره پنجاه و نهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره 60؛ نمایندگی شادآباد روز سه شنبه مورخ 1396/03/09 با استادی آقای علی رحیمی و نگهبانی آقای آرمین تک روستا و دبیری آقای جلال منصور فلاح با دستور جلسه (در استحکام  پایه های مالی و علمی کنگره، من چه کرده ام؟) رأس ساعت 17:00 آغاز بکار نمود.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 خرداد 1396 :: نویسنده : علی کریمی
اعضای لژیون در افطاری ماه مبارک رمضان 1396/3/9 در کنار یکدیگر؛...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بنام خدا

جلسه از دوره پنجاه و نهم  سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران ، با دستور جلسه ی برای استحکام پایه های مالی وعلمی کنگره 60 من چه کرده ام؟ در روز چهارشنبه مورخ 96/3/3 به استادی و نگهبانی مهندس دژاکام و دبیری خانم زهرا راس ساعت 11 آغاز به کار نمود. 

[

سلام دوستان حسین هستم مسافر. 

امیدوارم حال همه شما خوب باشد، حال من هم بحمدلله خوب است. 

در مورد دستور جلسه، هر کسی باید کاری که انجام داده است، همان را بگوید. نباید خط مشی بدهیم و اینها را باید کنار بگذاریم.  سه مسئله بسیار مهم برای ما، خانواده و کشور و یک انجیو وجود دارد. اول منابع علمی، دوم منابع مالی، سوم نیروی متخصص. 

نیروهای متخصص فوق العاده ارزشمند هستند، مهمتر و سخت تر از همه، نیروی متخصصی است که پرورش داده شده است، برای همین است که موضوعی به اسم فرار مغزها مطرح می شود. شما نمی توانید نیروی متخصص را یک شبه درست کنید. ما در کنگره هم همینطور هستیم. پایه های علمی، مالی و نیروهای متخصص را داریم. ما با تمام نیرو، در حال پرورش نیروهای متخصص هستیم. آزمون کمک راهنمایی یکی از این موارد است. با شمشیر چوبی نمی توان به جنگ رفت. اگر یک نفر بخواهد افراد را از جهان اعتیاد خارج کند، نیاز به علم و آگاهی دارد. 

علم خریدنی نیست. در این بازار شلوغ، خیلی از چیزها هست که اصلاً علم نیست، فقط نام علم را با خودش یدک می کشد. مثلاً همین مسئله اعتیاد. هزاران مقاله علمی از دانشگاههای کمبریج، هاروارد و بزرگترین دانشگاههای جهانی نوشته شده است، ولی کدام یک از اینها به درمان اعتیاد منتهی شده است؟ کدام یک از اینها به درمان اعتیاد اعتقاد دارند؟

آنچه در کنگره 60 وجود دارد، تولید علم است، نه کپی علم. 

برای یک کشور تولید علم مهم است. تولید علم به راحتی میسر نخواهد شد. باید علمی تولید شود که بتواند کمک کند و عملی باشد. خوشبختانه ما در کنگره 60 تولید علم داشته ایم و هر روز آن را تکمیلتر می کنیم و به نتیجه می رسانیم. من از ساعت 5 صبح در حال رهایی دادن هستم. این رقم، رقم بسیار بالایی است. در هفته 70 ، 90 ، 100 نفر به رهایی و درمان می رسند. ما ترک اعتیاد زیاد داریم، ولی جایی درمان اعتیاد نداریم. کتاب جدیدی که من نوشته ام و در ارشاد است و امیدوارم مجوز آن را بتوانیم بگیریم، کتاب چهارده مقاله است. این چهارده مقاله کاملاً علمی هستند و یکسری مقالات نوشته ی خود من هست و یکسری مقالات هم محصول مشترک من و دوست خوبم ویلیام وایت. این کتاب در 380 صفحه نوشته شده است، ترجمه انگلیسی این کتاب هم شروع شده است. امیدوارم این مقالات در دانشگاه ها مورد استفاده قرار گیرد. یک راهنما نمی تواند تولید علم کند، ولی می تواند در جهت استحکام پایه های علمی حرکت کند. ما به گونه ای برنامه ریزی کردیم که تمام راهنماها بایستی میانگین ظرف 11 ماه درمان افراد را انجام دهند. زیر 10 ماه و بالای 11 ماه نباید رهایی داشته باشیم. دیگر 15 ماه مدت سفر اول نداریم، چون میوه اگر بیشتر از حد روی درخت بماند، خراب خواهد شد. 

آزمون ها، آزمایشها و سی دی ها همه جهت تحکیم علم هستند. 

در طول هفته 3جلسه آموزشی داریم، یک جلسه را برای سی دی های هفته قرار بدهید، دو جلسه دیگر را با توجه به دستور جلسه و سی دی های دیگر برنامه ریزی کنید. سی دی هفته، مباحث روز است، همه به درد همسفران می خورد و هم مسافران. 

و در خصوص استحکام پایه های مالی، ما الحمدلله حرکت های خوبی داشته ایم، ولی باید باز حرکات قوی تری انجام بدهیم. راهنماها می توانند پایه های مالی را استحکام ببخشند، چون راهنماها آموزش می دهند و می توانند شاگردان را توجیه کنند. 

راهنمایی می شناسم، که وقتی رهجو سوال کرده که چقدر برای مرزبان در پاکت بگذارم؟ راهنما گفته که 2000تومان بگذار کافیه ... راهنما باید بداند که این بر می گردد به خود او.

راهنما می تواند مسافر را متقاعد کند که در هفته همسفر بایستی بهترین هدیه را برای او تهیه کند یا در هفته مرزبان همینطور. اگر این موضوع را آموزش ندهد، رهجو نسبت به خود او هم همینکار را خواهد کرد. 

هر نفر از شماها حدود 10میلیون تا 11 میلیون تومان هزینه درمانتان است، این پول سرمایه اجتماعی است. ما دو نوع سرمایه داریم، یکی اجتماعی و یکی مالی.  وقتی راهنماها بدون مزد خدمت می کنند و افراد را به رهایی می رسانند، سرمایه اجتماعی هستند. چند وقتی است که 100 میلیون، 200 میلیون پرداخت می کنیم، چون مکان شعب دائماً در حال تغییر هستند و ما پرداخت می کنیم. دیروز دوشنبه لژیون مالی داشتم با دو تا از شعب. واریزی های لژیون مالی باید در سال جدید تمدید شود و هر 21یک روز، یک بار می بایستی جلسات لژیون مالی در شعب برگزار گردد. 

از اینکه به صحبت های من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم. 

 

نام فایل

تاریخ

لینک

فایل صوتی سخنان مهندس

96/03/03

دانلود

فایل صوتی رهایی ها

96/03/03

دانلود





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :